<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950</id><updated>2012-02-17T07:45:38.265+03:30</updated><title type='text'>مقالات فرهاد عرفانی - مزدک</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>48</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-2438035297112385293</id><published>2011-12-17T23:33:00.002+03:30</published><updated>2011-12-17T23:38:16.427+03:30</updated><title type='text'>ننگ و نفرت بر ایران ستیزان!</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#663333;"&gt;ننگ &lt;/span&gt;و نفرت &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;بر&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;ایران&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#663366;"&gt;ستیزان&lt;/span&gt;!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;اشاره به هشدار سالهای پیش اینجانب در رابطه با تخریب آثار باستانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;26آذر.هشدارجامعه باستان شناسی:تخريب بخشی از نقش برجسته بهرام دوم/ حراج اموال فرهنگی در سيستان و بلوچستان&lt;br /&gt;ايسنا غارت محوطه‌هاى سيستان و بلوچستان يادآور فاجعه‌ى جيرفت است سرويس: ميراث فرهنگى «جامعه‌ى باستان‌شناسى ايران» نسبت به بروز پديده‌ى نگران‌كننده‌اى در جنوب شرقى كشور كه يادآور فاجعه‌ى جيرفت است و نيز تخريب بخشى از نقش‌برجسته‌ى بهرام دوم اظهار نگرانى كرد। به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، در پايگاه اطلاع‌رسانى «جامعه‌ى باستان‌شناسى ايران» يادداشتى درباره‌ى آنچه در هفته‌هاى اخير در حوزه‌ى ميراث فرهنگى رخ داده، منتشر شده است। در ابتداى اين مطلب آمده است: هرچند وضعيت نگهدارى از ميراث فرهنگى به‌طور کلى مناسب نيست و پيوسته اخبار تخريب محوطه‌هاى باستانى و يادمان‌هاى تاريخى به گوش مي‌رسد، اما در چند روز اخير، دو خبر منتشر شده که سبب حيرت است. خبر نخست، تخريب بخشى از نقش‌برجسته‌ى بهرام دوم، شاهنشاه ساساني، در تنگ چوگان در بيشاپور است که با توجه به اخبار مشابه درباره‌ى تخريب‌ها در غار شاپور نگران‌کننده‌تر مي‌شود. خبر دوم بازار داغ حراج و فروش اموال فرهنگى (سکه‌هاى قديمى) ايران در جنوب شرق کشور در مسير مرزى ايران ـ افغانستان است. دلايل چندى وجود دارد که اين دو رويداد را بيش از پيش ناگوار مي‌کند. در ادامه‌ى اين مطلب بيان شده است: از يک سو، مجموعه‌ى تاريخى کلان و پراهميتى همچون بيشاپور و تنگ چوگان که جزو محوطه‌هاى بزرگ و ملى محسوب مي‌شود، عرصه و حريم مصوب دارد و سازمان ميراث فرهنگى براى حفاظت از آن، پايگاهى دائمى در آنجا تأسيس کرده، قاعدتا به‌طور ثابت توسط مأموران و نگاهبانان محافظت مي‌شود. در چنين شرايطى به آثار تاريخى ـ فرهنگى کشور چنين آسيب‌هايى مي‌رسد و سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى ناتوان از جلوگيرى است. اين رويداد حاکى از آن است که در سازمان‌دهى يا برنامه‌هاى کلان حفاظتى ميراث فرهنگى کشور مشکلات و نکاتى منفى وجود دارد که باعث مي‌شود آثار تاريخى ـ فرهنگى همچنان آسيب‌پذير باشند و مراجع ذي‌ربط در برابر آسيب‌هاى احتمالى از اين دست ناتوان باشند. هرچند دلايل تخريب و آسيب به نقش‌برجسته‌ى بهرام دوم ناشناخته است و ممکن است از دلايل متعددى ناشى شده باشد، با اين حال و صرف نظر از چگونگى آن دلايل، هيچ‌کدام نافى مسؤوليت‌ها و وظايف قانونى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى براى حفاظت از آثار تاريخى ـ فرهنگى نيستند، بويژه سازمان ميراث فرهنگى وظيفه دارد دلايل و عوامل تخريب‌ها و آسيب‌ها را به‌طور کارشناسانه بررسى و مطالعه كند و در راستاى کاهش چنين تخريب‌هايى بکوشد. در ادامه‌ى اين مطلب آمده است: از سوى ديگر، با پديده‌ى نگران‌کننده‌ى ديگرى در جنوب شرقى کشور روبه‌رو هستيم که يادآور ماجراى جيرفت است و بالقوه مي‌تواند به فاجعه‌اى همچون جيرفت، که در يک دهه‌ى گذشته رخ داد، منجر شود. خريد و فروش آسان سکه‌هاى تاريخى ايران در شهر «زرنگ» در افغانستان سبب شده که مردم فقير در مناطقى از استان سيستان و بلوچستان براى کسب درآمد از راه فروش سکه، به تخريب و غارت محوطه‌هاى باستانى رو آورند که وديعه و ميراث فرهنگ بشري‌اند و بايد به بهترين شکل حفاظت شوند. اين ماجرا شباهت بسيارى به همان ماجراى اسف‌بارى دارد که يک دهه پيش در جيرفت شاهد آن بوديم و به يک سرافکندگى بزرگ منجر شد. سهولت خريد و فروش اشياى تاريخى ـ فرهنگى و از همه مهم‌تر، خروج آسان اين اشيا از مرزهاى قانونى و حفاظت‌شده‌ى کشور، نمايشگر اين واقعيت تلخ است که مراجع ذي‌ربط از جمله نيروى انتظامى استان سيستان و بلوچستان و نيز سازمان ميراث فرهنگى از مسائل و اتفاقاتى بس مهم و فاجعه‌بار در پيرامون خود غافل هستند. سهل‌انگارى در زمينه‌ى حفاظت از ميراث فرهنگى و بشرى مي‌تواند بار ديگر فاجعه‌ى جيرفت را تکرار کند و فراگير شدن اين پديده ممکن است هزينه‌هاى جبران‌ناپذير بسيارى را براى کشور به بار آورد. «جامعه‌ى باستان‌شناسى ايران» در پايان از نهادهاى ذي‌ربط، بويژه سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى خواسته است كه از تمام توان خود براى حفاظت اصولى از ميراث فرهنگى بهره گيرند تا مبادا دوباره شاهد فجايعى مانند غارت محوطه‌هاى باستانى جيرفت باشيم. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;26 آذر 1390&lt;br /&gt;26آذر.تخريب بناهای تاريخی و ملی هدفمندانه صورت ميگيرد&lt;br /&gt;ايلنا:عضو کميسيون فرهنگی مجلس در خصوص تخريب بناهای تاريخی کشورمان هشدار داد. به گزارش خبرنگار پارلمانی ايلنا، "سيد جلال يحيی زاده" در مجلس هشتم با انتقاد از روند تخريب بناهای تاريخی و ملی کشورمان اظهار داشت: «بسياری از دشمنان ما نسبت به وجود اين گونه آثار ارزشمند ابراز نگرانی ‌مي‌کنند و اين درحاليست كه بناهای تاريخی تابلوی ارزشمند مفاخر ايرانی است.» نماينده مردم تفت و ميبد افزود: «به نظر ‌مي‌رسد برخی از متعصبين و افراطيون مذهبی با تفکرات گروهکی خاص درصدد از بين بردن تاريخ و پيشينه کهن ايران و ايرانی هستند اما اين کوشش ها راه به جايی نخواهد برد.» وى ادامه داد: «در برخی موارد بافت‌های قديمی بعضی شهرها نظير استان يزد‌، محدوديت‌‌هايی ايجاد ‌مي‌کنند به اين معنى كه اجازه ساخت و ساز جديد يا مرمت نمي‌دهد لذا افراد برای دستيابی به منافع و مطامع مادی نسبت به تخريب اين بناها اقدام ‌مي‌کنند.» يحيی زاده‌، مجلس و دولت را به ايجاد راهکارهايی برای رفع مشکلات موجود فرا خواند و افزود: « اگر در لايحه بودجه‌، اعتباری برای تملک اين بناها ديده شود به طور قطع بسياری از مشکلات موجود برطرف خواهد شد.» وی در عين حال از روند تخريب بناهای خارج از شهر که شامل قاعده فوق نمي‌شود ابراز نگرانی کرد و افزود: «اگر سياسيون به خاطر جنبه‌های سياسی و برای افراطيون مذهبی برای تعصب نابجا نقش داشته باشند در واقع به دشمنان خارجی و داخلی که با عزت ايران اسلامی مشکل دارند‌، کمک کرده‌اند لذا پرهيز از اين اقدامات و روشن کردن افکار عمومی و حتی برخی از به ظاهر روشنفکران ضروری به نظر ‌مي‌رسد.» يحيی زاده همچنين در خصوص شناسنامه دار شدن برخی اشياء عتيقه نيز اظهارداشت: «اين بحث در کميسيون مطرح شده و در حال بررسی است.» وی ادامه داد: «اگر در اين خصوص قانونی مدون و مصوب شود مشکلات اين بخش نيز تا حدود زيادی برطرف خواهد شد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt;به جوانان سرزمین پدری!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;فرهاد عرفانی – مزدک&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;جوانان ایرانزمین!&lt;br /&gt;در خبرها خواندم که دو هفته پیش، افرادی، به یکی از سرستونهای کاخ آپادانا، آسیب جدی وارد آورده، تا پنجاه درصد آنرا تخریب کرده اند!&lt;br /&gt;اگر خبر فوق را در کنار اخبار اخیر در مورد تخریب فیزیکی نوشته های یکی دیگر از ستونهای همین کاخ و همچنین تخریب نوشته های کتیبه پیدا شده در بوشهر، که سند مالکیت خلیج فارس خوانده شده، بگذاریم و به تهاجم وسیع فرهنگی و رسانه ای استعمار، به بنیانهای هویتی ملت ایران و زبان فارسی و تحریکات قوم و قبیله ای و تجزیه طلبانه نیز توجه کنیم، متوجه حرکاتی همه جانبه و بنیان کن می شویم که هدفی جز نابودی ملت ایران را جستجو نمی کند! حرکتی که توسط آقای مایکل لدین در مؤسسه اینترپرایز، بنیان گذاری شد و اکنون با حمایت همه جانبه سرویسهای اطلاعاتی هلند، سوئد، انگلستان، کانادا و اسرائیل و آمریکا، عربستان، جمهوری آران ( آذربایجان قلابی! ) و ترکیه، به پیش برده می شود.&lt;br /&gt;پان ترکها و پان عربها، پیشتاز این حرکت ضد ایرانی هستند. آنها همان نقشی را بعهده گرفته اند که از منظر تاریخی هم، بعهده داشته اند!&lt;br /&gt;تخریب فیزیکی آثار و اسناد بجای مانده از نیاکان، در دستور کار مزدوران بیگانه قرار گرفته است! چرا که تخریب معنوی ایرانیان و بنیانهای فرهنگی ایشان، تا زمانیکه آثار باستانی وجود دارند، کاری کامل بحساب نمی آید! بر همین اساس است که با کلنگ و تیشه به جان آثار پراکنده در گوشه و کنار کشور افتاده اند و صد البته سربازان گمنام امام زمان هم در خواب ناز بسر می برند!!&lt;br /&gt;جوانان عزیز ایرانی!&lt;br /&gt;به میدان بیائید! با تشکیل گروههای محلی، در هر منطقه ای از ایران عزیز که هستید، به حراست از هویت و هستی خود بپردازید! و مانع ادامه کار این وطن فروشان شده، این مزدوران را به هر شکل که صلاح می دانید، مجازات کنید! نگذارید اندک مدارک بجای مانده از پدرانتان، توسط عوامل بیگانه نابود شود.&lt;br /&gt;بیگانگان در اندیشه نابودی کامل شناسنامه ملی شما هستند! به آنها نشان دهید که فرزندان راستین کورش، بابک و نادر هستید...&lt;br /&gt;10/2/1388&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-2438035297112385293?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2438035297112385293'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2438035297112385293'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2011/12/blog-post.html' title='ننگ و نفرت بر ایران ستیزان!'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-1965201085267837172</id><published>2011-10-05T13:06:00.002+03:30</published><updated>2011-10-05T13:14:28.300+03:30</updated><title type='text'>هویت یعنی چه؟</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;هویت&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;یعنی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;چه&lt;/span&gt;؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#006600;"&gt;مزدک&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هویت انسانی، مقوله ای اجتماعی است. همۀ انسانها به هنگام تولد، فارغ از اینکه در کجای زمین بدنیا می آیند، و یا از چه تعلق قومی و قبیله ای برخوردارند، دارای ویژگیهای یکسان نوع انسانی، در میان انواع موجودات زنده هستند و هیچگونه تفاوت ماهوی با یکدیگر ندارند. بنا بر این، مقولۀ هویت انسانی، که در دوران رشد و تکوین انسان در جامعه شکل می گیرد، امری کاملأ اجتماعی و جامعه شناسانه است و ربطی به خون و نژاد و رنگ پوست و امثالهم ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هویت اجتماعی؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هویت اجتماعی انسان، از پنج مؤلفه پیروی می کند. به زبان دیگر، بر اساس پنج مؤلفۀ تأثیر گذار، شکل می گیرد؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- عوامل جغرافیائی – اقلیمی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- عوامل سیاسی و تاریخی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- عوامل اقتصادی و معیشتی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- عوامل فرهنگی ( زبان و ادبیات و هنر، میراث اساطیری، سنن و آداب، اعتقادات و آئین ها و رسوم و یادمانها )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5- مؤلفه های تربیتی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1 - عوامل جغرافیائی – اقلیمی، به مجموعه عواملی گفته می شود که متأثر از ویژگیهای مربوط به اقلیم، طبیعت و آب و هوا است، که در طی قرون و هزاره ها، می تواند بر نوع رفتار زیست – محیطی افراد تأثیر گذاشته، و هویتی اجتماعی خاص، یا احساس تعلقی بخصوص را در یک گروه انسانی، از گذر زندگی تاریخی، ایجاد نماید. ریشۀ بخشی از احساسات مربوط به تعلق سرزمینی را، در این عامل، باید جستجو کرد. اما وجه تشابه در بین یک گروه انسانی، که فقط متأثر از این عامل باشند، قادر به ایجاد هویت اجتماعی نیست، بلکه این عامل، همانگونه که قبلأ ذکر شد، تنها می تواند یکی از عوامل گستردۀ ایجاد هویت، و احساس تعلق به یک گروه خاص انسانی باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - عوامل سیاسی و تاریخی:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به مجموعۀ عواملی گفته می شود که متأثر از سرنوشت سیاسی و تاریخی مشترک یک گروه خاص از انسانها هستند. دقت شود که وقتی می گوئیم: « یک گروه خاص از انسانها »، منظورمان همزمان، آن گروهی از انسانها هستند که، در بین خود، می توانند شامل گروهها و دسته های متعدد انسانی، در حوزه های مختلف جغرافیائی باشند. یادمانده های تاریخی، شادیها، غمها و نبردها و شکستها و پیروزیهای مشترک، از جملۀ عواملی هستند که از منظر تحمل نوع نظامهای سیاسی خاص و حوادث مشابه، می توانند تأثیرات ماندگاری بر احساس هویت مشترک بگذارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 – عوامل اقتصادی؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عوامل اقتصادی در احراز هویت مشترک عبارتند از: شیوۀ تولید اقتصادی، روابط تولید، سطح و نوع تولید، ابزار خاص تولید و امکانات تولیدی یک گروه بخصوص از انسانها، که در یک اقلیم مشخص تاریخی، زندگی کرده و می کنند.&lt;br /&gt;بسته به اینکه این گروه انسانی مفروض، از گذر یک جریان ( پروسۀ ) تاریخی، در هر یک از عوامل فوق، متأثر از چگونه نظامی بوده اند، دارای ویژگیهای مشترکی می شوند، که این ویژگیها، نوعی خاص از احساس مشترک و تعلق تاریخی را ایجاد می کنند. بعنوان مثال، قرنها حاکمیت نظام زمینداری ( فئودالیسم ) در بین ملل اروپائی، و یا حاکمیت نظام ارباب و رعیتی در ایران، منجر به ایجاد دو نوع متفاوت از احساس مشترک، نسبت به روابط تولیدی و رابطۀ انسان با انسان، و انسان با زمین، در بین این دو گروه انسانی شده اند. تفاوت نوع نگاه به اشرافیت در جوامع اروپائی و فرهنگ منتج از آن، با نوع نگاه مردم ایران به همین مقوله، برخاسته از همین تنوع تولید، روابط و ابزار تولیدی متفاوت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 – عوامل فرهنگی؟؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عوامل فرهنگی، آنگونه عواملی هستند که؛ از گذر زندگی مشترک اجتماعی، و تحت تأثیر نوع روابط انسانی حاکم بر جوامع، و متأثر از کلیۀ عوامل اقلیمی، سیاسی، تاریخی و اقتصادی، ایجاد می شوند. این تأثیرات در صورت تداوم تاریخی، زمینه های پیدایش نوعی خاص از جهان بینی، اعتقادات، زبان مشترک، هنر و سنن و آداب و آئینهای اجتماعی منحصر بفرد را فراهم می آورند. این عوامل، بدلیل اینکه در زمانی نسبتأ طولانی ایجاد می شوند، به همان نسبت ماندگارتر و مستحکم تر از عوامل دیگر هستند، و بخش اصلی از هویت اجتماعی انسان را، شکل می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عوامل فرهنگی به مرور زمان تغییر شکل می دهند، و ممکن است تضعیف و یا تقویت شوند، اما بن مایه های تاریخی آنها، کمتر دچار تحولات آنی و دوره ای می گردند.&lt;br /&gt;بسته به اینکه انسان، در هنگام تولد، در کدام حوزۀ فرهنگی قرار گیرد، طبیعتأ احساس هویت اجتماعی او دارای مشخصه های منحصر بفرد همان حوزه ( در آینده ) می شود. این مشخصه ها، با انسان و رشد اجتماعی او، از طرف محیط زندگی، محیط آموزش، محیط کار و مجموعۀ روابط اجتماعی، به وی، خودآگاه و یا نا خودآگاه، تزریق می شوند. ارادۀ انسان بالغ، کمتر می تواند در این ماندگارهای ریشه دار، تغییر ایجاد کند، بلکه حداکثر، سمت و سوی رفتار اجتماعی را می تواند تا حدی تحت تأثیر قرار دهد. بنا بر این، هویت فرهنگی، امری نیست که از کسی سلب شود یا بتوان به زور به وی تحمیل کرد. این هویت، در واقع، هستۀ اصلی تشکیل دهندۀ شخصیت اجتماعی انسان است. بنا براین، طلبیدنی و خواستنی نیست! آنچه اینروزها در گوشه و کنار، و بخصوص آذربایجان، تحت عنوان « هویت طلبی » مطرح می شود، در واقع نوعی از حقه بازی سیاسی، نه برای احراز هویت، بلکه در واقع به جهت سلب آنست! که در هر دو صورت، آب در هاون کوبیدن است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که ذکر شد، هویت اجتماعی انسان، از عوامل بسیاری متأثر است، که حوادث و رویدادها و تغییرات مقطعی، قادر به ایجاد تغییرات اساسی در بن مایه های آن نیستند، و نمی توان با تکیه بر یک یا دو عامل تمایز، مثل زبان و یا اعتقادات، بین گروهی از انسانها، با گروهی دیگر، اعلام هویت مستقل کرد!&lt;br /&gt;گروه انسانی فاقد هویت، و یا سلب هویت شده، بر روی کرۀ زمین وجود ندارد، چرا که انسان در جامعه زندگی کرده و رشد یافته است، و تکامل او، اجتماعی بوده است، نه انفرادی! هر انسانی، در هر جامعه ای که زندگی می کند، جدا از مسائل حقوقی و سیاسی در یک مقطع خاص تاریخی، دارای هویت مشخص اجتماعی و تاریخی است. می توان هویت مشخص تاریخی او را نادیده گرفت، اما نمی توان آنرا سلب کرد! بنا بر این، طرح بحث (( هویت طلبی )) تنها می تواند با اغراض خاص سیاسی، بجهت ایجاد تفرقه مطرح شود و لاغیر! اگر منظور از بحث هویت طلبی، نادیده گرفتن یک هویت مشخص، مثلا هویت آذربایجانی باشد، که این نیز یک مغلطه بزرگ است! چرا که در کل تاریخ اجتماعی منطقه آذربایجان ایران، ما هرگز با یک هویت اجتماعی خاص و مستقل از مجموعه هویت ایرانی، روبرو نبوده ایم. مردم این منطقه از ایران، در تمامی مؤلفه های برشمرده شده برای کسب یک هویت اجتماعی، با دیگر مردمان در سایر مناطق، مشترک بوده اند، و از گذر یک زندگی مشترک چند هزار ساله، هویتی غیر از هویت یک ایرانی را نشان نمی دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - عوامل تربیتی؟؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخرین عامل تأثیر گذار در شکل گیری هویت اجتماعی انسان، عامل تربیتی است. این عامل، خود متأثر از عواملی همچون، نوع روابط اخلاقی – فرهنگی و رفتاری حاکم بر خانواده، آموزش و پرورش، و همچنین جامعه است. هر یک از این سه حوزه، بخشی از حوزۀ نفوذ تربیت انسان را شکل می دهند. بسته به اینکه هر یک از عوامل فوق، چقدر گسترده تر عمل کنند، و انسان مورد نظر را تحت پوشش آموزه های خود قرار دهند، تربیت انسانی را می توانند در حوزۀ نفوذ خود بگیرند. امروزه، آموزش و پرورش و جامعه ( بخصوص بخش مربوط به رسانه ها )، سهم عمده تری نسبت به عامل خانواده، بر عهده گرفته اند و شاید بهمین دلیل نیز باشد که تشابه بیشتری در بین گروههای انسانی، مشاهده می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هویت ایرانی!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به آنچه آمد، اکنون راحت تر می توان به مبحث هویت ایرانی، و مباحث جدید مطروحه از جانب عوامل استعمار گران در اینمورد پرداخت. مباحثی همچون بحث خنده دار! هویت طلبی، تفاوتهای گویشی و یا زبانی، تمایزات فرهنگی و شک و تردید های تاریخی.&lt;br /&gt;هنگامیکه صحبت از « ایران » می شود، ذهن، خودبخود، متوجه جغرافیای سیاسی فعلی، و ترکیب جمعیتی، و ویژگیهای امروزین آن می شود، در حالیکه از منظر هویت شناسی، واژۀ « ایران » در بر گیرندۀ دیرپا ترین یادمانهای مدنی و تاریخی بشریت، در حوزه ای بسیار گسترده تر از مرزهای سیاسی امروز است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایران، کهن ترین سرزمینی است که بشر موجود در آن، در طی هزاره ها، هویت اجتماعی یافته، و مجموعه ای از مشخصه های خاص و متمایز را، از گذر این هزاره ها، شکل داده و پرورانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگرچه هویت مکتوب ایرانی، خود را با داده های میترائی و اوستائی نمایان می سازد، اما این داده ها، هرگز نمی توانسته اند یکشبه، و خلق الساعه، پدید آمده باشند، و نتیجۀ هزاران سال بده – بستان اجتماعی – اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، در بین گروههای گستردۀ انسانی، بوده اند. گروههایی که شاید امروز هیچ نشانی از ایشان نباشد، اما میراث آنها، بخشهای اصلی هویت ایرانی را شکل می دهند و او را از بقیه مردمان، در سایر حوزه های هویتی، جدا می سازند. مشخصه های اصلی این هویت را می توان در چنین زمینه هائی بر شمرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- حوزۀ جهان بینی و فلسفه و اخلاق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- حوزۀ سنن و آئین و رسوم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- حوزۀ زبان و ادبیات و هنر و فرهنگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- حوزۀ جمعیت شناسی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با یک نگاه سریع به چهار حوزۀ فوق، و موضوع تأثیرات هویتی آنها، بسادگی می توان، هویت ایرانی را تعریف کرد؛&lt;br /&gt;ایرانیان، مردمانی هستند از تیره های مختلف انسانی، با روابطی دیرپا، که از در آمیختگی جمعیتی، در طی هزاره ها، هویتی مشترک، بنام هویت ایرانی، یافته اند. آنها همواره اعتقادات گوناگون داشته اند، اما اهل تعصب نبوده، بلکه اهل تسامح بوده اند. به احساسات انسانی، اهمیت فوق العاده داده اند، اهل مدارا و مهر و محبت و عشق هستند. دوستدار زیبائی و هنر می باشند. زبان فارسی و شاخه های گویشی آن، در طی حداقل چهار هزار سال گذشته، محور شکل دهی هویت ادبی – فرهنگی ایشان بوده است.&lt;br /&gt;ایرانیان توانسته اند مجموعه ای از رسوم و آئین های منطبق با طبیعت، و حیات این جهانی انسان را، شکل دهند که اکنون، دارای ارزشهای همه بشری است. این هویت، با مشخصه های فوق، اگر چه دائمأ به اشکال مختلف، مورد تعرض قرار گرفته است و در زوایائی، تقویت، و در جهاتی، تضعیف شده است، اما در نگاه به رفتار اجتماعی هر ایرانی، به سهولت عناصری از مجموعۀ فوق را می توان در وی، و منش و سلوک او، دریافت.&lt;br /&gt;ایرانی، مغرور و شجاع، فهیم و انساندوست و صلح طلب و آزادیخواه و عدالتخواه است. اهل تعصب نیست، اهل تحمل است! به دانائی و دانش عشق می ورزد و اهل جنگ و نفرت نیست و صلح طلب است. هویت اصلی او، با ستایش شادی، عجین است، اگرچه قرنها تلاش شده است که اندوه، بر وی حاکم شود. ایرانی، خونگرم است و همدردی می کند، و اهل همدلی است، و به روابط انسانی و محبت آمیز، اهمیت فوق العاده ای می دهد.&lt;br /&gt;ایرانی، ارزش فوق العاده ای برای زحمات پیش قراولان اندیشه و هنر و ادبیات قائل است، و در طی هزاره ها، از میراث گذشتگان، در این زمینه ها، حفاظت کرده و بر آن افزوده است. ایرانی، هرگز به حقوق دیگران تجاوز نمی کند، اما سرسختانه از حقوق خود دفاع می کند. ایرانی، همیشه با سلاح اندیشه، به نبرد با متجاوزین به حریم زندگی تاریخی اش رفته است!&lt;br /&gt;ایرانیان، میهمان را گرامی می دارند و همواره وی را در خانۀ خویش ( سرزمین ایران ) پذیرفته اند، و اتاقهای این خانه را با او شریک گشته اند، اما به این خانه عشق می ورزند، و حاضر نیستند از خیر آن بگذرند!!&lt;br /&gt;با این اوصاف، هر کس در این سرزمین، و یا خارج از آن، نشانه های از ویژگیهای بر شمرده را، در خویش می بیند، هویت ایرانی دارد، و هر کس این هویت رابر نمی تابد، حتی اگر شناسنامۀ ایرانی داشته باشد، ایرانی نیست.&lt;br /&gt;امروز، همۀ کسانیکه تحت هر عنوان، و به هر بهانه ای، در برابر این هویت ایستاده اند، و تلاش می کنند بصورت ساختگی، و با جعل تاریخ، و ترویج نفرت، هویتی دروغین را، تحت عنوان هویت طلبی!؟، به بخشی از این مردم حقنه کنند، مطمئنأ دشمن این ملت هستند، و هیچ نیت خیرخواهانه ای، در پس ادعاهای دروغین، و غیر علمی ایشان، وجود ندارد.&lt;br /&gt;مردم ایران، جدا از اینکه در کدام بخش این سرزمین زندگی می کنند، و در منطقۀ خود، دارای چه ویژگیهای بومی هستند، و چه دین و آئین و گویش و زبانی دارند، در آنچه بعنوان هویت ایرانی تعریف شد، مشترک هستند. این هویت، در پی هزاران سال زندگی مشترک، همراه با غم و شادی و تلاش و رزم مشترک، و تلاش گسترده فرهنگی بدست آمده است، و آن را نمی توان با مشتی خزعبلات دست ساز بیگانه، از ایشان سلب کرد، و تحت عنوان بی معنای « هویت طلب »، بخشی از این مردمان را بدون هویت، و طالب هویت! دانست. مردم ایران، چنین توهین و تحقیری را هرگز نخواهند پذیرفت.&lt;br /&gt;مردمی که عمیق ترین اندیشه های انسانی، و مفهوم مدنیت و انسانیت را، در قالب برجسته ترین و بزرگترین نمونه های ادبی و هنری، به بشریت عرضه کرده اند، نیازی به هویتهای جعلی مشتی نوکر استعمار ندارند، و پاسخ این دشمنان دوست نما را، با همبستگی آهنین، و پایفشاری بر هویت اصیل ایرانی خود، خواهند داد!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-1965201085267837172?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/1965201085267837172'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/1965201085267837172'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2011/10/blog-post.html' title='هویت یعنی چه؟'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-6218576193595926836</id><published>2010-08-21T02:20:00.002+04:30</published><updated>2010-08-21T02:40:45.156+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ایران&lt;/span&gt;، انگلیس، &lt;span style="color:#663300;"&gt;استعمار&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#33cc00;"&gt;–&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#330099;"&gt;&lt;strong&gt;مزدک&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در این نوشته نمی خواهم به تاریخ روابط ایران و انگلیس بپردازم، زیرا نه مجال آن هست و نه چندان نیازی به این کار است! به اندازۀ کافی در اینمورد کتاب و مقاله نوشته شده است. غرض از نگارش این مقاله، پرداختن به آنچنان راهکارهائی است که بتواند، نه حتماً در کوتاه مدت، بلکه در دراز مدت، به دخالتها و توطئه چینی های استعمار پیر پایان دهد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; برای پرد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اختن به چگونگی مبارزه با استعمار انگلیس، لازم است بدانیم که دولت فخیمه! از چه ابزاری برای رسیدن به مقاصد، بهره می جوید؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; استعمار انگلیس، از هر ابزاری که بتواند حتی یک گام، ایشان را به هدف نزدیکتر سازد، سود می جوید و در همۀ حوزه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز وارد شده، بر اساس برنامه ریزی دراز مدت عمل می کند. اما تجربه تاریخی نشان داده است که مبنای کار دراز مدت استعمار انگلیس برای رسیدن  به مقاصد، شناخت و نفوذ گسترده فرهنگی در حوزۀ مورد نظر است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; طبیعتأ اولین گام در جهت شناخت جامعۀ هدف، پی بردن به لایه های زیرین زبان و سنن و آداب و رفتارهای اجتماعی، کند و کاو در حوزۀ تاریخ، و همچنین، اعتقادات و اسطوره شناسی است. هم از اینجهت است که استعمار انگلیس، هر جامعه ای را بعنوان هدف تعیین کرده است، در اولین گام تلاش کرده، به زبان آن مردم تسلط یافته، نسبت به مؤلفه های فوق الذکر شناخت پیدا کند  و منابع تاریخی آن جامعه را مورد بررسی قرار داده و آثار فیزیکی و مادی آنرا به یغما ببرد.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گسیل مستشرقین از سوئی، و خارج کردن منابع نوشتاری و  تاریخی و اسناد هویتی ایرانیان در چهار صد سال گذشته، دقیقأ در اینجهت صورت پذیرفته است.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دومین گام در جهت رسیدن به هدف، تلاش در جهت  تغییر زبان ملت مورد نظر، و اگر این شیوه ناموفق بود، کوشش در جهت تغییر تدریجی هویت زبانی و فروپاشی آن از درون است! در اینجا ممکن است برای خواننده این پرسش پیش بیاید که چرا استعمار انگلیس تا این حد به مسئلۀ زبان اهمیت می دهد؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; پاسخ از نظر نگارنده روشن است؛ نظر به اینکه در یک ساختار فرهنگی -  تاریخی، عنصر اصلی و رکن پایه در شکل گیری هویت جمعی، و در پی آن، هویت تاریخی، زبان یک تودۀ مشخص است، بنابراین هر گونه شناخت، نفوذ و تغییر در وضعیت، منوط به تغییراتی است که در این رکن پایه و عنصر اصلی صورت می پذیرد.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بعنوان مثال، زبان فارسی در جامعۀ ایران، به معنای وسیلۀ ارتباط  تاریخی توده های مردم، از اقوام و طوایف گوناگون، هماهنگ کنندۀ سنن و آداب مناطق مختلف و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر، شکل دهی ادبیات ملی و شاخه های هنری آن همچون خوشنویسی، کاشیکاری، سفالگری، فلزکاری و معماری و... بسیاری هنرهای دیگر بوده است. زبان فارسی، همپای همۀ تغییرات اجتماعی و فرهنگی و هویتی ملت ایران، رشد و تغییرکرده، و با همۀ زیر مجموعه های هویت ملی، رابطه برقرار کرده است. این رابطه تا آن حد گسترده است که بواقع، هویت ملی ایرانیان، بدون زبان فارسی، بی معنی می شود!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگر زبان فارسی را از این ملت بگیرید، سنن تاریخی، ادبیات، شعر، آداب و فرهنگ عامه، هنر، اسطوره، اعتقادات و همه چیز این ملت را از وی گرفته اید. به معنای دیگر، ایرانی، بدون زبان فارسی، یعنی بدون جهان بینی و فلسفه و تاریخ و شعر و ادبیات و هنر و رسوم و هویت ملی و کیستی! این، تنها زبان فارسی است که روند حیات چند هزار سالۀ ایرانیان، در همۀ حوزه های زیستی را، توضیح می دهد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;زبانهای محلی و یا زبانهای وارداتی ( همچون ترکی و عربی )، تنها دوره ای کوتاه از تاریخ طولانی این مرز و بوم، و بخشی کوچک از جامعه را در بر می گیرند، که همین بخشها نیز، عمیقأ متاثر از نمودهای فرهنگی متأثر از زبان فارسی هستند و جلوه های حضور خود را در ایران بواسطۀ این زبان ( فارسی ) توضیح و گسترش داده اند. مجموعۀ بزرگی از کتب ادبی و شعر و داستان و حتی علمی بزبان فارسی، که توسط آذری زبانها و یا عرب زبانها در ایران بوجود آمده، مؤید گفتار فوق است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بنابر آنچه آمد، اکنون در می یابیم چرا استعمار انگلیس، تلاشی وافر داشته است که با توجه به ابزار و شیوه های متنوع و گسترده، کاخ  بلند زبان فارسی را خلل وارد آورده، و اگر بتواند، از صحنه براند. روشهای اتخاذ شده در این رابطه عبارت بوده اند از:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;1 -  ترویج هر چه گسترده تر آموزش زبان  انگلیسی، از طریق موسسات آموزشی، پذیرش دانشجو، نشر کتب و مجلات و روزنامه ها، تولیدات انبوه آثار هنری و فرهنگی.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;2 -  رسمیت دادن زبان انگلیسی، بعنوان زبان دوم، در آموزش و پرورش کشور.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;3 -  راه انداختن نهضت یکطرفه ترجمه از زبان انگلیسی به فارسی، در جهت انتقال یکسویه فرهنگ و ادبیات و تخریب فرهنگ ملی.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;4 -  القای زبان انگلیسی، بعنوان زبان علمی و جهانی!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;5 -  تلاش در جهت تغییر خط  و قطع ارتباط فرهنگی بین نسلها.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;6 -  تحقیر زبان ملی، از طریق عوامل  فرهنگی و خودباختگان داخلی.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;7 -  تقویت زبانهای محلی و در تقابل قرار دادن آنها با زبان مشترک.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;8 -  ترویج آسانگیری در بکار گیری واژه های انگلیسی، و نداشتن تعصب نسبت به داشته های لغوی، و همچنین، از بین بردن حساسیت نسبت به ورود واژگان خارجی.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;9 -  ترویج و القای مساوی بودن سواد و معلومات بالا، با دانستن زبان انگلیسی!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; با اتخاذ و بکار گیری روشهای بر شمرده شده، بخصوص در صد و پنجاه سال گذشته، استعمار انگلیس موفق شده است فرهنگ خود باختگی و بیگانه پرستی را، تبدیل به فرهنگ عمومی جامعه کرده، و بویژه روشنفکران، نخبگان و مدیران سیاسی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، و از سوی دیگر، راه را برای تضعیف هر چه بیشتر زبان فارسی، بگشاید. از همین روست که می بینیم حساسیت نسبت به حفظ و گسترش زبان ملی و مشترک، روز بروز کمتر شده، و اغلب برگزیدگان جامعه، به خودزنی در این زمینه مشغول گشته اند. کار تا آنجا بالا گرفته است که استعمار، اکنون، علنی و رسمأ وارد صحنه شده، و توسط عوامل خود، دقیقأ همان سیاستی را که صهیونیستها در سرزمینهای فلسطینی  پیش می برند، در مناطق مرزی، و در میان اقلیتهای قومی ایران، به پیش می برد: یعنی تلاش در جهت تغییر هویت ملی و منطقه ای. بعنوان مثال تلاش می شود اسامی فارسی مناطق آذری نشین، از فارسی به ترکی تغییر داده شود. برای این مناطق، تاریخ جداگانه و مستقل از ایران تدوین شود. خواست آموزش و پرورش به زبان محلی؟! ( و نه آموزش ِ زبان مادری! )، به یک خواست عمومی تبدیل شود!!! ادبیات ملی و فارسی، در حوزۀ منطقه ای، تضعیف شده، ادبیات بومی گسترش یابد. زبان محاوره و روزمره در ارتباطات اداری و آموزشی و دانشگاهی، از فارسی به ترکی تغییر یابد. پستها و مسئولیتهای اداری و دولتی، به افراد ترک زبان سپرده شود...&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;همانطور که مشاهده می شود، پیشبرد سیاستهای فوق الذکر، در دراز مدت، نتیجه ای جز جدائی انداختن هر چه بیشتر، بین مناطق فوق الذکر، با بقیۀ پیکرۀ هویت ملی، ندارد! و در نهایت، به تجزیۀ این مناطق، و نابودی فرهنگ چند هزار سالۀ مبتنی بر زبان فارسی، که رمز اصلی وحدت ملی است، منجر می شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="color:#000099;"&gt;چگونه با سیاستهای فرهنگی استعمار مقابله کنیم؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;اولین، مهمترین، و اساسی ترین گام، حذف زبان انگلیسی از عرصۀ آموزش عمومی کشور است!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; شاید این پیشنهاد، با توجه به جو موجود در رابطه با این زبان، کمی عجیب بنظر رسد، اما با توجه به آنچه آمد، و توجه به این امر مهم که زبان انگلیسی، همان اسب تروای فرهنگی استعمار است، پذیرش پیشنهاد فوق آسانتر می شود.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; قبول این پیشنهاد، به معنی محروم کردن نظام آموزشی و تحقیقاتی کشور، از منابع موجود به این زبان نیست، چرا که می توان با یک برنامه ریزی حساب شده، نیروهای لازم را در زمینه های مورد نیاز، آموزش داد و بکار گرفت. آنچه مورد نظر است، عمومیت آموزش این زبان، به شکل امروزی آنست.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; این مملکت هیچ نیازی ندارد که سرمایه های هنگفتی از کشور را که می توان صرف عمران و آبادانی کرد، در امر آموزش زبانی بکار گرفت که جز ضرر و زیان، سودی به حال این مملکت، تا کنون نداشته، و فقط راه را برای تحقیر و تخریب فرهنگی و سوء استفاده سیاسی -  اقتصادی، باز کرده است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; اساسأ چه نیازی هست، و چه لزومی دارد، که میلیونها جوان این مملکت به زبانی مسلح شوند ( آنهم بصورت ناقص )، که هیچ کارکرد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مثبتی ندارد؟ شاید مدافعان ادامۀ روند کنونی چنین تبلیغ کنند که، مگر می شود در جهان امروزی، که این زبان،  بعنوان زبان بین المللی، مورد استفادۀ همۀ ملتها، در همۀ زمینه هاست، ما خود را از آموزش و بکار گیری آن محروم کنیم؟ و اساسأ این کار شدنی است؟&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; در پاسخ به این پرسش  باید گفت، اولأ خود ِ این تبلیغ، که زبان انگلیسی، زبانی  بین المللی است، یک دروغ بزرگ است!! میلیاردها نفر مردم روی کرۀ زمین، از زبانهائی دیگر در ارتباطات خود استفاده می کنند، و دچار هیچ مشکلی هم نشده اند! ثانیأ، امروزه با توجه به گستردگی عرصۀ ارتباطات، منابع علمی و هنری و تحقیقاتی، به بسیاری از زبانهای دیگر نیز موجود است، و از این نظر، مشکلی  پیش نخواهد آمد، سومأ، ترجمه، در بسیاری از زمینه ها می تواند کاملأ راهگشا باشد ،و چهارم اینکه، تربیت نیروهای متخصص در زمینۀ زبان انگلیسی، بسیار ارزانتر و کم خطرتر از آموزش عمومی این زبان است!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; و نکتۀ آخر اینکه، زبانی یا زبانهائی که جایگزین زبان انگلیسی در عرصۀ آموزش عمومی می شوند، می توانند همان وظائف را بعهده بگیرند، بعنوان مثال، در گذشته، زبانهای عربی و فرانسه، این وظیفه را بعهده داشته اند، و مشکلی هم پیش نیامده، بلکه حتی به پیشرفت عمومی و فرهنگی کشور کمک شایانی کرده است. از این پس هم، زبانهائی همچون روسی، فرانسه، آلمانی، عربی، ترکی، چینی، اردو،... می توانند عرصۀ انتخاب زبان دوم، و یا سوم، در آموزش عمومی کشور باشند، بدون اینکه خسرانی را متوجه منافع ملی مملکت نمایند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; بخصوص در زمان حاضر، که استعمار گران غربی، با تمام قدرت، در عرصۀ فرهنگی به میدان آمده اند و با تولیدات انبوه محصولات فرهنگی بزبان انگلیسی، گامهای بلندی در نابودی هویت ملی و زبانی ما برداشته اند، تغییر سیاست سنتی در امر آموزش زبان دوم، بسیار حیاتی است و شاید دیر هم شده باشد!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;دومین گام در زمینۀ مبارزه با استعمار، محدود کردن ( و بنظر نگارنده به حداقل رساندن! ) روابط سیاسی -  اقتصادی و بستن و تعطیل کردن سفارتهائی همچون سفارت انگلیس و مراکز آشکار و پنهان فرهنگی آنها در خاک ایران است.&lt;br /&gt; سفارتخانه ها و مراکز آموزشی و فرهنگی و خبری و رسانه ای کشورهائی همچون انگلیس، بدون هیچگونه شک  و تردیدی، نه ابزاری برای ایجاد رابطۀ معقولانه و گسترده، بلکه دقیقأ ابزاری بجهت گسترش سلطۀ استعماری هستند  و هیچگونه سودی را متوجه  کشور نمی کنند. رابطه با چنین کشورهائی ( بخصوص انگلیس ) می تواند از طریق دفتر حفظ  منافع دنبال شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;سومین گام، محروم کردن استعمار از منابع معدنی و زیر زمینی، و حذف بازار کالای آنهاست. با توجه به نیاز کشورهای در حال توسعه به مواد خامی همچون نفت و گاز، و نیز، با توجه به گستردگی عرصۀ  تولید اقتصادی ( که در گذشته محدود  به چند کشور آمریکائی -  اروپائی بود ) از جانب کشورهائی همچون چین و روسیه و هند و اندونزی و مالزی و ...، هم  بازار مصرف و هم بازار تولید و بازار مالی و سرمایه را می توان هدفمند کرده، دایرۀ نفوذ و کار استعمار  را کاملأ محدود و یا حذف کرد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;چهارمین گام، تشکیل اتحادیه های منطقه ای، بر اساس مشترکات سیاسی  یا اقتصادی، و یا نظامی و فرهنگی، و حتی همۀ اینها با هم است. چنین اتحادیه ها و روابطی باید بر اساس سابقۀ کشورها و نوع رابطۀ تاریخی آنها با ایران، شکل بگیرد. بعنوان مثال تشکیل اتحادیه با کشورهای عرب و یا ترک، بهیچوجه با مصالح ایران و منافع ملی آن منطبق نیست. چرا که این کشورها از منظر تاریخی، همواره در جبهۀ تقابل با ملت ایران  قرار داشته اند و همین امروز هم دربست! در خدمت استعمار عمل می کنند، اما تشکیل اتحادیه با کشورهائی که از سابقۀ مدنی و فرهنگی  و زبانی مشترک با ایران برخوردارند، همچون افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، ارمنستان، هندوستان، چین و یا ... دیگر کشورهای آسیائی مانند مالزی و اندونزی و کره و فیلیپین و...، می تواند گام بسیار بزرگی در جهت پیشبرد منافع ملی ایران به حساب آید و محدودۀ نفوذ تاریخی ایران را احیاء کرده، از توان تقابل استعمار بکاهد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;پنجمین گام در جهت مقابله با استعمار، و بخصوص استعمار انگلیس، مقابله به مثل است! با کشورهائی مانند انگلیس، باید مثل خود آنها برخورد کرد. در امور داخلی این کشورها باید دخالت کرد! باید از مخالفین سیاسی آنها حمایت بعمل آورد! باید گروههای قومی و زبانی این کشورها را مورد حمایت سیاسی، فرهنگی و مالی قرار داد. حمله، بهترین دفاع است! در برابر کشورهائی مانند انگلیس، نباید خنثی عمل کرد. دخالت در امور داخلی آنها، به ایشان می فهماند که نباید پا را از گلیم خود  فراتر بگذارند و گرنه با عمل مقابله به مثل روبرو می شوند!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;               &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;ششمین گام در عرصۀ مبارزه با  استعمار، از رسمیت انداختن سازمانها و تشکیلات باصطلاح بین المللی و تعهد نامه های یکجانبه آنهاست.&lt;br /&gt; بیرون آمدن، و فسخ کردن تعهد نامه هائی که متضمن منافع ملی نیست، باید در دستور کار قرار گیرد. عضویت در برخی از این تشکیلات و سازمانها، همچون آژانس بین المللی؟! انرژی اتمی، علاوه بر اینکه، هیچگونه منافع کوتاه مدت و دراز مدتی برای کشور ندارد، که با ایجاد محدودیتها و موانع متعدد،  و تحت الشعاع قرار دادن روابط بین المللی، تنها در خدمت تداوم سلطۀ استعمار عمل می کند. کشمکشها ی چند ساله پیرامون برنامۀ اتمی ایران، نمونۀ بسیار خوبی از این دست است. تداوم عضویت در چنین سازمانها و متعهد ماندن به چنین پیمان نامه هائی، عدول از منافع ملی و در تعارض با منافع دراز مدت کشور است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;هفتمین  و آخرین گام در  مبارزه با استعمار و بخصوص استعمار انگلیس، تصحیح سیاست خارجی کشور و در اولویت قرار دادن منافع ملی بر هر چیز دیگر است! روابط با کشورها، سطح آن و نوع آن، دقیقأ باید همطراز با نوع تعامل کشورهای مفروض، با ایران باشد!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;در هیچ زمینه ای و تحت هیچ شرائطی، نباید منافع ملی را قربانی اهداف سیاسی، عقیدتی و یا مقطعی و تاکتیکی کرد. در منافع ملی نیز، اصل اول، دفاع از منافع سرزمینی و ارضی کشور است که با مدعیان، باید قاطعانه و بدون کوچکترین گذشتی روبرو شد. باید همه دریابند که اگر خواهان هر گونه روابط با ایران هستند، در گام اول، باید منافع سرزمینی و تمامیت ارضی ایران را بدون هیچگونه شک و تردیدی به رسمیت بشناسند، در غیر اینصورت، روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... بی معناست و اینگونه کشورها، دشمن و متخاصم فرض خواهند شد!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;بخش دوم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt; زمینه های داخلی مبارزه با استعمار:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; باید به این نکته اساسی توجه داشت که بدون فراهم بودن زمینه های مناسب داخلی  در حوزه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، مبارزه با استعمارممکن نیست! آنچه به استعمار میدان می دهد، وجود اختناق و استبداد و بی عدالتی اقتصادی و عقب ماندگی فرهنگی ست.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; یک جامعۀ آشفته و عقب افتاده، با مردمی در اسارت جهل و خرافه و بی اختیار در عرصۀ تصمیم گیریهای بزرگ سیاسی – اجتماعی، هرگز نمی تواند پشتیبان یک مبارزه ضد استعماری عمیق باشد!! در چنین شرائطی، تنها دروغ، میداندار خواهد بود!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; وضعیت بستۀ سیاسی و اختناق، بهترین زمینه را برای استعمار فراهم می آورد تا بر پایۀ تبلیغات دروغین، عوامفریبی، و وعده و وعیدهای توخالی و جعل آگاهیهای تاریخی، به جذب نیرو در جهت پیشبرد اهداف خود بپردازد.&lt;br /&gt; مردمی فاقد چشم انداز روشن از آینده، بی اطلاع از پیچیدگیهای سیاسی و حیله های استعماری، نا امید و بی انگیزه و خنثی از منظر نقش آفرینی اجتماعی و سیاسی، غرق در گرفتاری دستیابی به حداقلها برای ادامه حیات، تحقیر شده و به بازی گرفته نشده، و سر انجام، فاقد انگیزۀ لازم در دفاع از هویت و هستی ملی، به راحتی، به ابزار پیشبرد سیاستهای استعماری تبدیل می شوند و با کوچکترین در باغ سبزی، خام می شوند!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; جامعه آنگاه حاضر خواهد بود و قادر خواهد بود در برابر استعمار بایستد که  احساس کند از چیزی متعلق به خود دفاع می کند. مردم باید احساس کنند که وطن، خانۀ آنهاست، سرای امن و مکان آسایش و رفاه و آزادی آنهاست. آنها باید احساس کنند که بعنوان یک انسان، دارای حق و حقوقی هستند، قادرند بر سرنوشت خود تأثیر بگذارند و آنرا تغییر دهند.  آنچه را نمی خواهند و مطلوب نیست کنار بگذارند، و آنچه را مایل اند، بر گمارند و انتخاب کنند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; مردم باید احساس کنند که در فضائی آزاد نفس می کشند. می توانند بگویند و بنویسند، بدون اینکه از جانبی تهدید شوند. می توانند متشکل شوند، سازمان و حزب و دسته و جمعیت راه بیاندازند، و در جهت خواستهای خود، بدون ترس از عواقب ناگوار، مبارزه کنند. می توانند از بالاترین مراجع و مقامات حکومتی، تا پائین ترین سطوح را، در صورت عدم کارائی، با رأی و نظر خود بر کنار کنند و آن نیروها و افرادی را که می پسندند بر سر کار آورند.&lt;br /&gt;مردم باید احساس کنند که منابع ملی کشورشان صرف آبادانی  مملکت و رفاه آنها و فرزندان و آیندگانشان می شود. آنها باید احساس کنند که قدرتی فراتر از ارادۀ ایشان، و قوانین مربوط به اعمال این اراده، وجود ندارد. همه در برابر مسئولیتی که بعهده گرفته اند، پاسخگو هستند، و قدرتی ماورای اراده و رای آنها، در یک شرائط آزاد، و با گزینه های متفاوت، وجود ندارد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; مردم باید احساس کنند که کسی به جای آنها تصمیم نمی گیرد و تصمیم گیرندۀ نهائی در همۀ امور ، رأی جمعی آنها و ارادۀ ایشان است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;آزادی سیاسی، عدالت اجتماعی، حقوق انسانی و مدنی، و سرانجام، تن دادن حکومت به خواست و ارادۀ مردم، تنها و تنها در صورت وجود چنین شرائطی است که مبارزۀ ضد استعماری محقق می شود! هر گونه ادعای دیگری خارج از چهارچوب فوق، تنها یک دروغ بزرگ است و زمینه ساز ادامۀ سیطرۀ استعمار بر سرنوشت مردم.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; آنهائی که تصور می کنند می توانند بجای مردم فکر کنند و بیاندیشند و تصمیم بگیرند و ارادۀ خود را  بالاتر از رأی و خواست مردم و متصل به جائی در آسمانها! و یا متکی به قوۀ قهریه بدانند، هرگز نمی توانند از مشروعیت مبارزۀ ملی و ضد استعماری برخوردار شوند و ادعای آنها در چنین  زمینه ای، دروغی سفیهانه است که تنها بکار خودفریبی و عوامفریبی می  آید.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;مردم ایران در صد و اندی سال گذشته نشان داده اند که از استعمار و استبداد متنفرند و آزادی و حقوق انسانی خود را با هیچ اصل بظاهر مقدسی معاوضه نمی کنند. آزادی بدون عدالت، و عدالت بدون آزادی، و هر دو اینها بدون عشق به هستی و هویت ملی و میهنی، امکان نا پذیر است و هر نیروئی که مدعی یکی از مؤلفه های فوق، بدون دیگری باشد، قطعأ نیروئی است که مستقیم و غیر مستقیم در خدمت استعمار است!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;                                                 &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;فروردین هزار و سیصد و هشتاد و نه خیامی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-6218576193595926836?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/6218576193595926836'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/6218576193595926836'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-1409904681893550457</id><published>2010-07-19T00:19:00.003+04:30</published><updated>2010-07-19T00:32:32.391+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENcyHBz3JI/AAAAAAAAAUY/txvBy4OOEDc/s1600/555263_orig.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 260px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5495337986271992978" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENcyHBz3JI/AAAAAAAAAUY/txvBy4OOEDc/s400/555263_orig.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENcxjsgKzI/AAAAAAAAAUQ/X5NLyTG2jlU/s1600/555264_orig.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 260px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5495337976787381042" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENcxjsgKzI/AAAAAAAAAUQ/X5NLyTG2jlU/s400/555264_orig.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;عملیات &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;جنایتکارانۀ&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;زاهدان&lt;/span&gt; را &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;محکوم&lt;/span&gt; می کنم&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;فرهاد عرفانی – مزدک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پی عملیات جنایتکارانۀ زاهدان، تعداد بسیاری از هموطنانمان کشته و مجروح شدند. ناگفته پیداست که طراحی و تدارکات اینگونه عملیات، توسط سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی غرب، و بخصوص انگلیس و آمریکا، صورت پذیرفته، و توسط ابلهان وهابی فریب خورده و آموزش دیده در عربستان و پاکستان و افغانستان، به اجرا در آمده است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;تکه تکه کردن انسانهای بیگناه و مردم عادی را، هیچ منطق انسانی، و استدلالی، توجیه نمی کند. نام این حرکات و کثافتکاریهای چندش آور ضد انسانی، نه فعالیت سیاسی است، نه مبارزه و پیکار است، نه آزادیخواهی است و نه عدالت طلبی. آنانکه دست به چنین جنایاتی می زنند، نه انسانند و نه بوئی از انسانیت برده اند و اگر روزی صاحب قدرت شوند، همین اعمال کثیف ضد بشری را، در ابعادی وسیع تر، انجام خواهند داد. گروهها و دسته های سیاساختۀ جند الله، الاهواز، پژاک و حرکت ملی آذربایجان و...، نه سازمانهائی سیاسی اند، و نه اساسأ، انسانیت، حقوق بشر و آزادی و عدالت، مسئلۀ آنان است. این فرقه های خطرناک جنایتکار، فقط و فقط بجهت انحراف مبارزات مردم ایران، و ایجاد تفرقه، و در نهایت، فروپاشی مملکت، و توسط بیگانگان بوجود آمده و همه گونه حمایت می شوند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;اینجانب ضمن محکوم کردن این اعمال ضد انسانی، از تمامی رهبران سیاسی و روشنفکران می خواهم تا با صراحت، موضع خویش را در برابر این فرقه های آدمکش روشن ساخته، و حساب خود را از این جنایتکاران جدا کنند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیست و ششم تیرماه هزار و سیصد و هشتاد و نه خیامی&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENb2FcATDI/AAAAAAAAAUI/ySC7Diz1TKo/s1600/555253_orig.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 260px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5495336955052837938" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENb2FcATDI/AAAAAAAAAUI/ySC7Diz1TKo/s400/555253_orig.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENb10Qx8JI/AAAAAAAAAUA/jd0mRdaXq3M/s1600/555255_orig.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 260px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5495336950442356882" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENb10Qx8JI/AAAAAAAAAUA/jd0mRdaXq3M/s400/555255_orig.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENbVrIFoVI/AAAAAAAAAT4/8x9zM37Ca4g/s1600/555260_orig.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 260px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5495336398234165586" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENbVrIFoVI/AAAAAAAAAT4/8x9zM37Ca4g/s400/555260_orig.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-1409904681893550457?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/1409904681893550457'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/1409904681893550457'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/TENcyHBz3JI/AAAAAAAAAUY/txvBy4OOEDc/s72-c/555263_orig.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-8162945122021420818</id><published>2010-06-09T02:31:00.002+04:30</published><updated>2010-06-09T02:43:17.867+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;اصول &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;حاکم &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;بر&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;سیاست&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;خارجی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;-&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff9900;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کار وزارت خارجه، تنظیم رابطۀ هر کشور، بر اساس منافع ملی، با دیگر کشورهای جهان است. بنابراین، اصل بنیادین در هر تعاملی با دیگر کشورها، پیش از هر چیز، مصالح و منافع ملی است. بر این اساس، منافع و مصالح دیگر، از جمله داد و ستد های اقتصادی، مراودات فرهنگی، روابط ایدئولوژیک و عقیدتی، سیاستهای تاکتیکی و همچنین تعاملات نظامی، همه و همه، تابعی از اصل بنیادین منافع ملی کشورها هستند، و نه مقدم و همطراز با آن!&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt; و اما &lt;span style="color:#006600;"&gt;منافع ملی، در حوزۀ سیاست خارجی، شامل کدامین شاخصه هاست؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;منافع ملی هر کشور، شامل اصول حق حاکمیت سرزمینی، حق حاکمیت ملی، حق تعیین مصالح اقتصادی، و حق تعیین سیاستهای راهبردی کشورهاست، و از این میان، مهمترین اصل که دیگر اصول بر محور آن شکل می گیرند، حق حاکمیت سرزمینی و تمامیت ارضی هر کشور است، چرا که بدون این اصل، بقیه اصول، موضوعیت و توجیه وجودی خود را از دست داده، بی معنا می شوند! تا سرزمینی نباشد، حق حاکمیت بر آن نیز معنا پیدا نمی کند، و طبیعتأ مصالح و منافع دیگر، همچون مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و عقیدتی هم نمی توانند موضوعیت پیدا کنند!&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;اگر دقت شود، تقریبأ نقطۀ آغاز اکثر جنگهای صورت گرفته مابین کشورها، در طول تاریخ، نادیده گرفتن همین اصل بنیادین بوده است، چرا که همۀ حاکمیتها و ملتها، جدا از اینکه چه محتوائی داشته اند، و یا چگونه، و تحت سلطۀ چه نوع رژیمی، از منظر سیاسی و یا عقیدتی، می زیسته اند، آنهنگام که اصل حق حاکمیت سرزمینی آنها به هر شکل زیر سوال رفته است، خواسته و یا ناخواسته، تن به جنگ داده اند، و بر همین اساس نیز هست که، عشق به میهن و میهن دوستی، در بین همۀ ملل، از احترام خاصی برخوردار است، و بزرگترین خیانتها، خیانت به کشور و ملت به حساب  آمده، و همیشه سخت ترین مجازات را در پی داشته است.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;چرا مصالح عقیدتی، محور تنظیم روابط خارجی نیست و نباید باشد؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt; نظر به اینکه کشورها و ملتها، هر کدام برای خود دارای گرایشات فکری و عقیدتی خاص هستند و هر گروهی از انسانها، اعتقادات و عقاید و مذهب و دین خود را بر حق می دانند، طبیعتأ اگر حاکمیتها و دولتها می خواستند اساس تنظیم روابط با دیگر کشورها را، اعتقادات آئینی خود قرار دهند، جهان با مشکلات بسیاری روبرو می شد، به همانگونه که تا کنون، همۀ موارد اینچنینی، منجر به جنگها و ستیزهای بی حاصل و ویرانگر در بین ملتها شده است.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt; هر کشوری که بخواهد اولویت در سیاست خارجی خود را، به مشترکات و یا تفاوتهای عقیدتی بدهد، طبیعتأ دایرۀ مراودۀ خود با دیگر کشورها را بسیار محدود کرده، با خیلی از کشورها نمی تواند تعامل داشته باشد، و یا مجبور خواهد شد، کشورهائی را از دایرۀ ارتباطات خود بیرون بگذارد و یا ارتباط ضعیفی با آنها داشته باشد، در حالیکه همین کشورهائی که بر اساس اولویتهای عقیدتی، کنار گذاشته شده و یا سطح روابط با آنها اندک است، ممکن است از منظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، تأمین کنندۀ منافع ملی کشور مزبور باشند، و بالعکس، کشورهائی که در اولویت  عقیدتی قرار گرفته اند، مصالح و منافع ملی را زیر سوال برده، موجبات خسران را فراهم آورند. بنابر این، اکثریت کشورهای جهان امروز، جدا از اینکه مردمان و دولتهای دیگر کشورها، چه مبانی عقیدتی و فرهنگی و زبانی و نژادی و تاریخی دارند، طرف برخورد خود را حاکمیت آن کشور و دولتی که بر سر کار است بحساب می آورند، و بر اساس منافع ملی خود، با آن کشور و دولت آن، وارد تعامل و مراوده می شوند، و بسته به اینکه هر کشور، تا چه حد، منافع ملی ایشان را بیشتر تأمین می کند، سطح روابط  خود را گسترده تر  یا کمتر می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;نکته مهم دیگری که باید در نظر گرفت اینستکه، طرف حساب یک حاکمیت و یک دولت در یک کشور، با کشورهای دیگر، نه ملتهایشان! بلکه دولتها و حاکمیتهایشان است. فهم این نکته توسط مسئولین سیاست خارجه و دولت و حاکمیت، از اهمیتی حیاتی بر خوردار است. ارتباط بین ملتها، از طریق سازمانهای غیر انتفاعی، فرهنگی و خصوصی  و یا تجاری است. در حالیکه ارتباط بین دولتها و حاکمیتها، از طریق وزارت خارجه و اصول حاکم بر  آنست. در هم آمیختن این دو موضوع کاملأ متفاوت، می تواند مشکلات فوق العاده ای را برای کشورها بوجود آورد.&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;هیچ کشوری در جهان امروز نمی پذیرد که دولتی و حاکمیتی دیگر، از کانالی بجز کانال اداری حاکمیت آن کشور، با ملت و مردم او وارد مراوده شوند، و این حرکت را، دخالت در امور داخلی و نقض حق حاکمیت خود محسوب می کند. بر این اساس، هیچ حکومتی و دولتی، نمی تواند به بهانۀ مشترکات ایدئولوژیک، نژادی، تاریخی و یا فرهنگی، حاکمیت کشور دیگر را دور زده و بخواهد مستقیمأ با مردم کشور مزبور، ارتباط بر قرار کند. این عمل، دخالت در امور  دیگر کشورها محسوب می شود و طبیعتأ عکس العمل حاکمیت کشورهای فوق الذکر را در پی دارد.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;سوء تفاهم دیگری  که این در آمیختن طرف مراوده بوجود می آورد، صرفنظر کردن از منافع ملی، بدلیل مصالح عقیدتی و یا مشترکات دینی و آئینی و امثالهم است. این قصور و کوتاهی در دفاع از منافع سرزمینی و حق حاکمیت سر زمینی و ملی، مشروعیت حکومت مزبور را نیز به زیر سوال می برد، چرا که هر حاکمیتی بر این اساس حکومت می کند، که در درجه اول، حافظ منافع سرزمینی و ملی کشور خود باشد!. بخطر انداختن تمامیت ارضی، قصور در برخورد با متجاوزان و یا مدعیان حق حاکمیت سرزمینی ملت، با توجیه دین و مذهب مشترک، و یا منافع اقتصادی، بزرگترین خطائی است که یک حاکمیت ممکن است مرتکب شود. چنین حاکمیتی عملأ مشروعیت خود را در حکومت کردن بر کشور و ملت از دست می دهد، چرا که اساس و بنیان مشروعیت خود را نادیده گرفته است. مردم به حکومتها و دولتها، نمایندگی می دهند تا حافظ منافع ملی ایشان باشند، نه حافظ منافع عقیدتی  یا اقتصادی و یا حاکمیتی خود!! هیچ حکومتی حق ندارد بعنوان نمایندۀ یک ملت و یک کشور، بخاطر مصالح عقیدتی خود، منافع ملی را قربانی کرده و این خطای نابخشودنی را بپای ملت بنویسد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;شیوۀ برخورد وزارت خارجه با ناقضین منافع ملی!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;اصول دیپلماتیک حاکم بر روابط بین الملل، در مسئله حق حاکمیت سرزمینی، تقریبأ در سطح جهان، یکسان است و همۀ حکومتها از آن آگاه هستند، بنا بر این، هیچ کشوری، از منظر حقوق بین الملل، نمی تواند نسبت به عدم رعایت این حقوق قانونی، اظهار به تجاهل کند! بر این اساس، ادعاهای سرزمینی، اغلب پیش از آنکه محملی قانونی داشته باشند، بر اساس قوت یا ضعف برخورد دیپلماتیک، و یا عدم مشروعیت سیاسی حاکمیتها و در ضعف قرار داشتن آنها، صورت می پذیرد. در چنین شرائطی است که دولتها و حکومتهای متعرض، به خود اجازه می دهند، بر خلاف حقوق بین الملل و یا حقوق قانونی کشورها، به نقض حق حاکمیت سرزمینی کشورهای دیگر مبادرت ورزند. در چنین شرائطی، هر وزارت خارجه ای، در وهلۀ اول، اقدام به دفاع قانونی، از مجاری دیپلماتیک می کند و تلاش می نماید با احضار سفیر، اخطار، تهدید به تغییر روش سیاسی، کاهش سطح روابط سیاسی – اقتصادی، و در نهایت، شکایت به مراجع قانونی بین المللی، حقوق خود را استیفا کند، و در صورتی که اعمال صورت گرفته، نتیجۀ مطلوب نبخشد، اقدامات سخت تر، از جمله هشدارهای امنیتی، و سپس اقدام نظامی ( بعنوان آخرین وسیلۀ دفاع از حق حاکمیت سرزمینی )، صورت می پذیرد.&lt;br /&gt; باید توجه داشت که کوتاهی در طی مراحل فوق الذکر، به هر دلیلی و هر توجیهی، کشور و یا کشورهای متعرض را جری تر، و دامنۀ اقدامات بعدی ایشان را، گسترده تر می کند. بنا بر این، سطح روابط با کشورها و دولتهای خارجی، باید دقیقأ متناسب با احترامی باشد که کشورها و دولتهای مزبور، نسبت به حق حاکمیت سرزمینی و حق حاکمیت ملی، و در مجموع، منافع ملی کشور مورد نظر، قائل هستند!&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;وضعیت سیاست خارجی ایران در سی و یک سال گذشته&lt;/span&gt;!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سی و یک سال گذشته، از نوسانات بسیاری برخوردار بوده است و هرگز از یک راهبرد مشخص، پیروی نکرده است. مبنای این سیاست خارجه، در وهلۀ اول، نه بر اساس منافع ملی، بلکه بر اساس مصالح عقیدتی گروه حاکم نهاده شده است، و درست بر اساس همین خطای راهبردی، ملت ایران و منافع کوتاه مدت و دراز مدت آن را، دچار خسران جبران نا پذیری کرده است، و درست بر همین اساس نیز، هرگز نتوانسته است از یک سیاست ثابت، برنامه ریزی شده، مقتدر، و در جهت تأمین منافع ملت ایران، پیروی کند، و تقریبأ بصورت روزمره، و با توجه به وضعیت پیش آمده در یک مورد بخصوص، عکس العملی صورت گرفته است. در یک کلام، « هرج و مرج » کامل، بر اتخاذ تصمیمات راهبردی، اتخاذ تاکتیکها و سیاستهای کوتاه مدت  و دراز مدت اقتصادی و سیاسی و فرهنگی  با دیگر کشورها، بر این ارگان مهم ( وزارت خارجه ) حاکم بوده است.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt; جمهوری اسلامی، با عدم مدیریت صحیح و علمی بر این وزارتخانه مهم، کار را به آنجا رسانده است که امروز مجبور است به ضعیف ترین کشورهای منطقه و همسایه نیز باج بدهد و از موضع خاضعانه و حقارتبار برخورد کند.&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt; در مجامع بین المللی نیز، ایران در ضعیف ترین موضع ممکن از منظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قرار دارد، و هر کشوری با هر سطح توانی، بخود اجازه می دهد با هر زبانی که دوست دارد ایران را مورد خطاب قرار دهد و حقوق بین الملل ملت ایران را نقض کند. به جرأت می توان گفت حتی در تاریکترین دوران تاریخ ایران نیز، هرگز ایرانیان چنین تحقیر نشده اند و در موضع ضعف قرار نداشته اند!&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;اکنون ایران در وضعیتی قرار گرفته است که جمهوری اسلامی برای حفظ خود، مجبور شده است کل ایران را به معرض فروش بگذارد! و بصورت علنی، سرمایه داری جهانی را بجهت چپاول ملت ایران، دعوت کند!!  قراردادهائی تنظیم و اجرا می شود که بهیچوجه متضمن حفظ منافع ملی نیست. پیمان نامه هائی امضاء می شود که ناقض حقوق راهبردی ملت ایران است. قصوری سیاسی – اقتصادی در برابر کشورهای همسایه صورت می گیرد که در آینده ای نچندان دور به نقض حق حاکمیت سرزمینی ملت ایران منجر خواهد شد و همۀ این خواری و خفت ها، نتیجۀ حاکمیت یک مشت توهم عقیدتی، هم بر حکومت و سیاستهای داخلی آن، و هم بر دولت و سیاستهای خارجی آنست. ملت ایران، اکنون در گرداب توهم حاکمان و رهبری آنها، دست و پا می زند و اگر این روند ، به هر شکل ممکن، متوقف نگردد، آینده ای بسیار تیره و تار در انتظار ملت ایران خواهد بود!&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;مهر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت خیامی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;***&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-8162945122021420818?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/8162945122021420818'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/8162945122021420818'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-6433417453083301934</id><published>2010-05-15T23:30:00.002+04:30</published><updated>2010-05-16T00:05:46.852+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ایران&lt;/span&gt; در &lt;span style="color:#009900;"&gt;میان&lt;/span&gt; دو &lt;span style="color:#3366ff;"&gt;هدف&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc6600;"&gt;متعارض&lt;/span&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;فرهاد &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;–&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#339999;"&gt;مزدک&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در حال حاضر، ایران در کانون تعارضات جهانی قرار گرفته است. اینموضوع را با یک نگاه به درگیریهای سیاسی – نظامی منطقه، بسادگی می توان دریافت. از سوئی تعارض منافع و راهبردهای غرب با روسیه و چین و متحدان آنها در منطقۀ قفقاز، از طرف دیگر تعارض راهبرد کشورهای عربی با غرب، در افغانستان و عراق  و پاکستان و فلسطین و لبنان، و از جهتی دیگر، تعارض راهبردی کشورهای عربی با ایران، بر سر خلیج فارس، عراق، افغانستان و فلسطین و لبنان.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; در این میان، تضاد منافع و مصالح در حوزه های کوچکتر و محدودتر نیز مطرح است، که موضوع مورد بحث  این مقاله نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;از میان درگیریهای راهبردی فوق، دو نقطۀ کانونی: حرکت کشورهای عربی، و بخصوص عربستان، با تحرکات کشورهای غربی و بخصوص آمریکا و انگلیس، در حوزه های عراق و افغانستان  و پاکستان، مستقیمأ منافع ملی ایران را به مخاطره می اندازد. ماهیت این تعارض، به تلاش عربستان و دیگر کشورهای عربی، برای تقویت دنباله های خود در منطقه ( مانند طالبان، القاعده، لشکر محمد، سپاه صحابه و بازماندۀ گروه ریگی و... )، و از این طریق، دور کردن خطر دمکراسی مورد ادعای غرب از حوزۀ اقتدارشان، بر میگردد، و از سوی دیگر، به تلاش کشورهای غربی و ناتو، برای پیشبرد راهبردهای منطقه ای قرن بیست و یکمی شان در حوزه های خلیج فارس، افغانستان، عراق و پاکستان، و مبارزه با همان گروههای مورد حمایت عربستان و کشورهای عربی، بعنوان موانع اصلی شکل گیری حکومتهای حامی غرب.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;آنچه تعارض فوق « با آنکه بسیار روشن در جریان است » را چهره ای پنهان داده است، رابطۀ ظاهری کشورهای عربی با اروپا و آمریکاست که در گذشته بسیار حسنه بوده است، اما در دهۀ اخیر و بخصوص پس از یازده سپتامبر، به کشمکش راهبردی بر سر مسأله استقرار دمکراسی های غربی و حذف نظامهای بستۀ استبدادی، تبدیل شده  است. &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;غرب  می داند که این رژیمها همواره در معرض خطرات ناشی از انقلابها و جنگها قرار دارند و ثبات منافع آنها در منطقه را بخطر می اندازند، بنابر این در طرح راهبردی شان، در پی جایگزینی تدریجی این حکومتها با دمکراسی های شبه لیبرال هستند، تا بتوانند سیاست و بازار قرن بیست و یکم را تحت کنترل داشته باشند. این دقیقأ همان نکته ای است که شامۀ رهبران بی خاصیت، پر مدعا و مفتخور و مستبد عرب، آنرا بخوبی حس کرده است. هم از اینروست که تلاش می کنند با سنگین کردن هزینۀ تحولات مورد نظر غرب، یا آنها را از اجرای طرح راهبردی شان منصرف و یا آنرا تا جای ممکن به تأخیر اندازند.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;از سوی دیگر، این سنگ اندازی در اجرای طرح خاور میانه ای ناتو، سود بزرگ  دیگری نیز برای اعراب دارد، و آن، ممانعت از بسط و گسترش نفوذ جمهوری اسلامی، و گروههای وابسته به آن، در مناطقی است که اعراب بصورت سنتی، بر آنها اعمال حاکمیت عقیدتی کرده اند. مقابله با زیاده خواهی شیعیان، در اصل، اسم رمزی  برای تقابل همه جانبه با آن چیزی است که آنها  آنرا نفوذ ایران می خوانند.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;موضوع طالبان!&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;برای درک بهتر پدیدۀ طالبان، باید از نظر زمانی، به خیلی پیشتر، یعنی دوران جنگ سرد بازگشت. سنت ساخته و پرداخته کردن گروهها و فرقه های مذهبی، از جملۀ میراثی بود که استعمار انگلیس، پس از خروج از شبه قاره هند و خاور میانه، برای آمریکا به یادگار گذاشت. این میراث، با شکل گیری جنگ سرد، میان جبهۀ غرب، با مجموعۀ کشورهای سوسیالیستی، تبدیل به یکی از مهمترین ابزار نفوذ و خرابکاری، یا اجرای طرحهای تاکتیکی  و راهبردی کشورهای سرمایه داری  پیشرفته به رهبری آمریکا شد.&lt;br /&gt;با آغاز دهۀ هفتاد و افزایش نفوذ اندیشه های چپ در عراق، ایران، پاکستان و افغانستان و پیدایش طلایه های تحولات عمیق و بنیانی در ساختار سیاسی و فرهنگی خاورمیانه، راهبرد تعیین کنندۀ غرب برای مقابله با آنچه قابل پیش بینی بود، یعنی دگرگونی های عظیم سیاسی، بر این شد که با تقویت نیروها، اندیشه ها و فرقه های مذهبی بنیاد گرا، که بنا بر طبیعت خود، ضد کمونیست هم بودند، از طرفی، این جنبشهای سیاسی را به انحراف کشانده و در جهتی که خود می خواهند هدایت کنند، و از سوی دیگر، با حاکم کردن این بنیاد گرایان بر مناطق فوق، دیوار محکمی در برابر نفوذ کمونیسم بسازند.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; در این دهه، بخصوص اواخر آن، دو واقعۀ بسیار با اهمیت در حال وقوع بود:&lt;br /&gt; الف: قدرت گیری تدریجی کمونیستها در افغانستان.&lt;br /&gt;ب : اعتلای جنبش انقلابی در ایران.&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;هر دو واقعه، در ادامۀ طبیعی خود می توانست منافع غرب در خاور میانه را بشدت بخطر اندازد. غربی ها پیش بینی می کردند که شاه توان ایستادن در برابر این جنبش را ندارد، بنابر این بهتر دیدند پیش از آنکه دیر شود، جایگزین مناسب را برای او و حکومتش، برگزینند. طبیعتأ هیچ جایگزین و هیچ نیروئی بهتر از یک جریان بنیاد گرا، با ویژگیهائی که بر شمرده شد، نمی توانست وجود داشته باشد. بر این اساس بود که آیت اله مطرود ِ در غربت فراموش شده، خمینی، در صدر کار تبلیغاتی بی بی سی و رادیو صدای آمریکا قرار گرفت، و در طی هشت ماه، آیت اله خمینی به نائب الامام خمینی، و سپس با یک ارتقاء درجۀ فوق العاده توسط بی بی سی، به امام خمینی تبدیل شده، همراه با یک دوجین از جاسوسان و مزدوران سرویسهای جاسوسی، به رهبری جنبش پنجاه و هفت تزریق شد! جنبشی که حداکثر خواست آن، پیدایش یک تحول دمکراتیک در وضعیت سیاسی جامعه بود را، مهر انقلاب اسلامی  کوبیدند، و ارتجاعی ترین و منحط ترین و مبتذل ترین افکار را بر آن حاکم کردند.&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;غرب که امید داشت، پس از تحول پنجاه و هفت و سرنگونی شاه، با یک زد و بند سیاسی، نیروهای ملی – مذهبی را جایگزین رهبری خود ساخته ( خمینی ) کند، توسط روحانیت رو دست خورد!  اما این ناکامی، هرگز مانع حمایت غیر مستقیم آنها از خمینی و رژیم اش نشد، چرا که در راستای اجرائی کردن راهبردشان در افغانستان، سخت به وی نیاز داشتند. شانه به شانه قرار گرفتن، نیروهای سپاه پاسداران  با مأموران سیا در افغانستان، هرگز اتفاقی نبود!! و دستاورد آن، بنیانگذاری دهها گروه و حزب با پسوند اسلامی در این کشور بود، تا با پول و اسلحه ارسالی از ایران و کشورهای غربی، انقلاب اسلامی در افغانستان نیز به نتیجه برسد، که رسید...!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;پیروزی بنیادگرایان اسلامی در ایران و افغانستان، تا مقطع سقوط اتحاد شوروی و بلوک شرق، البته که کمال مطلوب بود، اما پس از این تاریخ، تاریخ مصرف این جریانها نیز به پایان می رسید. اکنون دیگر با طرح خاور میانه ای جرج بوش پدر، چنین نیروهائی، تنها موی دماغ بودند، نه چیزی بیشتر! اما در آنسوی قضیه، کفتارهائی که سالها با پول و امکانات مفت تغذیه شده بودند نیز، آیا حاضر بودند به راحتی  دست از قدرت بکشند؟!&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;این پرسشی بود که، وقایع  پس از فروپاشی شوروی، به آن پاسخ منفی داد. در ایران، رژیم خمینی ، جای پای خود را سفت کرده و همۀ رقبا را از صحنه دور کرده  و اکنون تبدیل به یک مشکل بزرگ در سر راه اجرائی شدن راهبرد آمریکا و انگلیس و ناتو شده بود.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; در افغانستان نیز، شرائط  وخیم تری حاکم بود؛ فرقه های حرکت اسلامی افغانستان ( حکمتیار )، القاعده و طالبان، که مستقیمأ توسط سازمان سیا و سازمان اطلاعاتی پاکستان و حمایت مالی عربستان، بنیانگذاری شده و سازمان داده شده بودند ( از جملۀ  این مأموران سیا، شخص بن لادن بود. )، مانند جمهوری اسلامی، اکنون دیگر خود را در موقعیتی می دیدند، که علاوه بر احساس  عدم نیاز به غرب، خواهان دور کردن ایشان از سفرۀ چپاول و قدرتی بودند که به کف آورده بودند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; از این مقطع است که تعارض راهبرد پیشتر ذکر شده، مابین غرب و کشورهای عربی، به رهبری عربستان، آغاز می شود. جناح راست طالبان ( کرزای و یارانش ) با حمایت نظامی ناتو، به قدرت می رسند، و جناح چپ طالبان ( ولد عمر و اطرافیان ) مورد حمایت گسترده کشورهای عربی و بخصوص عربستان قرار می گیرند. مأموریت کرزای، سفت کردن جای پای غرب در منطقه، در راستای طرح خاورمیانۀ بزرگ می شود، و مأموریت ملاعمر و بن لادن، مقابلۀ با اجرای این طرح و بیرون راندن مجریان از این منطقه! از همین روست که می بینیم نیروهای القاعده و طالبان بین عراق و افغانستان و پاکستان، همواره در سفرند!&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;طالبان، اکنون بعنوان ارتش سری عربستان در منطقه، عمل می کند&lt;/span&gt;، و همپای القاعده، با پول شاهزاده های عربستانی و اماراتی و کویتی! به جنایتکارترین فرقۀ اسلامی تبدیل شده است. روشهای استفاده شده  توسط این گروه، هیچ وجه تشابهی با شیوۀ عمل یک گروه سیاسی ( حتی آنها که اعتقاد به نبرد مسلحانه و یا تروریستی دارند ) ندارد. سر بریدن و سوزاندن و  قطعه قطعه کردن انسانهائی که هیچ نقشی در مناقشات سیاسی ندارند، و عدم پایبندی به هرگونه موازین اخلاقی در نبرد سیاسی، و روشهای مشابه، همه و همه، نشان از شیوۀ عمل مزدوران جنایتکاری  دارد که صرفأ به جهت رسیدن به مقاصد خاص سیاسی وارد عمل شده اند، و برای رسیدن به اهداف خود، از هر وسیله ای، هر چند کثیف و غیر انسانی، استفاده می کنند. سابقۀ اعمال چنین شیوه هائی را در تاریخ، فقط از طرف دو گروه می توان سراغ گرفت؛&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; الف: از طرف قبایل وحشی صحرای عربستان و پس از ظهور اسلام و بخصوص در تهاجم به ایران.&lt;br /&gt; ب: از طرف سرویسهای جاسوسی و شرکتهای خصوصی وابسته به آنها در کشورهای غربی و بخصوص در طی جنگ سرد!&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; نظر به اینکه جریانهائی همچون القاعده، طالبان، لشکر محمد و سپاه صحابه و جند الله،... از نظر فکری، از تفکر وهابی و سلفی دربار عربستان تغذیه می شوند، و نظر به اینکه، این تفکر بر پایه پایبندی به قران در برخورد با غیر مسلمانان، مرتدان و کافران! و همچنین دشمنان اسلام، شکل گرفته است، طبیعتأ  قادر است توده های معتقد بیسواد و نا آگاه بسیاری را در کشورها  و در مناطق عقب مانده، بخود جذب نموده، از ایشان به جهت رسیدن به مقاصد مورد نظر استفاده کند.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;اکنون نزدیک به بیش از دو دهه است که عربستان با تکیه بر پولهای باد آوردۀ نفتی، در گسترۀ وسیعی از قارۀ آسیا  و همچنین در بخشهائی از اروپا! به راه اندازی مدارس دینی مشغول است که در این مدارس، تفکر فوق الذکر آموزش داده می شود، و نیروهای لازم بجهت شرکت در عملیات جنایتکارانه تروریستی،  در آنجا تربیت می شوند. نیرو ی اصلی تشکیل دهندۀ گروههای القاعده  و طالبان  در عراق و افغانستان و پاکستان، تربیت شدۀ چنین مدارسی هستند، در حالیکه رهبران این فرقه های آدمکش، خود؛ میلیاردرهائی هستند که هیچ خدائی بجز پول ندارند!&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;فرقه های اینچنینی، که سرنخ همۀ آنها، در دست شرکتهای نفتی و تسلیحاتی و  سرویسهای جاسوسی غرب از سوئی،  و از سوی دیگر، در اختیار حاکمان کشورهای عرب منطقه است،  اکنون سرزمین ما، ایران را، در محاصرۀ خود دارند. &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;ساده انگاری است اگر تصور شود، تضاد راهبرد کشورهای غربی و حاکمان عرب، تضادی آشتی  ناپذیر است! خیر! این هر دو راهبرد، وقتی به جغرافیای ایران می رسد، تبدیل به یک راهبرد می شود!!! و آنهم  نابودی ملت ایران، تاریخ ایران، فرهنگ ایران، زبان مشترک مردم ایران، و سرانجام، تکه –  پاره کردن کشور و تجزیه آن است!&lt;/span&gt; از همین روست که می بینیم آمریکا، بجای حمله به فرهنگ ارتجاعی ترویج شده توسط  جمهوری اسلامی، علیه خشایار شاه فیلم  می سازد!!! و کشورهای عربی نیز، در همه جا، نوک تیز حملاتشان، نه جمهوری اسلامی و اعتقادات رهبران آن، بلکه هویت ملی و تاریخی ایرانیان و فرهنگ و زبان و آئین کهن ایشان است! حمایت گسترده عربستان و امارات و دیگر شیخ نشینها از حرکت باصطلاح ملی؟! آذربایجان، گروهک جنایتکار الاهواز، و همچنین وطن فروشانی همچون ناصر پور پیرار، و تکثیر و ترجمه گسترده آثار ضد ایرانی وی، در همین راستاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;مواضع جمهوری اسلامی در رابطه با این تعارض راهبردی نیز، و بخصوص، زمانیکه در رابطه با ایران به یک راهبرد تبدیل می شود، قابل توجه است. پیش از هر چیز بگویم که اگر تصور می کنید که جمهوری اسلامی، رژیمی یکدست است که بر اساس یک سیاست واحد، سازماندهی و مدیریت می شود، سخت در اشتباهید!&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;نظام سیاسی ایران در حال حاضر، آش شله قلمکاری است که هر چیزی در آن یافت می شود! مجمع الجزایری که هر کس در آن خر خود را می راند و ارکستری که هر کس ساز خود را بر اساس منافع اش می زند و اساسأ تنها چیزی که وجود خارجی ندارد، مدیریت، راهبرد و برنامۀ واحد در جهت  دفاع از منافع ملی است&lt;/span&gt;. این وضعیت، بخصوص در دوران حاکمیت علی خامنه ای بر دستگاه سیاست ایران، بشدت تشدید شده است. بر این اساس، هرگز انتظار اتخاذ یک موضع واحد، حساب شده و راهبردی در جهت دفاع از منافع ملی ایران  را از طرف این حاکمیت نداشته باشید.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;مواضع جمهوری اسلامی در رابطه با راهبرد فوق الذکر، ضعیف، همراه با تأخیر، مقطعی، نامتناسب، پراکنده، و بدور از روشن بینی سیاسی است، و عمدتأ بر پایۀ عکس العمل، شکل می گیرد. در این رابطه، عدم مشروعیت سیاسی حکومت، ضعف و تردید و مالیخولیای رهبری، و  توهم وی در رابطه با جهان اسلام؟!، و کشورهای عربی، عدم انسجام سازمانی در ساختار حکومتی نیز غوز بالا غوز شده است، و در مجموع، ایران را در موضعی انفعالی و بسیار ضعیف قرار داده است.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; نا آگاهی از علوم پایه در سیاست، و همچنین، نفوذ عناصر سرویسهای جاسوسی غرب در دستگاه حکومتی نیز، باعث شده است که، مجموعۀ تصمیمات گرفته شده در تقابل با راهبرد فوق، در بسیاری موارد، بجای تضعیف سیاستهای استعماری، به تقویت آنها بیانجامد! بعنوان مثال، میدان دادن به گرایشات قومی – قبیله ای، توجه غیر قابل توجیه به خرده فرهنگهای در معرض انقراض، بومی سازی و بومی گرائی استانی و منطقه ای، حذف تاریخ و هویت ملی و شاخصه های آن از آموزش و پرورش، توجه بیش از اندازه به تبلیغات مذهبی، و همچنین، ترویج بیگانه پرستی!، توهین و تحقیر سنتهای ملی، و بر کشیدن مهملات و خرافات قبایل بدوی عرب،  و موارد بسیار دیگر، که در مجموع، مستقیم و غیر مستقیم، نه به مقابله با راهبرد غرب و اعراب، بلکه به تقویت آن منجر شده است!&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; روند فوق، سردرگمی عجیبی را  بر دستگاه سیاست خارجی ایران، حاکم کرده، آنگونه که بهترین فرصت را برای همسایگان فرصت طلب و زیاده خواه فراهم آورده است.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; در حال حاضر،&lt;span style="color:#009900;"&gt; دورادور ایران، به کانونهای عضو گیری، تربیت، سازماندهی، و برنامه ریزی نرم افزاری، و سخت  افزاری، در جهت نفوذ به جامعۀ  ایران، و وارد آوردن ضربات فرهنگی، و در صورت امکان « نظامی »، تبدیل شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;راه اندازی هزاران شبکۀ تبلیغات اینترنتی، تلویزیونهای ماهواره ای، شبکه های رادیوئی، نشریات محلی، پخش گستردۀ مواد مخدر...، و همچنین، اعزام تیمهای مجرب و آموزش دیدۀ مبلغ دیدگاههای انحرافی  عقیدتی و مذهبی همچون وهابیت و سلفی گری، یا گروههای آموزش دیدۀ تخریب و بمب گذاری و...، همه و همه، در سطحی گسترده بکار گرفته شده است، تا اهداف شوم کشورهای فوق الذکر را به پیش ببرد.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; اینها، در شرائطی است که، سیاست خارجی &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;جمهوری اسلامی، بجای اینکه در چهارچوب اصل دفاع از منافع سرزمینی و منافع ملی عمل کند، به دستگاه اجرای مماشات، باج دهی، پنهانکاری، عقد قرار دادهای ضد ملی، و حراج منابع کشور، و ساخت و پاخت با مرتجع ترین و ضد ایرانی ترین دولتهای منطقه، تبدیل شده است&lt;/span&gt;. دراین سیاست، ملت ایران، اساسأ به حساب نمی آید و کاملأ نامحرم است! و بوقهای تبلیغاتی و رسانه ای جمهوری اسلامی، تبدیل به بلندگوی ترویج منحط ترین زاویه های فرهنگ عربی شده است، تا حدی که تشخیص اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی، متعلق به یک کشور عربی و ضد ایرانی است،  یا اینکه متعلق  به  ملت ایران می باشد، کاری بسیار دشوار است!&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;جمهوری اسلامی با پیشه کردن سیاستهای فوق، علاوه بر اینکه در برابر دو راهبرد فوق الذکر قرار نگرفته است، که عملأ در راستای سیاست انهدام ایران قرار گرفته، و به نوعی، تبدیل به یک طالبان داخلی شده است! طالبانی که همزمان با سرکوب خونین فرزندان ایران، در خیابانها، برای کودکان فلسطینی در نوار غزه و لبنان اشک تمساح می ریزد، و رئیس جمهور آن در زیر تابلوی « خلیج عربی » به کاسه لیسی و دادن باج به ارتجاعی ترین کشورهای منطقه مشغول می شود&lt;/span&gt;!!!&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff6600;"&gt;چه باید کرد؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; تا زمانیکه یک جنبش قدرتمند ملی، و با رهبری واحد، در برابر این حکومت شکل نگرفته است، شعار « سرنگونی »، تنها به کار ارضاء احساسات فرو خورده می آید، و جز به بی عملی، به چیزی منجر نخواهد شد. دقت کنید که منظور از این نظر، نفی اصل الزام سرنگونی این رژیم، بعنوان مقدمۀ هر نوع دگرگونی نیست، بلکه منظور، جلب توجه مخاطب گرامی به وظائفی بسیار اساسی تر از، گذر از این دوران تباهی و سیاهی، است. وظائفی که مستقیمأ متوجۀ برگزیدگان جامعه ایرانی است:&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;کار امروز نخبگان و روشنفکران و رهبران فکری ایران، باید کاری از جنس مقاومت و مبارزۀ فرهنگی، و از نوع کار حکیم ابوالقاسم فردوسی باشد!&lt;/span&gt; بیدار کردن وجدان ملی ایرانیان، تقویت احساسات میهن پرستانه، افشای نقش ارتجاعی روحانیت در تاریخ ایران، آشنا کردن فرزندان ایران با تاریخ حقیقی سرزمین خود، تشکیل کانونهای فرهنگی تبلیغ و ترویج زبان فارسی و عناصر مترقی فرهنگی و تاریخی آن، تولید کتاب، فیلم، بازیهای رایانه ای، و موسیقی مبتنی بر حماسه ها و داستانهای اصیل ایرانی، نقد و بررسی سیاستهای ضد فرهنگی جمهوری اسلامی، افشای چهرۀ حقیقی حاکمان، و دولتهای کشورهای همسایۀ ایران، و سیاستهای ضد ایرانی ایشان، مبارزه  مستمر با قوم و قبیله گرائی و افکار مروج مرکز گریزی، حمایت قاطع از هویت  ایرانی و عناصر فرهنگی و مشترک آن، و تبلیغ و ترویج سنتها  و آداب تاریخی و اصیل ایرانی، می تواند بخش عمده از کاری باشد، که به حفظ و تداوم حیات هویت ایرانی، علیرغم تمامی تلاشهائی که از سوی دشمنان این ملت  صورت می گیرد، بیانجامد.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; باید توجه داشت که حاکمان و رژیمهای سیاسی مشابه جمهوری اسلامی، در تاریخ ایران، بسیار بوده اند و چه بسا دهه ها و صدها سال حکومت کرده اند، اما آنچه حیات این ملت را تضمین کرده است، هوشیاری نخبگان و اندیشمندان ایشان بوده است،  که ضرورتها را تشخیص داده و هدفمند اندیشیده اند و بر خلق کارهای بزرگ دست یازیده اند.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; حفظ این خانه و ادامه حیات این ملت، در گرو نبرد فرهنگی، و از طریق روشنگری، و تلاش در جهت تداوم مفاهیم و عناصر هویتی، در بین نسلهائی است که اکنون در این خاک زندگی می کنند، و آنها که از این پس، شهروندان این شهر جاودانه اند.&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;  حفظ تمامیت ارضی ایران، به هر قیمت! و احیای هویت  اصیل ایرانی، وظیفۀ تک تک ایرانیان، در این نبرد روشنائی بر علیه تاریکی است!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;بیست و هشتم مهرماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت خیامی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-6433417453083301934?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/6433417453083301934'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/6433417453083301934'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2010/05/blog-post_15.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-6310144358158384995</id><published>2010-05-08T01:36:00.002+04:30</published><updated>2010-05-08T01:51:00.020+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;خطاهای &lt;span style="color:#009900;"&gt;راهبردی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;ج&lt;/span&gt; . &lt;span style="color:#993399;"&gt;ا&lt;/span&gt;، در مسئلۀ &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;اتمی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#339999;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;تعهد دولتها به مقاوله نامه های بین المللی، مشروط به ضمانت و حفظ و نگاهبانی از منافع ملی ملتهای آنهاست. به معنی دیگر،&lt;span style="color:#339999;"&gt; یک حکومت، در صورتی  به یک معاهدۀ بین المللی می پیوندد، و تا زمانی به تعهد خویش، متعهد است که، این تعهد، دربردارندۀ منافع ملی کشورش باشد،&lt;/span&gt; در غیر اینصورت، از منظر حقوق بین الملل، و از منظر مشروعیت قانونی و عرفی، و همچنین منافع ملی و سرزمینی، هیچ دلیل موجهی، جز ضعف آن حکومت، نمی تواند عقد قرارداد و متعهد ماندن به آن مقاوله نامه  را توجیه کند! &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; از منظر فوق، جمهوری اسلامی، نظر به عدم مشروعیت ملی و بین المللی، مبنی بر تداوم حکومت بر مردم ایران، در طی سه دهۀ گذشته، تن به شرائطی داده است، که این شرائط، تمامأ در تقابل با منافع ملی، سرزمینی و راهبردی ایرانیان بوده است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt; از جملۀ خطاهای راهبردی که دستگاه حاکمه مرتکب شده است، و بارز ترین آن، متعهد ماندن به مقاوله نامۀ منع و گسترش سلاحهای اتمی، و سازمان قانونی آن، یعنی آژانس بین المللی انرژی هسته ای است.&lt;/span&gt; این قرار داد بین المللی، که در آغاز جنگ سرد، و بجهت حفظ و ایجاد توازن قوا بین قدرتهای هسته ای، و ممانعت از ورود کشورهای فاقد سلاح و فن آوری اتمی، به باشگاه هسته ای، برقرار شد، در عمل، متضمن هیچگونه منافعی برای کشورهای در حال توسعه و جهان سوم نیست، که علاوه بر این، مانعی بزرگ و قانونی محسوب می شود، که کشورها را عملأ، در موقعیت ثبات و تداوم عقب ماندگی قرار می دهد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ایجاد وابستگی فنی به قدرتهای هسته ای، محروم شدن از دستیابی به فن آوری برتر در حوزه های صنعتی، پزشکی، کشاورزی و...، تداوم سیطرۀ سیاسی باشگاه هسته ای، بر راهبردهای تعیین کنندۀ ملی و بین المللی...، تنها چند نمونه از عوارض تن دادن کشورهای ضعیف و جهان سومی به مقاوله نامه هائی همچون قرار داد (( ان پی تی )) است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;اگر بخواهیم خطاهای جمهوری اسلامی را در این رابطه بر شمریم، به نکات زیر می توانیم اشاره کنیم: &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;الف: تداوم تعهد به پیمان ان پی تی، علیرغم تعارض آشکار این تعهد، با منافع ملی ایران.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ب: دخالت دادن بیگانگان در حوزۀ مباحث مربوط به منافع ملی، از جمله دستیابی ایران به فن آوری هسته ای و چگونگی پیشبرد آن، و اهداف آن، و همچنین&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; بیرون گذاشتن آراء عمومی ملت ایران، از حوزۀ آگاهی و تصمیم گیری در زمینه های مربوطه! &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;پ: متعهد ساختن راهبردی ایران به تعهداتی که، در تعارض آشکار با منافع سرزمینی است، از جمله:  تعهد به عدم تولید سلاح هسته ای، بدون مراجعه به آراء عمومی ملت ایران.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ت: متعهد ساختن ایران به خروج اورانیوم غنی شده، به عنوان سرمایۀ ملی، بدون کسب مجوز از ملت ایران!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ث: &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;انتقال فن آوری هسته ای، به کشورهائی که دشمنان  تاریخی ملت ایران محسوب می شوند!&lt;/span&gt; باز هم بر اساس منافع  حکومتی، و نه منافع ملی!، و باز هم بدون مراجعه به آراء  عمومی ملت ایران.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ج: حضور در مجامع بین المللی و اظهار سیاستها و بیان تعهدهائی از جانب ملت ایران، بدون اینکه مردم ایران، چنین وکالتی را به افراد حکومتی تفویض کرده باشند، و در برخی موارد، حتی از آنها اطلاعی داشته باشند!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;چ: دعوت از بیگانگان بجهت حضور و نظارت بر تاسیسات هسته ای و نظامی و صنعتی، افشای تحقیقاتی که مستقیما به امنیت ملی مربوط است، و همچنین، در اختیار ماموران سرویسهای اطلاعاتی بیگانه گذاشتن اطلاعات مربوط به دانشمندان و محققین ایرانی ( در حوزۀ  تحقیقات هسته ای ) به بهانۀ به اصطلاح اثبات صداقت و شفافیت!!!؟.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;در نهایت آنچه می توان گفت اینستکه: &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;ملت ایران، هیچکدام از تعهدات جمهوری اسلامی را در حوزۀ مسائل راهبردی، از جمله مسئله اتمی، به رسمیت نمی شناسد&lt;/span&gt; و از هم اکنون اعلام میدارد که در صورت تغییر حکومت، تنها بر اساس منافع ملی خود و مراجعه به آراء ملت ایران عمل  خواهد کرد. لازم است تمامی دولتها در سطح بین الملل، پیش از عقد هر گونه قرار دادی با جمهوری اسلامی، به مسئله عدم مشروعیت این حکومت در عقد قراردادها بیاندیشند و بدانند که ملت ایران چنین قراردادهائی را به رسمیت نمی شناسد!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;***&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;اردیبهشت ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه خیامی&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-6310144358158384995?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/6310144358158384995'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/6310144358158384995'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-1931600529926496016</id><published>2010-04-14T01:30:00.002+04:30</published><updated>2010-04-14T01:43:03.184+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;پاسخ&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ما&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#3366ff;"&gt;به&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#990000;"&gt;تهدیدات&lt;/span&gt; اتمی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;–&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#999900;"&gt;مزدک&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;آقای اوباما، در طرح جدید دکترین اتمی ایالات متحدۀ آمریکا، غیر مستقیم ایران را به حملۀ اتمی تهدید کرد! دقت کنید که گفتم ایران را تهدید کرد، و نه حکومت ایران را! چرا که &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;در یک تعرض اتمی، این حکومت ایران نیست که آسیب می بیند، بلکه مردم ایران و سرزمین ایران است که مورد تهاجم قرار می گیرد. بر این اساس، این تهدید، اگر چه به بهانۀ عملکرد جمهوری اسلامی صورت می پذیرد، اما در واقع تهدیدی علیه ملت ایران است.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; در نگاه اول، این تهدید، می تواند در چهارچوب یک جنگ روانی تحلیل شود، اما در واقعیت، حکایت از آمادگی آمریکا و متحدین، برای استفاده از سلاحهای نامتعارف، در جنگهای متعارف دارد، چیزی که پیش از این، در ظاهر هم که شده، نفی می شد!&lt;br /&gt;در این تردیدی نیست که آمریکا و دیگر کشورهای استعمارگر، همواره این آمادگی و انگیزه را دارند که از سلاحهای کشتار جمعی، علیه بشریت استفاده کنند، اما آنها همزمان خوب میدانند که این معادله، معادله ای دو سویه است و می تواند برای آنها نیز مشکلاتی به همراه داشته باشد، بخصوص در مورد تهاجم به کشوری مانند ایران!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt; &lt;strong&gt;آیا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;&lt;strong&gt; آمریکا یا هم پیمانانش ایران را مورد حمله قرار خواهند داد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; این پرسشی است که پیش از این و در سالهای گذشته، نگارنده به آن پاسخ داده است. این قلم معتقد است که امکان چنین حرکتی، بسیار ضعیف است. به این دلیل ساده که با محاسبۀ سود و زیان آن، جهان سرمایه داری به این نتیجۀ منطقی می رسد که زیان چنین عملی بسیار بیشتر از سود آنست!  هر گونه تهاجمی به شکل یک حمله کلاسیک اتمی، منجر به تلاطمات عظیم در اقتصاد جهانی، موقعیت جغرا - سیاسی کشورها و همچنین فراروئی قدرتهای جدید خواهد شد، که هیچکدام از این وقایع، مطلوب نظام سلطۀ فعلی نیست. اما بنظر می رسد، آنچه مورد نظر دکترین نوین آمریکاست، تهاجمات موردی، مقطعی، محدود و با قدرت کم باشد. اگر چنین چیزی مورد نظر استراتژهای آمریکائی -  اروپائی باشد، باید گفت آنها مانند همیشه در یک خطای راهبردی بسر می برند! برای حکومتهائی مانند جمهوری اسلامی، تفاوتی نمی کند که یک شهر با چند میلیون سکنه مورد هدف قرار گیرد، یا یک منطقه نظامی، و یا یک مرکز تولید سوخت هسته ای، واکنش آنها در هر شرائطی یکسان است! « این » تهاجم، بهترین بهانه برای ماجراجوئی های بزرگ خواهد بود. ماجراجوئی هائی که بقای چنین حکومتهائی را تضمین خواهد کرد و گسترۀ نفوذ آنها را گسترش خواهد داد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;نگاه ایران به تهدید اتمی، چگونه نگاهی است؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; برای پاسخ به پرسش فوق، ابتدا باید توان بالقوه  و بالفعل نظامی ایران را سنجید.&lt;br /&gt;در وهلۀ اول، باید درنظر داشت که ایران، اکنون، همۀ امکانات بالقوه برای تبدیل شدن به یک قدرت اتمی را در اختیار دارد و هر زمان که اراده کند، بفاصلۀ زمانی کوتاهی قادر خواهد بود، موشکهای خود را به کلاهک هسته ای، مسلح کند.  هر گونه حمله اتمی، بهترین انگیزه و بهترین زمینه، در اقدام به چنین عملی است و اگر غرب تصور می کند که ایران اقدام به اینکار نخواهد کرد، سخت در اشتباه است و این تصور نشان می دهد که آنها برداشت درستی از وضعیت فعلی ندارند!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;راهبرد ایران در برابر یک تهاجم اتمی اما، یک حملۀ متقابل اتمی نیست، بلکه تهاجم به امکانات هسته ای طرف مقابل است! به زبان دیگر، نیروهای موشکی و هوائی ایران، بجای اینکه مسلح به نیروی هسته ای شوند، مراکز تولید سلاحهای اتمی، انبارهای ذخیره سلاحهای هسته ای و شیمیائی و میکربی، سامانه های حمل و پرتاب، ناوها و زیردریائی های اتمی، و در نهایت، مراکز تولید انرژی هسته ای دشمن را هدف تهاجم موشکی قرار خواهند داد!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;به زبان دیگر، دشمن را بوسیلۀ توان هسته ای خود او، نابود خواهند کرد. از این منظر، امکانات هسته ای دشمنان ایران، به بزرگترین و مؤثرترین سلاح راهبردی نیروهای مسلح ایران و بزرگترین خطر برای کشورهای دارندۀ این سلاحها تبدیل خواهد شد. در حال حاضر، نیروهای مسلح ایران، با در اختیار داشتن یکی از سریع ترین موشکهای زیر سطحی جهان و همچنین موشکهای رادار گریز سطح به سطح، تمامی ناوها و زیر دریائی های اتمی کشورهای غربی و اسرائیل را از خلیج فارس تا دریای پارس ( دریای عمان؟! ) و اقیانوس هند، در تیررس دارند، و با  استفاده از زیر دریائی های سبک جدیدأ تولید شده، قادرند شعاع عملیاتی خود را گسترش بیشتر نیز بدهند. ضمن اینکه موشکهای برد متوسط  و بلند ایران نیز قادرند مراکز ثابت و سطحی و بر روی خشکی را تا شعاع بیش از دوهزار کیلومتر هدف قرار دهند. هم اکنون، ایران بصورت بالقوه، این امکان را نیز در اختیار دارد که برد اینگونه موشکها را افزایش دهد، که در صورت ضرورت قطعأ اینکار را انجام خواهد داد!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; علاوه بر همۀ آنچه ذکر شد، تهاجم به نقاط  ضعف راهبردی غرب نیز، در دکترین دفاعی ایران، جایگاه ویژه ای دارد. اصلی ترین نقطۀ ضعف غرب، موقعیت اقتصادی آن است. بر این اساس در تقابل با یک حملۀ اتمی، غیر از موارد فوق الذکر، محروم کردن این کشورها از منابع تولید و بازار خاورمیانه در دستور کار قرار خواهد گرفت و در اولین اقدام، از ادامۀ جریان صدور نفت و گاز  و دیگر منابع زیرزمینی به سمت  غرب جلوگیری خواهد شد. این واقعیتی است که اگر ایران اراده کند، با توجه به موقعیت ژئو استراتژیک خود، می تواند غرب را به دردسرهای بسیار جدی بیاندازد!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;چشم انداز آینده!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; از نظر نگارندۀ این سطور، &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;تهدید اتمی ایران، در حال حاضر، تهدیدی توخالی است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; و آمریکائی ها و اسرائیلیها، نه انگیزۀ جدی چنین کاری را دارند و نه توان تحمل عواقب آنرا! این تهدید، صرفأ بجهت تحت فشار گذاشتن جمهوری اسلامی برای همکاری بیشتر با غرب در طرح خاورمیانه نوین است. &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;مشکل غرب هم با ایران، نه توان یا امکان بالقوۀ تولید سلاح هسته ای، بلکه پیشرفت سریع ایران در حوزه های مختلف است، که می تواند در آینده ای نچندان دور، ایران را به مانعی جدی بر سر راه طرح خاورمیانه بزرگ تبدیل کند. پیشرفتهائی که نتیجۀ کار و تلاش دانشمندان ایرانی است و ربطی به باند حاکم بر این ندارد!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; آمریکا و غرب، تحمل بوجود آمدن یک قدرت منطقه ای جدید که بر منابع خام و بازارهای منطقه مسلط  شود را ندارند و این موضوع را بر خلاف منافع راهبردی خود می دانند. آنها می دانند که دیر یا زود، جمهوری اسلامی رفتنی است اما ملت ایران با توجه به وسعت سرزمینی، ثروت ملی، ذخیره انسانی  و توان علمی، به سرعت، به قدرتی بزرگ تبدیل خواهد شد. در واقع، این چشم انداز است که همانند صد سال گذشته و بیش از همیشه، غرب را نگران کرده است و علت لاس زدن آنها با جمهوری اسلامی هم نهفته در همین نکته اساسی است که انگلیسها چندی پیش، رسمأ اعلام کردند؛ یعنی اینکه: « ما خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی  نیستیم، بلکه خواهان تغییر در رفتار این رژیم هستیم! ». این نکته، بخوبی بیانگر این موضوع است که مشکل غرب، نه با جمهوری اسلامی و نه با توان بالقوۀ هسته ای، بلکه با پیشرفت ملت ایران و سربلند کردن ایرانی است! تولیدات فرهنگی هالیوود نیز بر علیه هویت تاریخی ایرانیان مؤید این نظر است. ضمن اینکه تحرکات شدید و گستردۀ آنها در حمایت از اقلیتهای قومی و طرحهای تجزیه طلبانه و تلاش در جهت فروپاشی وحدت ملی در ایران، نظر فوق را بشدت تقویت می کند! از همین روست که روشنفکران و رهبران سیاسی ایران باید هوشیار باشند و فریب جنگهای زرگری را نخورند. هدف غرب، بسیار فراتر از بزیر کشیدن رژیمی همچون جمهوری اسلامی است. این نظام، عملأ در خدمت آنهاست! هدف راهبردی آنها  نابودی و فروپاشی ایران است و اینکا ر را نه از طریق حملۀ هسته ای، بلکه از طریق فروپاشی هویت ملی، پیگیری می کنند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; با نگاهی به فعالیتهای سرویسهای جاسوسی غرب و اسرائیل در حوزۀ مسائل فرهنگی و جغرافیائی ایران، بخصوص در مناطق آذربایجان، سیستان  بلوچستان، خوزستان و کردستان، از طریق گروههای قومگرا و تجزیه طلب، رادیو -  تلویزیونهای ماهواره ای، اینترنت، روزنامه ها  و نشریات، و تولید فیلم و کتاب و دخالت کشورهای همسایه و ادعاهای ارضی و یا تحریک مردم مناطق قومی توسط این کشورها، بخوبی می توان ادعای فوق را به اثبات رساند. درست بهمین دلیل است که میهن دوستان ایرانی و رهبران راستین و دلسوز مردم ایران، نباید وقت و اندیشه خود را مصروف مسائل جزئی و یا درگیریهائی که برای انحراف افکار عمومی ایجاد می شود، نمایند. آنها  باید راهبردی بیاندیشند و در فکر ارائۀ طرح و برنامه برای برونرفت از وضعیت فعلی باشند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;وعدۀ ما به سردمداران غرب و آقای اوباما!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز دیگر مثل روز روشن است که تولد جمهوری اسلامی، محصول کنار آمدن و توافق و معامله سران مذهبی و روحانیت ایران با غرب و آمریکا در مقطع بهمن پنجاه و هفت بوده است. معامله ای که هر دو طرف در طی سی ویکسال گذشته از آن، بخوبی منتفع شده اند. اما حساب ملت ایران از حساب استعمار و حکومت اسلامی جداست. این مردم، در جهت عدالت، آزادی و سر بلندی ایران و ایرانی، به تلاش خود ادامه خواهند داد و به هیچ بیگانه و عامل بیگانه ای، نه اکنون و نه در آینده، باج نخواهند داد. بگذارید جمهوری اسلامی، بدلیل ناتوانی اش در برابر غرب، شرعأ؟! تولید سلاح اتمی را حرام اعلام کند! اما مردم ایران به سران غرب و استعمار این وعده را می دهند که این مملکت را به برترین قدرت اتمی جهان تبدیل کنند! نه تنها به این دلیل  که توان و اراده و لیاقت آنرا دارند، بلکه خیلی بیش از آن، به این دلیل که دیگر حاضر نیستند به هر جماعت بی فرهنگ و چپاولگری باج بدهند! مورد تجاوز قرار گیرند و تحقیر شوند و مجبور  باشند در زیر سلطۀ یک مشت اوباش مزدور بیگانه زندگی کنند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#33cc00;"&gt;دستیابی به برترین توان نظامی و تسلیحاتی، حق مسلم ملتی است که هزاران سال است در معرض تجاوز و تهاجم و ویرانی و تحقیر و نابودی قرار دارد و می خواهد نقطۀ پایانی بر اینهمه رنج و حرمان بگذارد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; ملت ایران، با فرهنگ ترین و صلح طلب ترین ملت جهان است! اینرا تاریخ طولانی او گواهی می دهد. ملت ایران، همواره به همۀ ملتها و مردمان در هر کجای جهان، به دیدۀ احترام نگریسته است و بنیانگذار اولین منشور حقوق بشر است. اما از این پس اجازه نخواهد داد از انسانیت، متانت و بزرگ منشی وی، سوءاستفاده شده، مورد تحقیر قرار گیرد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; حرف آخر ما با استعمار و جناب اوباما و رؤسای جمهوری آیندۀ آمریکا اینست؛ این ملت ایران است که سرنوشت خود را، بر اساس مصالح خود، رقم خواهد زد و هیچ ترفندی از جانب شما و نوکرانتان قادر نیست در برابر ارادۀ این ملت، برای رسیدن به اهدافش مانع ایجاد کند. &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;ما اراده کرده ایم که ایرانی آزاد، آباد و سربلند داشته باشیم و به این ارادۀ خود، جامۀ عمل خواهیم پوشاند&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.maghalatemazdak.blogspot.com/"&gt;www.maghalatemazdak.blogspot.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                            1389.1.24 &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-1931600529926496016?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/1931600529926496016'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/1931600529926496016'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-2622556005998047173</id><published>2010-03-20T00:56:00.007+03:30</published><updated>2010-03-20T01:12:49.872+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/S6PsjEW3g4I/AAAAAAAAATU/1DyTqV5cJDA/s1600-h/mf271337.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 296px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5450460061257663362" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/S6PsjEW3g4I/AAAAAAAAATU/1DyTqV5cJDA/s400/mf271337.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;نوروزتان&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;فرخنده&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;باد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#999900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#999900;"&gt;فردایتان&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;روشن &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff6600;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;خورشید&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;زندگی تان&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff9900;"&gt;رخشان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff9900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff9900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff9900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff9900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff9900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff9900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff9900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;دلهایتان&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;شاد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#3333ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#3333ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#3333ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#3333ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;و &lt;span style="color:#996633;"&gt;سرزمین تان&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;سرسبز&lt;/span&gt; و &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;آباد&lt;/span&gt; و &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;آزاد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-2622556005998047173?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2622556005998047173'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2622556005998047173'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2010/03/blog-post_20.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/S6PsjEW3g4I/AAAAAAAAATU/1DyTqV5cJDA/s72-c/mf271337.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-3292146789581099336</id><published>2010-03-08T01:30:00.002+03:30</published><updated>2010-03-08T02:00:48.677+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;مشکلات&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;جامعۀ&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;روشنفکری&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#999900;"&gt;مزدک&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;پیش از آنکه بخواهم وارد بحث شوم، مایلم تعریف، یا بهتر بگویم، برداشت خود را از مفهوم روشنفکر، ابراز کنم. در اینصورت جائی برای سوءتفاهمات بعدی باقی نخواهد ماند و در چهار چوب این مقاله، همه خواهیم دانست که از دیدگاه این قلم، روشنفکر کیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;روشنفکر از دید نویسندۀ این سطور کسی است که وظیفه روشنگری و هدایت نظری جامعه، بر اساس مترقی ترین، پیشروترین، انسانی ترین و جدید ترین دستاوردهای انسان در هر دوره تاریخی را بر عهده دارد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;این وظیفه، در درجۀ اول، وظیفه ای وجدانی است، که یک فرد، بر اساس عبور از مراحل آگاهی و خود آگاهی، احساس کرده، و بر عهده می گیرد.&lt;br /&gt; اینکه یک روشنفکر از چه وسیله ای برای پیشبرد کار خود بهره می برد، و یا اینکه شخصی و مستقل عمل می کند، و یا وابسته به یک تشکیلات سیاسی، و  یا سیاسی است، امری است که در درجۀ دوم اهمیت قرار دارد، و نمی توان برای آن دستورالعمل صادر کرد. روشنفکر باید در انتخاب شیوۀ عمل خود آزاد باشد و استقلال او زیر سوال نرود.&lt;br /&gt; با تعریف فوق، در همین ابتدا، ما همۀ آنانی را که در حوزۀ تفکر ایده آلیستی، خود را بعنوان روشنفکر معرفی می کنند، از دایرۀ تعریف روشنفکر بیرون گذاشته ایم، چرا که&lt;span style="color:#cc6600;"&gt; مفهوم روشنفکری و ماهیت زمینی آن، با آونگ بودن میان زمین و آسمان و پیروی از موهومات، آشکارا در تعارض است!&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; روشنفکر در جامعه زندگی می کند و متأثر از عوامل رشد در هر جامعۀ معین است. بنابراین، جدا از خصیصه های فردی، ( این خصیصه ها نیز عمومأ  ریشۀ اجتماعی دارند )، چه بخواهد و چه نخواهد، فرزند عوامل تأثیر گذار محیط پیرامون خویش است. هر چه شعاع دایرۀ محیط  زندگی بلندتر باشد، به همان نسبت، افق  و منظر دید روشنفکر، نسبت به وظیفه ای که بر عهده دارد، گسترده تر و فراختر است. بنابر این، روشنفکر، خیلی ساده، می تواند روشنفکری روستائی و شبانی باشد و یا در سطح منطقه ای و ملی بیاندیشد، یا جهانی فکر کند و یا همۀ اینها را پشت سر گذاشته  و به بشریت و سرنوشت او و هستی بیاندیشد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; بنابر  آنچه ذکر شد، یک روشنفکر، متأثر از سطح رشد سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی جامعه است. از تاریخ معینی تغذیه می شود، امکانات مشخصی دارد و توان و افق دید او، با سیر و سطح تحولات تاریخی، رابطۀ مستقیم دارد. آرمانهای روشنفکران نیز، خارج از چهار چوب فوق الذکر، شکل نمی گیرد؛ هر کس بقدر فهمش – فهمید مدعا را!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; اگر قبول کنیم که فهم مطلق وجود ندارد! همچنین قبول خواهیم کرد که فهم روشنفکری، مشروط به عوامل فراوان تأثیر گذار پیرامون اوست و آرمانهائی هم که جستجو می کند، مطابق با همین عوامل است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;جامعۀ روشنفکری ایران، از تاریخی بس طولانی برخوردار است. به جرأت می توان گفت اولین روشنفکران و روشنگران بشری، از درون این جامعه ( ایران ) برخاسته اند. علت آن نیز روشن است. نظر به اینکه منشأ اولین مدنیتهای شکل گرفته بشری، فلات ایران بوده است، طبیعتأ اولین نحله های فکری نیز، محصول همین مدنیتها می بایست بوده باشد. آئین های میترائیسم و زرتشت و تاریخچۀ هزاران سالۀ آنها و تأثیرات شگرفی که بر زندگی بشر داشته اند نیز، موٌید همین نظر است. بر همین اساس هم هست که پیشقراولان تجدد و تحول و اصلاح جامعه، بر اساس الگوهای انسانی نیز، از درون همین جامعه بر می خیزند. زرتشت و مانی و مزدک، نتیجۀ درخشان همین مدنیت هستند و انعکاس سطح رشد جامعۀ آن روزی ما!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; روند فوق، تا پیش از حملۀ مسلمانان به ایران، با فراز و نشیب اندکی، هماره تداوم داشته است، روشنفکران و نخبگان، عمومأ بعنوان  وجدان آگاه اجتماع، امر پیشبرد روشنگری و اعتلای سطح مدنیت و آزادی انسان را بر عهده داشته اند. حملۀ مسلمانان  به ایران، خللی بزرگ  و شکافی عمیق در این روند ایجاد می کند که تا امروز، هنوز ترمیم نیافته است. این تهاجم مرگبار و ویرانگر، بنیان و ساختار جامعۀ  ایران را فرو می پاشد و محصول هزاران سا ل مدنیت  و اندیشه ورزی در وجوه مختلف را با خاک، یکسان می کند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; پس از سلطۀ مسلمانان و قبایل وحشی شبه جزیرۀ عربستان بر ایران، نظر به اینکه تفکر بدوی و عقب ماندۀ قبیله ای، هیچ سنخیتی با مدنیت و تفکر مدنی و علوم و فنون و هنر پیشرو نداشت، وجود چنین پدیده ها و حاملان آن ( اندیشمندان و روشنفکران ) را برنمی تافت، از اینرو، بجای اینکه خود را با مدنیت تسلط یافته، هماهنگ کند، تلاش کرد تا با نابودی همۀ آثار آن مدنیت، جامعۀ جدید را بشکل خود در آورد. بعبارتی، تاریخ را حداقل برای دو هزار سال به پس  راند. از این پس تا سه قرن، روند تأثیر روشنفکران بر جامعۀ ایران، روندی همراه با اعوجاج، پراکنده، کم تأثیر و کم توان است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;مسلمان وحشی شبه جزیرۀ عربستان، از دین جدید، فقط « قتلو فی سبیل الله » را می فهمید! از سوئی به چپاول مشغول بود و از سوی دیگر به قلع و قمع مردمان سرزمین فتح شده. شدت سرکوب و قتل عام مردم ایران، و میزان خشونت در این سه قرن به حدی بود که، معدود اندیشمندان روشنگر، چاره ای ندیدند جز اینکه نیات و افکار و آرمانهای روشنفکری خود را، به قالب تفکر عقب افتاده جدید، ریخته، این عقیدۀ جدید را، رنگ و لعابی ببخشند، بلکه از این رهگذر، بتوانند به حیات روشنگرانه خود ادامه دهند. پیشتازان  چنین حرکتی، کسانی بودند همچون منصور حلاج،  ابوسعید ابوالخیر، بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی، ابن مقفع، زکریای رازی، ابن سینا، ابوریحان بیرونی، دقیقی توسی، حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، حکیم عمر خیام نیشابوری، احمد غزالی، عین القضات همدانی،... و تعدادی دیگر از بزرگان عصیان عرفان ایرانی.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;اما همین چشمۀ کم توان ولی زلال، با تداوم تسلط ترکان غزنوی و سلجوقی و سپس تهاجم مغول، بکلی خشکید و بتدریج، مرداب عرفان اسلامی، که معجونی  سرگیجه آور از عالم هپروت، بعلاوۀ رگه های چسناله های برخاسته از ضعف و خفت و ذلت تسلیم شدگان به سرنوشت آسما نی بود، بر جامعۀ روشنفکری ایران پس از قرن پنجم حاکم شد. از این پس تا عصر مشروطه، بجز خط سرخی که نشان از تداوم زیر زمینی اندیشه های ایرانی باقیمانده از اعصار پیش از اسلام دارد، یعنی عصیانهای پیاپی حروفیان و نقطویان و قرمطیان و باطنیه و سربداران و امثالهم، و پیشگامان اعجوبه ای همچون حسن صباح، حکیم ناصر خسرو قبادیانی، سعدی، حافظ ، فضل الله نعیمی و عمادالدین نسیمی و...، هیچ نشانی از وجود یک جریان روشنفکری قدرتمند و تعیین کننده و بنیانگذار و ساختار ساز و اندیشه پرداز، نمی بینیم .&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;بخصوص پس از سلطۀ ترکان صفوی، که نقطۀ آغاز به لجن کشیدن کامل جامعۀ  ایران و در گرداب خرافات فرو بردن آنست، تا سیطرۀ ترکان قجر، که ارتباط  ایران و ایرانی، با گذشته اش، بطور کامل قطع می شود، و جامعه در نکبت و عقب ماندگی غرق می گردد، روند نابودی جامعۀ روشنفکری ایران، کامل می شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; با پیدا شدن طلایه های نهضت بزرگ مشروطه، در واقع پس از هشتصد سال، حرکت  احیای جنبش روشنفکری و روشنگری نیز، حیاتی دوباره می یابد. حیاتی که پیش از آنکه نتیجۀ تطور و تأمل و رشد جامعه باشد، متأثر از عوامل بیرونی، و بخصوص اوج گیری انقلاب صنعتی، و اعتلای نظام سرمایه، و پیشتازی علوم، در زمینه های مختلف، در غرب است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; قائم مقام، امیر کبیر، میرزا ملکم خان، میرزا آقا خان کرمانی، آخوند زاده و بسیاری دیگر از شخصیتهای فرهنگی، سیاسی و علمی کشور در این دوران، با مشاهدۀ درۀ عمیق بین جامعۀ ایران قجر زده، با جوامع رو به پیشرفت، هر یک، بر آن شدند تا با سبک و سیاق و توان و امکانات خود، جامعۀ ایستا را تکانی داده، بلکه ملت را از خواب طولانی چند صد ساله بیدار کنند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; طبیعتأ این تلاشها منجر به شکست می شد! چرا که بافت و ساخت جامعه، چه از منظر سیاسی و چه اقتصادی و فرهنگی، ویرانتر از آن بود که با تلاشهای فردی نخبگان بتواند ترمیم یابد و یا بنیان بنائی گذاشته شود. با اینحال این تلاشها، در نسل پس از خود، تا حدی ثمر داد و توانست موجی ایجاد کند که بر آمد این موج، جنبش مشروطه و پیدایش نخبگان تجدد خواه بود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;روشنفکران مشروطه، نظر به اینکه متکی به پشتوانه ای تاریخی و مدرن نبودند و ارتباطشان با تاریخ میهنشان، در طی هزارۀ گذشته قطع شده بود، بالاجبار روی به ایده ها و افکار و مکتبها و جنبشهای نوین غرب آوردند. در این مسیر، عده ای را اعتقاد بر این بود که باید نعل به نعل، از مدنیت غرب پیروی و الگو برداری کرد و عده ای دیگر را عقیده، باز گشت به کیستی ایرانی و بازگشت به عظمت ایران پیش از تسلط اعراب بود. فرصت اندک بود و کار – بسیار!..&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;در راه روشنگری، خطرهای فراوان شد  و افراد و نخبگان بسیاری نیز، جان بر سر احیای عظمت ایران گذاشتند، اما جریان سومی نیز وجود داشت که جنبش روشنگری و روشنفکری نوین را تهدید می کرد و در راه پیشرفت آن سنگ می انداخت!  این جریان سوم، دستگاه روحانیت بود که در طی هزارۀ گذشته، از سوئی اسباب تداوم تسلط تفکر عربی بود، و از سوی دیگر، بزرگترین دشمن روشنگری و جنبشهای روشنفکرانه و تجدد خواه!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;روحانیت، تداوم حیات خود را، در تداوم نظام استبدادی و حاکمیت اشرافیت زمینداران و اربابان و صاحبان سرمایه و تجار، می یافت و بر این اساس، دشمن سر سخت هر گونه تغییر جدی در نظام موجود بود. مخالفتهائی نیز که گاهگاهی از طرف این دستگاه  با نیروهای  استعماری صورت می پذیرفت، جنبۀ ضد استعماری و ملی نداشت، بلکه جنبۀ ارتجاعی و مخالفت باشکل گیری مدنیتهای جدید داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; تصور روحانیت این بود که  با ایجاد ارتباطات نوین بین ایران و جوامع پیشرفته غرب، بساط مال اندوزی و کلاشی و مفتخوری و تحمیق توده ها برچیده شده، دکان ایشان تعطیل می شود. هم از اینرو بود که با شکل گیری نظام جدید آموزش سراسری، آزادی زنان  از قیود مردسالارانه، شکل گیری تشکلات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، مردمسالاری و حق رأی و ایجاد مجلس مقننه، صنعتی شدن کشور، بر چیده شدن بازار سنتی  و شکل گیری تجارت مدرن، نابودی نظام زمینداری و بسیاری دیگر از ایده ها و افکار ترقیخواهانه مخالفت می کرد و طبیعی بود که دشمن سرسخت کسانی باشد که این عقاید را بمیان مردم می بردند، یعنی روشنفکران!&lt;br /&gt; اینچنین است که &lt;span style="color:#009900;"&gt;دستگاه روحانیت شیعه، هماره در طی جنبش مشروطه و در یکصد سال گذشته، همچون هزارۀ پیش از آن، بزرگترین دشمن و مانع روشنگری و روشنفکران بوده است.&lt;/span&gt; بیاد آوریم که&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; فتوای قتل تمامی بزرگان اندیشه و هنر و روشنگری در هزار سال گذشته، توسط روحانیت صادر شده و کمتر اندیشمند و دانشمندی را می توان سراغ گرفت که فرمان قتل  او  و حکم تفکیر وی از طرف روحانیون صادر نشده باشد!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; و اما به بحث اصلی باز گردیم؛ گفتیم که جنبش روشنگری و روشنفکری ایران در عصر مشروطه، بدلیل قطع ارتباط تاریخی خود با گذشته از سوئی، و از طرف دیگر، پیشرفت شگرف غرب در حوزه های صنعت و علوم و سیاست، مجبور شد، خود را  تقریبأ تمام و کمال، در اختیار تفکرات جدید قرار دهد. عرصۀ مباحث روشنگری ایران در ایندوره، انباشته بود از ایده های لیبرالیستی، مارکسیستی، سوسیال دمکراسی و...، کتابهای بسیاری ترجمه و روانۀ بازار فکری ایران شد. اساسأ نهضتی بوجود آمد بنام نهضت ترجمه!! اگرچه این حرکت در ابتدا، حرکتی طبیعی و لازم و واجب بود، اما بدلیل تلاطمات سیاسی و تداوم استبداد، در ادامه، منجر به پیدایش جنبش روشنگری ملی و پیدایش مکاتبی و نظراتی  منطبق با وضعیت جامعۀ ایران، نشد، و در تمامی صد  سال گذشته، در همان شکل ابتدائی خود باقی ماند. البته بوده اند کسانیکه لزوم حرکتی ملی در احیای خود باوری نظری را  مطرح کرده و تا حدی در اینراه گام برداشته اند، اما آنچه عملأ پیش برده شده، همان تقلید نظری بوده است که پیشتر بدان اشاره شد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;مشکلات جامعۀ روشنفکری در حال حاضر!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc6600;"&gt;اولین و بزرگترین مشکل جامعۀ روشنفکری ایران، بیسوادی است!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; بجز حزب توده  که ساختار آن بر اساس ساختار مدرن احزاب اروپائی شکل گرفته و کادرهای آن حداقل برای سه نسل در مدارس و مکتبهای سیاسی اتحاد شوروی و اروپای شرقی آموزش دیده اند ( به معایب اینموضوع نیز در ادامه خواهیم پرداخت )، تقریبأ تمامی رهبران احزاب ایرانی، نخبگان و روشنفکران و نویسندگان و شعرا  و اندیشمندان منفرد و مستقل، از یک درد مشترک رنج می برند. این درد مشترک همانگونه که ذکر شد، بیسوادی است! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;روشنفکران ما، غوره نشده، مویز می شوند! این دوستان، کتاب نمی خوانند، به تعبیر دیگر، فرهنگ کتابخوانی ندارند و اساسأ اینگونه تربیت نشده اند که مطالعه کتاب، جزئی از زندگی روزمره  شان باشد. برای تربیت و رشد فکری خود، برنامه ندارند. بدنبال منابع اصیل و دست اول فکری نیستند. حاضر نیستند برای رسیدن به اهداف فکری خود، دچار زحمت شوند! جزم اندیش و متعصب هستند و آنچه را باور کرده اند، آیۀ آسمانی می دانند... &lt;span style="color:#666600;"&gt;اعتماد بنفس ندارند و همواره در حال نشخوار افکار دیگرانند. بیگانه باورند! و هر اثر ترجمه شده ای را وحی منزل می پندارند. بدون تحقیق، ایده ها و افکار را می پذیرند. ساده لوح و زود باورند!&lt;/span&gt; همۀ این عوامل، رویهم، منجر به فقر اطلاعاتی می شود، اگر چه روشنفکر، دارای محفوظات فراوان و چند عنوان دکترا  و پروفسور باشد...&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; نهضت ترجمه باعث شد که روشنفکر ایرانی، همواره بدنبال لقمۀ آماده باشد و چون در معرض سرکوب مدام قرار داشت و درجۀ اعتماد بنفس خود را از دست داده بود و از سوی دیگر، پیشرفتهای سریع جوامع اروپائی و غربی را ملاحظه می کرد، چنین پنداشت که هر آنچه در آنسوست، درست است و هر آنچه از آنسو می آید، دارای اعتبار!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;span style="color:#336666;"&gt;خودباختگی و وجود رسوبات عمیق و سنگین تفکرات خرافی – مذهبی، باعث شد که روشنفکر ایرانی، هر مکتب و تفکری را هم پذیرفت، به آن رنگ و لعاب مذهبی و قشری بزند و با تعصب بر آن پای فشارد؛ اگر لیبرال شد، لیبرالیسم اقتصادی را پذیرفت ولی لیبرالیسم سیاسی را دور انداخت! اگر مارکسیست شد، سانترالیسم را قبول کرد، اما دمکراسی آنرا کنار گذاشت و آنرا با مهملات مذهبی  و تعصبات قشری، که هیچ سنخیتی با مارکسیسم نداشتند، در هم آمیخت، و از این تفکر، شیر بی یال و دم و اشکمی ساخت که خود مارکس را هم فراری می داد!&lt;/span&gt; آنها هم که مانند توده ایها، این تفکر را از منابع اصلی آموختند، بجای بکار گیری متدولوژی آن، ایدئولوژی آن را همچون بافته های قرآن، آیات آسمانی پنداشتند و بر تطبیق نعل به نعل آن بر جامعۀ ایران بر آمدند و این تفکر را  که مدعی تغییر جهان بود، اسباب تثبیت جزمیت کردند!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نهضت ترجمه، که همچنان ادامه دارد!!!!!!!!! باعث شد که کلمات، علاوه بر تغییر شکل، تغییر ماهیت هم بدهند! و روشنفکر ما، بجای مقایسه و یا سنجش آراء و عقاید و واژه ها ومعانی آنها با جامعۀ ایران، تلاش کند جامعۀ ایران را با این آراء و واژه ها تطبیق دهد! آنهم آنگونه که خود فهمیده بود، نه آنگونه که این پدیده ها در واقعیت وجودی خود، موجود بودند!&lt;br /&gt; با این حساب، &lt;span style="color:#cc6600;"&gt;روشنفکر ما، هرگز از مرحلۀ محفوظات، گذر نکرد و به مرحلۀ معلومات نرسید. شد ضبط  صوتی که اصوات بیگانه را تکرار می کند، آنهم نه در طول موج طبیعی خود، بلکه آنچنان زیر که شنیده نشود، یا آنچنان بم، که گوش را کر کند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;دومین مشکل بزرگ جامعۀ روشنفکری ما، عدم تعیین تکلیف قطعی با مذهب است&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; جهان بینی مذهبی، هنوز هم حاکم بر تفکر چپ ترین چپهای ماست. ذهن گرائی، مطلق گرائی، یکسو نگری، تعصب و قشریت، سنت گرائی، عوامگرائی، اسطوره باوری... و خصائص مشابه، که همگی از شاخصه های یک جهان بینی مذهبی است، حاکم بر تفکر روشنفکر ایرانی است، آنچنانکه همواره مانع رسیدن وی به تحلیل درست از موقعیت خویش و شکل برونرفت از وضعیت حاکم می شود و بقولی: « تعادل تشخیص خود را از دست می دهد ».&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; در چنین وضعیتی است که دیگر، نشانی از فیلسوف و نظریه پرداز و نخبه و رهبر فکری، در جامعۀ روشنفکری نمی یابیم، ولی&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; تا دلتان بخواهد مدعیان بیسواد و مقلد و گنده گو وجود دارد، که با غرغره کردن واژه های بیگانه و ریاکاری چندش آور و مزخرفات تهوع آور دست ساز بیگانه، در عرصۀ فرهنگی – سیاسی کشور جولان می دهند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; در این جامعه، دیگر نه از خیام و فردوسی و حافظ خبری هست، نه از آقاخان کرمانی و کسروی و ارانی. در حالیکه جامعه بزرگ هفتاد میلیونی این  مملکت، با پشتوانه فرهنگی تاریخی چند هزار ساله، در فضاحت بر پاشده توسط  دین فروشان، در حال غرق شدن است، جنبش روشنفکری ما حتی قادر به تولید یک رونوشت کمرنگ از ولتر هم نبوده است!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; اینرا با قطعیت باید  گفت که &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;تا جامعۀ روشنفکری ما به نقد ریشه ای رابطۀ خود با تاریخ پس از تهاجم مسلمانان عرب و تفکر تحمیلی آنان، ننشیند و تکلیف خود را با عزت تحقیر شده و حکمت برباد رفته عقلی، روشن نکند، هرگز نخواهد توانست راهی به روشنائی و روشنگری حقیقی باز کند!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;سومین مشکل بزرگ جامعۀ روشنفکری ما، خودزَنی و خود کهتر بینی است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; استبداد و سرکوب دائمی، تحقیر مدام، نبودِ امکانات، قطع ارتباط نسلها، نابودی منابع اصلی و اصیل و مستندات علمی و تاریخی، جنگ روانی یکسویه از جانب بیگانگان و تبلیغ گسترده برای ایشان، همه و همه، منجر به ایجاد فضائی شده است که روشنفکر ایرانی، از سوئی به خود کهتر بینی، بیگانه پرستی، خودباختگی و فرومایگی بغلتد، و از سوی دیگر به خود زنی بپردازد!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; ما را به آنجا رسانده اند که دشمنان تاریخی خود را ستایش  می کنیم. فرهنگ و هویت و تاریخ خود را تحقیر می کنیم و نادیده می گیریم و میراث گرانقدر خود را، به دست خود، نابود می کنیم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;از سوئی، اراذل و اوباش را برخود حاکم کرده، به ایشان، باج و عزت  ومقام می دهیم، و از سوی دیگر، در برابر بیگانگان، خویش را تحقیر می کنیم و تملق می گوئیم. &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;از خود بیگانگی و فرومایگی، از فرزندان کوروش و داریوش و آریوبرزن و مزدک و بابک و نادر و ستارخان...، نسلی را بوجود آورده، که علیه اجداد خود، کتاب و فیلم تولید می کند، و به ستایش قاتلین فرزندان این ملت، و نابود کنندگان تاریخ و هویت این مردم می نشیند!! نسلی که به وطن فروشی افتخار می کند، و اساسأ، خود به بزرگترین دشمن مملکت و مردم خویش تبدیل شده است!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; در چنین فضائی است که روشنفکر ایرانی، پیش از هر چیز، باید اول، برادری اش را ثابت کند! او باید پیش از هر چیز، واژه های عزت، شرف، غیرت، هویت، آدمیت و انسانیت، عشق به مردم و میهن  و کیستی ملی را دوباره برای خود معنا کند، و باز هم پیش از هر چیز، نشان دهد و اثبات کند که از زیر بوته به عمل نیامده است! نه تخم عرب است، نه نوالۀ ترک و مغول!!، و فرزند این  آب و خاک، و پروردۀ فرهنگ سترگ و تاریخ افتخار آمیز آنست.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;او باید بفهمد که ایران خانۀ اوست، و ملت ایران، خواهر و برادر و پدر و مادر او! و وظیفۀ وی بعنوان روشنفکر، احساس مسئولیت در قبال این خانه و هویت و هستی ساکنان آنست.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; او باید درک کند که کسی که هموطنان خود را دوست نداشته باشد و نسبت به سرنوشت آنها احساس مسئولیت نکند، هرگز در برابر دیگر مردمان، در سرزمینهای دیگر، و کل بشر نیز، احساس تعهد نخواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; او باید بفهمد که عشق به میهن و به مردم خود، هیچ تعارضی با بشر دوستی و انسانگرائی و احساس مسئولیت در قبال دیگر مردمان و سرزمینهای بیگانه، ندارد، و آنکس که خانه و خانوادۀ خود را دوست می دارد و بدان عشق می ورزد، طبیعتأ دارای این خصیصه نیز هست که آنچه را برای خود و خانه اش و خانواده اش می خواهد، برای دیگران نیز آرزو کند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;روشنفکر ما باید دوران خطیری که در آن قرار گرفته را درک کند و بفهمد که هموطنانش به او نیاز دارند، و او وظیفه دارد، پیش از هر چیز، به مصالح و منافع و آینده و خوشبختی و آزادی ایشان بیاندیشد، و اگر چراغی را بر می افروزد، در جهت روشن کردن راه تاریک آینده باشد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; تلاشهای او باید منجر به وحدت و یگانگی و همبستگی، افزایش عشق و علاقه و دوستی، بالا رفتن سطح آگاهی، ارتقاء احساس مسئولیت و احساس وظیفه نسبت به خود و دیگران و میهن، و در نهایت یاری رساندن به هر وسیله، در جهت آزادی و حاکمیت عقل و خرد و انسانیت بر جامعه، شود. اینهمه، با خود کهتر بینی و خود زنی و پاشیدن بذر نفرت و بیگانه ستائی و خود محوری و خود خواهی بدست نمی آید، و اساسأ چنین فردی، با هر سطح سواد و موقعیت و شهرت و مسئولیت، علاوه بر اینکه روشنفکر نیست، که بطریق اولی، حتی آدم هم نیست!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;چهارمین مشکل بزرگ جامعۀ روشنفکری ایران، عدم ارتباط روشنفکر با مردم است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; یکی از بزرگترین معایب جامعۀ روشنفکری ما، جدائی روشنفکر از توده های مردم و جدا کردن حساب خود از دیگران است. این جدائی، در دهه های اخیر، بسیار عمیقتر احساس می شود. تصور عده ای از ایشان چنین است که نخبگان، تافتۀ جدابافته هستند و بدلیل اندک سواد اضافه نسبت به مردم عادی، این حق برای ایشان  محفوظ است که حساب خود را از دیگران جدا کنند، صاحب حق و موقعیت و احترام ویژه شوند و حتی فخر فروخته، مردم را عوام فرض کرده، ایشان را لایق ناهنجاریهای موجود بدانند! این نخوت چندش آور، اکثرأ، آدمهای توخالی، بی مایه و عقده ای و بی هویت را شامل می شود.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;بالاتر رفتن سطح آگاهی، اگر واقعأ آگاهی و معلومات باشد، باید لزومأ منجر به فروتنی، خردگرائی، متانت، نوع دوستی، مهربانی  و فداکاری و احساس وظیفه و مسئولیت بیشتر شود.&lt;/span&gt; اگر ادعای روشنفکری، در تعارض با خصائص فوق باشد، طبیعتأ جائی از کار دچار مشکل است. یا آن فرد به خود و دیگران دروغ می گوید، و یا اینکه بواقع، به سطحی از آگاهی و خود آگاهی که لازمۀ روشنفکری است، ارتقاء نیافته است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;جامعه و مردم باید به نقد کشیده شوند، اما هیچ احدی حق ندارد در مقام تحقیر جامعه و مردم بر آید! روشنفکر، همواره باید درکی واقعی از موقعیت مردم خود، و ناهنجاریهای موجود داشته باشد، و بجای بزیر تیغ کشیدن مظلوم، به محاکمۀ ظالم بپردازد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;او وظیفه دارد رفیق منتقد مردم، و چراغ راهنمای ایشان باشد، و همواره خود را بخشی از همین جامعه و همین مردم بداند.  فضیلت روشنفکری، لباسی نیست که بر هر تنی دوخته شود، و تنها از گذر عشق به مردم، جامعه و سرنوشت آن بدست می آید. بنابر این، ادعای روشنفکری، ادعای کوچکی نیست، و از طریق تلاش برای دانستن، ارتقاء سطح آگاهی، احساس مسئولیت، و پایبندی به بیان حقیقت، بدست می آید.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با همۀ آنچه آمد، باید اذعان کرد که جامعۀ روشنفکری ایران، روشنگریها و فداکاریهای بسیاری انجام داده است، و همواره در سخت ترین شرائط ممکن کار کرده است، و ارزشهای کار او، قابل مقایسه با قشر نخبۀ نشسته در دانشگاهها و محافل روشنفکری غرب نیست.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; جامعۀ روشنفکری ایران، با همۀ معایبی که برای آن بر شمردیم، با توجه به امکاناتی که در اختیار داشته، تلاش کرده است به وظائف خود عمل کند. امید آنستکه روشنفکران ما، با فائق آمدن بر نواقص موجود، قادر باشند بار دیگر، همچون پیشقراولان جامعۀ مدنی خود در هزاره های گذشته، جنیش احیای خرد محوری، روشن بینی، انسانگرائی و ارتقاء فضیلتهای اخلاقی را به پیش برند و ملت ایران را رهنما به جامعه ای آزاد، متمدن، انسانی و اخلاقی باشند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;همۀ ما باید ایمان بیاوریم که در نبرد با تاریکی، نیاز به ایمان متکی بر آگاهی داریم.&lt;/span&gt; باید تلاش کنیم که در این راه، یار و یاور یکدیگر باشیم، و اجازه ندهیم تعصبات فرقه ای، تفاوتهای ظاهری، خود فریبی و خودخواهی و تلاش دشمنان ملت ایران، که در لباس دوست به ما نزدیک می شوند، مانع وحدت و یگانگی ما، در نبرد برای آزادی و خوشبختی ملتمان شود!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;                                      20-7-1388 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-3292146789581099336?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3292146789581099336'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3292146789581099336'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-7626206056087591223</id><published>2009-10-09T00:53:00.002+03:30</published><updated>2009-10-09T01:02:30.948+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ملیت&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;اندیشمندان&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ایرانی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;–&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999900;"&gt; مزدک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اخیرآ دعاوی جدیدی پیرامون ملیت اندیشمندان، شعرا، ادبا و فلاسفه و دانشمندان ایرانی، در گوشه و کنار مطرح میشود که گاه حیرت انگیز بنظر میرسند! کار به جائی رسیده است که کسانیکه کوچکترین صلاحیتی در هیچ حوزۀ اندیشه ورزی ندارند، در رسانه ها و نشریات، به انتشار مطالبی (( گاه توهین آمیز )) در باب ملیت و تعلق ملی بزرگان اندیشهء ایران، اقدام می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته این داستان، یعنی جعل تعلق ملی بزرگان ایرانی، از زمانی آغاز شده است که اندیشمندان ما، اغلب آثار خویش را به زبان عربی ارائه می کرده اند، بدانجهت که در زمان ایشان، زبان عربی، زبان « تحمیلی » تمامی مناطقی بحساب می آمده که تحت سیطرۀ اعراب بوده است، درست همانند اکنون که بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان در سطح جهان، از زبان انگلیسی بجهت انتشار هر چه گسترده تر عقاید و نظرات خویش سود می برند، اما این بحث خاص، که تعلق ملی اشخاصی که ملیت ایشان امری آشکار و اثبات شده است، نفی شده، و با جعل و فریب و نیرنگ و تاریخسازی و انواع و اقسام دروغ  و حقه بازی، به پروندۀ تاریخی کشورهای تازه تأسیس ضمیمه شود، امری کاملأ جدید است و عمر آن به عمر دولت رئیس جمهور سابق آمریکا، آقای بوش، و همچنین طرح استعماری بریتانیای حقیر، مبنی بر فروپاشی  فرهنگی ایران، و تغییر جغرافیایی سیاسی آن، قد می دهد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر اساس راهبرد فوق « همانگونه که پیشتر در مقالات متعدد بدان اشاره کرده ام » قرار است که در یک جریان زمانی نسبتأ طولانی؟! و بتدریج، با ملت سازی بر اساس ویژگیهای قومی و منطقه ای و عوامل فرهنگی و زبانی و مذهبی و تاریخسازی جعلی، کا ر را بدانجا رسانند که، از سوئی ملت ایران را از داشته ها، تهی ساخته، از سوی دیگر، مردم را بجان همدیگر انداخته، و در نهایت، با ایجاد کشمکشهای دائمی در منطقه، سیاست خود را پیش ببرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; نکتۀ قابل ذکر و بسیار با اهمیت که باید مورد توجه مردم و روشنفکران ایرانی قرار گیرد اینستکه: نباید تصور شود با تغییر دولتها در آمریکا و انگلیس، این سیاستها کنار گذاشته شده است! بهیچوجه!! همانگونه که ذکر شد، این سیاست، سیاستی راهبردی است و با تغییر دولتها، منسوخ نمی شود، بلکه با شیوه های پخته تری، تا رسیدن به هدف، تداوم می یابد. اگر بخواهیم نمونه هائی از تلاشها و اقدامات صورت گرفته در این سالها را برشمریم، به اختصار، به موارد زیر می توانیم اشاره کنیم؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1-      کتمان هویت ایرانی اقوام، در پیش از تشکیل دولتهای ماد و هخامنشی، و تراشیدن تاریخهای جعلی برای این گروههای انسانی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-      ایجاد شک و تردید در اصالت مدنی دوره های هخامنشی، اشکانی و ساسانی، و کتمان هویت و اصالت فرهنگی و ارزشی آنها.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3-      نفی اصالت، استحکام و همچنین نقش شگرف زبان فارسی، در تداوم هویت مشترک ایرانی، از هزاره های پیش از میلاد تا امروز! و رو در رو قرار دادن گویشها و زبانهای محلی  با آن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4-      نفی و ایجاد تردید در صحت و سلامت و درستی آئین های ایرانی، که هماره، همچون حلقه های اتصال، ایرانیان را در طی تاریخ متحد ساخته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5-      آمیختن فرهنگ اصیل و تاریخی ایرانیان، با جهل و خرافه و رسوم غیر ایرانی و ارتجاعی .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6-      جعل تعلق ملی و هویت اندیشمندان و بزرگان ایرانی، و نسبت دادن آنها به غیر ایرانیان و فرهنگهای بی ریشه و کشورهای تازه تأ سیس.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7-      جایگزین کردن فرهنگ تسامح ایرانی، در مبحث اعتقادات و آراء و ادیان، با کشمکشها و تضادهای جعلی  مذهبی  و فرقه ای و آئینی .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8-      بومی سازی فعالیتهای اجتماعی – سیاسی و فرهنگی، بجهت جلوگیری از در آمیختن قومیتها، و ایجاد موانع  قومیتی برای پیشگیری از کسب هویت فراقومی و ملی این گروههای محلی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9-      تأکید برهویت و حقوق قومی – قبیله ای، بجای کسب هویت ملی و حقوق شهر وندی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10- قلب مفاد کتب درسی در نظام آموزشی، کاهش کیفیت علمی، جعل تاریخ و نپرداختن به شاخصه های ملی و تاریخی، بجهت پرورش نسلی از جوانان ایرانی که فاقد هویت ملی و تاریخی باشند ( توسط عوامل مستقیم و غیر مستقیم در دستگاه حکومتی و آموزش و پرورش ).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11- حمایت گسترده مالی، تدارکاتی، اطلاعاتی و رسانه ای از گروهها و دسته های تجزیه طلب.&lt;br /&gt;در این رابطه، کشورک هائی! همچون آران ( آذربایجان قلابی )، و همچنین: کانادا، سوئد و نروژ، ترکیه و آلمان، بسیار فعال هستند. سفارتها و عوامل فرهنگی کشورهای نامبرده، بعنوان واسطۀ اجرائی سیاستهای لندن و واشنگتن عمل می کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;12- گره زدن سرنوشت سیاسی ملت ایران، با معضلات و مشکلات منطقه هائی از جهان، که هیچ ارتباطی بر اساس منافع ملی، با منافع و مصالح ایرانیان ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;    با توجه به آنچه آمد، اکنون می توان درک کرد که جنجالهای  صورت گرفته بر سر هویت ملی اندیشمندانی همچون مولانا جلال الدین، ابوریحان بیرونی، خوارزمی، زکریای رازی، نظامی، و دیگر بزرگان ایرانی، ریشه در کدام سیاستها دارد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc33cc;"&gt;&lt;strong&gt;شاخصه های تعلق ملی بزرگان کدامند؟&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt; اگر بخواهم خیلی مختصر به این شاخصه ها اشاره کنیم، می توانیم عواملی همچون؛ محل تولد و رشد و نمو این اندیشمندان، در زمان مورد نظر، و جغرافیای سیاسی وابسته به آن، تعلق قومی وملی و فرهنگی، تعلق زبانی ( بجهت خلق اکثریت آثار، و در نهایت، آنچه خود این بزرگان نسبت به تمایلات ملی و میهنی نشان داده اند، ذکر کرد. ناگفته نماند که همۀ این عوامل، با هم می توانند تعلق ملی را نشان دهند، نه فقط  یک یا دو عامل!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بعنوان مثال، دانشمندی که در بغداد بدنیا آمده، به صرف اینکه در زمان مورد نظر، این منطقه تحت سیادت ایرانیان بوده، ایرانی نمی شود! بلکه باید از منظر قومی – زبانی و فرهنگی نیز به حوزۀ هویت ایرانی تعلق داشته باشد و یا برعکس، دانشمندی یا شاعری که اکنون محل تولد و یا مرگش در کشوری غیر از ایران است، به صرف تغییر جغرافیای سیاسی، به آن سرزمین تعلق نمی گیرد، بلکه همۀ عوامل فوق، باهم، شاخصۀ هویت  وی می باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; آنچه در حال حاضر، بیشترین زمینه را برای سوء برداشت فراهم آورده، محل تولد افراد فوق الذکر از سوئی، و از سوی دیگر، وجود برخی آثار به زبانهائی غیر از زبان فارسی است ( اغلب عربی ).&lt;br /&gt; مثلأ محل تولد مولانا، بلخ بوده است، و محل وفات وی قونیه، که اکنون بخشی از سرزمین ترکیه امروزی است. این خود محملی شده است تا ساکنین این دو منطقه، مدعی هویت وی، در تعلق به جغرافیای سیاسی کنونی باشند. در حالیکه، در زمان حیات مولانا، بلخ، یکی از شهرهای اصلی خراسان و ایران محسوب می شده است و در جغرافیای سیاسی نیز، خبری از ترکیه امروزی نبوده است، و امپراطوری عثمانی هم که بیست و هفت سال پس از مرگ مولوی بنیان گذاری شده است و در دوران حیات مولانا، ، گسترۀ وسیعی از سرزمینهای مختلف، با زبانها و قومیتهای گوناگون بوده، که بسیاری از اندیشمندان ( از جمله مولوی و خانواده اش )، در گریز از تهاجم مغولها، بدانجا رفته، و یا در آنجا جابجا  شده اند.&lt;br /&gt;بجز آثار مولانا، که اکثر آنها، و مهمترین آنها، بزبان فارسی نوین ( و نه حتی گویش دری! ) است، یک نگاه گذرا به محتوا، نوع نگرش و جهان بینی، سبک و سیاق ادبی و روحیات و فرهنگ منعکس شده در آثار وی، بخوبی و قاطعانه مؤید این نظر است که او شاعر، نویسنده و اندیشمندی ایرانی است که تمامی تاریخ اندیشه ورزی این سرزمین را در کارنامۀ خویش دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; شما در آثار مولوی، هیچ نشانی از جهان بینی محدود روستائی  و یا قومی – قبیله ای و چوپانی و طوایف بیابانگرد و مهاجم ( همچون ترکان و مغولها ) را نمی یابید. اساسأ چنان  فرهنگهائی، با آن پیشینۀ تهی از مدنیت و اندیشه ورزی، قادر نبوده اند که در دامان خود، خالق دیوان شمس تبریزی و مثنوی معنوی را بپرورانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; جالب اینجاست که مولانا « خود »، در جای جای آثار، با بدویت، بربریت، تهاجم و غارت و خصایص حیوانی این طوایف، مرزبندی مشخص دارد و انسان را به اندیشه و عشق و محبت و انسانیت و عدم تعصب و قشریت فرا می خواند. اینموضوع در مورد افرادی همچون نظامی و رازی و ابن سینا و بیرونی و سعدی و دیگران نیز صدق می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; حقیقت اینستکه این بزرگان ایرانی، اساسأ مرزهای تفکر محدود نگر و منطقه ای را پشت سر گذاشته بوده اند، و به وجود انسانی، فارغ از تعلقات و تعصبات قومی – قبیله ای و حتی مذهبی می اندیشیده اند، و عظمت ایشان، درست بر همین اساس است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این برای ایرانیان مایۀ مباهات است که بزرگی این اندیشمندان و آثار بجای مانده از ایشان، آنچنان است که گروههای بی پیشینه، یا بی هویت را، بر آن می دارد، که در کسب اعتبار و هویت، از ایشان استفاده نمایند، اما همزمان، بسیار غیر منصفانه است که هویت تثبیت شده ایرانی ایشان را، مورد تردید قرار دهند و آنها را به پروندۀ تهی خود الصاق نماند! و از اینطریق بخواهند برای خود آبرو و اعتبار و تاریخ مدنیت و اندیشه ورزی کسب کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;ریشۀ مشکل در کجاست؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اگر دقت شود، موج بوجود آمده  در عرصۀ غارت همه جانبۀ هویت ایرانی و شاخصه های آن، در دو – سه دهۀ اخیر، بلندی خاصی یافته است، و این نیست، جز، بی توجهی مسئولین حکومتی در ایران، که نسبت به حفظ و حراست از میراث فرهنگی و معنوی و مادی کشور، بی اعتناء بوده، و زمینه را برای سوء استفادۀ  دشمنان تاریخی ملت ایران فراهم نموده اند. ایشان، بر اساس یک نگاه مطلق گرا و متعصب، که: هر آنکس مانند ما نیست، از ما نیست، اندیشمندان این سر زمین را هم بی نصیب از آسیب نگذاشته اند. آنها نخواسته اند که این بزرگان را به همانگونه که هستند، یعنی همۀ تفاوتهایشان با حاکمان امروزی، و افکار و سلیقه و آئین و مرام ایشان، بپذیرند، و آنها را بخشی از مجموعۀ سازندۀ هویت ایرانی بحساب آورند. هر کس را به بهانۀ تفاوتی که در مذهب، یا آئین، یا نگرش و جهان بینی، با آنها داشته است، از دایرۀ توجه، بیرون گذاشته اند. نتیجه این شده است که دیگرانی که به ارزش این گوهرهای ناب پی برده بوده اند، در پی تصاحب آنها بر آمده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; باید توجه داشت که نوع نگاه ما به تاریخ و شخصیتهای تاریخی، باید کاملآ متفاوت از برداشت های گوناگون امروزی ما باشد. &lt;span style="color:#006600;"&gt;باید بپذیریم که کسانی همچون خیام نیشابوری یا فردوسی یا زکریای رازی یا عین القضات همدانی و... دیگرانی همچون ایشان، بخشهای برجسته و اصلی تشکیل دهندۀ هویت ایرانی و ملی ما هستند. بی اعتنائی به ایشان و کنار گذاشتن آنها و حراست نکردن از این میراث گرانقدر، دقیقأ به معنی خودکشی ملی! است&lt;/span&gt;. به زبان ساده، یعنی به تاراج گذاردن هستی  یک ملت و یک فرهنگ عظیم، که مدنیت امروزین بشر، بر شانه های آن استوار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; این را با قطعیت می گویم، و بر این باورم که: &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;هیچ مدنیتی  و هیچ فرهنگی تا زمان حاضر، قادر به معرفی شخصیتهائی همچون حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکیم عمر خیام نیشابوری، زکریای رازی و سعدی و حافظ  نبوده است!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;تمامی افکار بزرگان اندیشۀ شرق و غرب، از یونان و هند باستان تا اروپای عهد نوزائی، و حتی تا امروز، همه، تنها بخشی کوچک از اندیشه های سترگ کسانی همچون فردوسی و خیام را منعکس می کنند!&lt;/span&gt; و درست بر همین اساس است که امروز شاهد برخوردهای نا متعارف در عرصۀ تعلق هویتی این افراد هستیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بر همۀ ایرانیان است که در گام اول، با شناخت این بزرگان و اندیشه هایشان، و در گام دوم، با پاسداری از تعلق ملی آنها، به حراست از هویت و کیستی  خود بپردازند  و به این بیاندیشند که &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;ایرانی، معنائی بسیار فراتر از تعلق به یک حوزۀ جغرافیای سیاسی دارد، و گسترۀ آن، همۀ جهان اندیشه و انسانیت است&lt;/span&gt;...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                       18-1-1388  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-7626206056087591223?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/7626206056087591223'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/7626206056087591223'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-3102600657401285296</id><published>2009-09-19T03:12:00.004+04:30</published><updated>2009-09-21T04:17:00.248+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;ایرانیان&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt; و&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مسئلۀ&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#330099;"&gt;یهود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#330099;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#330099;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;&lt;strong&gt;مزدک&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;تا پیش از حملۀ مسلمانان به ایران ( در تاریخ و اسناد موجود و باقیمانده از هزاره های گذشته ) هیچ نشانی از تعصبات دینی و مذهبی و نژادی و طایفه ای، در بین مردم ایران، دیده نمی شود. شواهد موجود، نشان از وجود دائمی فرهنگ تسامح و مدارا در بین این ملت دارد. چه پیش از تاریخ تشکیل اولین دولت در ایران، و چه پس از آن، حداقل در طی شانزده قرن، هیچکس بدلیل داشتن دین و آئین و وابستگی قومی و نژادی، مورد اذیت و آزار و دشمنی قرار نگرفته است. این فرهنگ، قطعأ با آموزه های زرتشت از سوئی، و از سوی دیگر، ضرورت سازگاری با دیگران در سرزمینی که همیشه تاریخ، متشکل از افراد و طوایف گوناگون، با روحیات و عقاید مختلف بوده، رابطه داشته است، چه در غیر اینصورت، هرگز این مردم نمی توانسته اند، هم بعنوان یک ملت ادامه حیات دهند، و هم اینکه خالق ژرف ترین و گسترده ترین مدنیت و فرهنگ موجود بشری باشند. این روحیۀ مدارا و همزیستی مسالمت آمیز، در بین اندیشمندان و بزرگان هنر و ادب ایران، حتی تا قرنها پس از تسلط عربهای مسلمان، ادامه پیدا کرد و این فرهنگ را در جای جای ادبیات باقیمانده از قرون گذشته می توان دید؛&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است&lt;br /&gt;با دوستان مروت، با دشمنان مدارا&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;و اما در آنسوی مرزهای ایران، اوضاع کاملأ متفاوتی حاکم بوده است. باز هم بر اساس شواهد تاریخی و اسناد موجود، فرهنگ حاکم بر قبایل عرب، فرهنگ ستیز و خشونت و درگیری و خونریزی دائمی قبایل و طوایف و اقوام و ادیان و مذاهب گوناگون بوده است. بهترین شاهد بر این مدعا، تاریخ سدۀ اول ظهور اسلام در شبه جزیرۀ عربستان است. اولین درگیریهای خشونتبار را با اعلام پیامبری توسط محمد، بین او و هوادارانش، با پسر عموها و بستگان و قوم و قبایل نزدیک و دور وی، می بینیم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;در فاصله کوتاهی پس از هجرت وی به مدینه و استحکام پایه های عقیدتی و سیاسی او، اولین ستیز را بین تازه مسلمانان و یهودیان مدینه می یابیم. این تهاجم خونین و غارت و چپاول مال و اموال یهودیان ساکن مدینه را شاید بتوان اولین حرکت ضد یهود از جانب مسلمانان عرب تلقی کرد. سرکوب خونین و تاراندن این مردم، به صرف داشتن اعتقادات متفاوت و یا برخورداری از امکانات مالی، در واقع، سنگ بنای دشمنی تاریخی بین مسلمانان و یهودیان تلقی می شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پس از وقایع مدینه و بازگشت محمد به مکه، تا زمان مرگ وی، شاهد درگیریها و کشتارهای فراوان بین مسلمانان وغیر مسلمانان از سوئی، و از سوی دیگر، بین خود مسلمانان، بدلیل دگراندیشی و وابستگی قبیله ای، هستیم. اگر چه این درگیریها، در ظاهر ماهیت عقیدتی دارد، اما در واقع، برخاسته از عصبیت و تعصب عربی از طرفی، و از طرف دیگر، وجود فرهنگ غارت و چپاول در بین قبایلی است که همیشه تاریخ، نه از طریق تولید اقتصادی، بلکه از طریق راهزنی و چپاول دیگران، زیسته اند و ادامه حیات داده اند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;محمد، خود، زمانی می تواند در بین اعراب جایگاهی بیابد که با خدیجه، یعنی ثروتمندترین زن عرب ازدواج می کند. تا پیش از آن، او فردی منزوی و طرد شده از جانب اطرافیان است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پایه و اساس همه چیز در نزد عرب، میزان تملک و دارایی افراد بوده است و این بدست نمی آمده است، جز از طریق وابستگی خونی، ویا توسل به زور و غارت دیگران! ابن خلدون، در نوشته های با ارزش خود، تصاویر جالبی از پس زمینه ای اجتماعی و اقتصادی درگیریهای دائمی و خشونت بی حد و حصر و تعصب و عصبیت عربی ارائه می دهد و هم اوست که این ویژگیها را در برابر فرهنگ مدنی و پیشرفته ایرانیان در همان دوره می گذارد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پس از تهاجم سبعانه مسلمانان به ایران، که در ظاهر به بهانه گسترش اسلام صورت پذیرفت، اما در واقع، به جهت غارت و چپاول بزرگترین و ثروتمندترین تمدن آنروز جهان انجام شد، و حاکم گشتن صدها ساله اعراب مسلمان بر ایران، که همراه با نسل کشی و سرکوب و اختناق بی نظیر بود، طبیعتأ آموزه های تفکر جدید و سنتهای قوم و قبیله ای عرب، توسط حاکمان جدید، ترویج و گسترش یافت. از این پس تا قرنها، تاریخ ایران، تاریخ نزاعهای عقیدتی و گسترش خونریزی و ویرانی و ترویج خرافه است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;عرب مسلمان، اساسأ غیر مسلمان ( در اینجا ایرانیان ) را آدم بحساب نمی آورد. برای او، این سرزمینهای جدید، منبع عظیم غارت و چپاول ثروت و گرفتن مالیات و نابودی همۀ نشانه های مدنیت بجای مانده از گذشته بود. آثار و ابنیه، ویران، و کتب، سوزانده شده و یا به آب سپرده می شوند. اندیشمندان و شعرا و هنرمندان و صنعتگران، یا گردن زده می شوند، و یا به سرزمینها ی مجاور می گریزند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مسلمانان عرب، دگر اندیشی را بر نمی تابند و زبانی غیر از زبان خودشان ( عربی ) را به رسمیت نمی شناسند و دینی غیر از اسلام را نمی پذیرند و یا اگر بپذیرند، آن را مشروط به دادن جزیه؟ می کنند. با ملت ایران، در سرزمین خودشان، مانند بردگان رفتار می شود. روحیۀ خودباوری و عزت نفس، برای صدها سال، با سرکوب مداوم روبرو می شود. مردمان بر اساس نوع عقاید خود، دسته بندی و طبقه بندی می شوند. بر هر منطقه ای حاکمی عرب را تعیین می کنند که وظیفه ای جز سرکوب و گرفتن مالیات ندارد. اسلام بر ایران، از گذر قتل عام نیمی از جمعیت آنروز کشور، و به بردگی گرفتن نیمی دیگر! حاکم می شود. داشتن دین و عقیده و سنت گذشتگان، جرم محسوب می شود و بخاطر فارسی صحبت کردن، زبانها از دهان ها بیرون کشیده می شود و در چنین شرائطی است که همۀ آن سنن عقب مانده و ارتجاعی قوم و قبیله ای عرب، از طریق اعتقاد به دین جدید، بر فرهنگ ایرانی، تحمیل می شود. جای مهر و محبت و عشق و دوستی را خشونت و سبعیت و عصبیت می گیرد. بجای فرهنگ مدارا و تسامح، فرهنگ نفرت و کینه و ستیزۀ جوئی حاکم می شود. تفکر محدود و مسدود و قوم و قبیله ای، بجای تفکر باز، ژرف نگر و همه بشری می نشیند. دیگر ملاک خوب بودن، انسان بودن نیست، بلکه مسلمان بودن است! بجای راستی و درستی، که آموزه های زرتشت بوده است، فرهنگ دروغ و ریا و تزویر، حاکم می شود. علم دوستی ایرانیان، در یک دگردیسی طولانی، به خرافه و موهوم گرائی تبدیل می گردد. بساط شادی و زندگی و ستایش طبیعت بر چیده می شود و سفرۀ غم و اندوه و گریه و ستیز با طبیعت و حیوانات، پهن می شود. سگ نجس می شود و ماهی، مکروه! نکبت و ذلت و خفت، بجای عزت و شکوه و بزرگی و عظمت می نشیند... رهبران نبردهای وحشیانه و خونریزیهای گسترده، پس از مرگ، به امامزاده تبدیل می شوند و کار ایرانی می شود ستایش و مدح قاتلین و متجاوزین به سرزمین و ناموس و عزت اجداد وی!!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ایرانی، آنچنان از خود تهی می شود که، رسم عرب، رسم او می شود. آئین عرب، آئین او می گردد و او به بزرگترین دشمن گذشتگان خود تبدیل گشته، به خود زنی می پردازد. دستگاه حاکمیت عرب را در قالب دستگاه روحانیت، بازسازی، و بر همۀ شعون زندگی اش حاکم می کند، و از این رهگذر، خواری و خفت و فرومایگی را جاودانه می سازد!!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;( 2 )&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;پس از استقرار جمهوری اسلامی، مرده، چوب می خورد! همۀ آنچه می رفت تا در سایۀ تلاش اندیشمندان ایرانی، به موزه ها سپرده شود، نبش قبر شده، و به سیاست و زندگی روز تبدیل می شود. ارتجاعی ترین افکار و خرافی ترین اعتقادات و عقب افتاده ترین سنتهای قومی – قبیله ای عرب مسلمان، از پستوهای دستگاه روحانیت بیرون کشیده می شود و بر همۀ ارکان حیات ملت ایران، از آموزش و پرورش و دانشگاه گرفته تا عرصۀ سیاست و اقتصاد و فرهنگ، حاکم می شود. هر چه به عرب و عربیت و اعتقادات وی مربوط می شود، ستایش می شود و هر چه به ایران و ایرانیت و گذشته وی تعلق دارد، مورد نفی و نفرت قرار می گیرد، کار تا آنجا بالا می گیرد که حتی در فیلمها و سریالهای تلویزیونی ساخته شده در جمهوری اسلامی، افراد منفی و دزد و قاتل و جنایتکار و بد سرشت، اسامی اصیل فارسی پیدا می کنند و نیکمردان و اندیشمندان و متفکرین و انسانهای خوب و مفید، اسامی اصیل عربی!!! از دستاوردهای مهم حاکمیت سی سالۀ جمهوری اسلامی، یکی هم نهادینه کردن تفکر قومی – قبیله ای میراث عرب مسلمان و نگرش ارتجاعی و واپسماندۀ جامعۀ برده داری و زمینداری، بر همۀ سازمانهای اداری و کشوری است. محتوای کتابهای درسی فرزندان ایرانی، از هویت، تاریخ و فرهنگ ایرانی زدوده می شود و جای آن را ارتجاعی ترین و خرافی ترین افکار عقب مانده اعصار بربریت و جاهلیت عرب مسلمان می گیرد. با تمام قدرت تلاش می شود تا جهان بینی و نگرش همه بشری ملت ایران، که در هزاره های تاریخ، برجسته ترین ویژگی وی بوده است، نابود شده، و نسلی پرورش یابد که از گذشته خود هیچ نداند و هویت خود را و جغرافیای فرهنگ خود را حداکثر تا فاصله یک ده و روستا و یا شهرستان همسایه حساب کند!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ملت ایران را هزار پاره می کنند و نام آنرا بومی سازی می گذارند. گویشها و زبانهای محلی را در برابر زبان مشترک و حلقۀ اتصال ملت ایران و اساس هویت تاریخی وی، یعنی زبان فارسی می گذارند و به آن حق و حقوق قومی؟! نام می نهند. هر چیز که رنگ و لعاب ضد ایرانی و ضد وحدت دارد را بر می کشند و به آن میدان می دهند. نتیجۀ چنین سیاستی، پیدایش نسلی می شود که فاقد هویت است و از گذشتۀ خود هیچ نمی داند و آویزان مهملات و خرافات و دست ساخته های استعمار است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بر چنین پس زمینه هائی است که دستگاه حاکمه، مساله ای عربی و قومی، و اختلافی سرزمینی، و کینه ای تاریخی، که بین اعراب مسلمان و یهودیان در اسرائیل و فلسطین در جریان است را، به مسألۀ اصلی ملت ایران تبدیل می کند، و جماعتی را همانند گوسپند بدنبال خود می کشد!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در حالیکه کشور، گرفتار هزار و یک معصل حل نشدنی است و تا گردن در لجنزار نکبت و فلاکت فرو غلتیده است ، دستگاه حاکمه و همۀ امکانات ملت ایران، در اختیار مشتی از رهبران مفتخور، خودخواه، متعصب و خائن به مردم عرب قرار می گیرد. بر طبل نفرت از اسرائیل و صهیونیسم و یهود کوبیده می شود و مسألۀ اصلی ملت ایران، می شود مسألۀ یهود!!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سرمایه های ملت ایران، به شکم دشمنان تاریخی این ملت ریخته می شود. در حالیکه مردمانی از همه نقاط ایران، با فقر و بیکاری و گرانی و اعتیاد و عقب ماندگی دست و پنجه نرم می کنند، رهبران گروههای به اصطلاح مبارز فلسطینی و لبنانی به تهران می آیند و با صدها میلیون دلار به کشورهای عربی باز می گردند...&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;رهبران جمهوری اسلامی، بر اساس مجموعه ای از موهومات عقیدتی و منافع اقتصادی، حیات ملت ایران و سرنوشت او را با مسأله ای گره زده اند که در اساس، هیچ ربطی به ملت ایران نداشته و هیچ سنخیتی با گذشته، هویت و تاریخ و فرهنگ این کشور ندارد. هیستری ضد یهود، ویژگی و خصیصه ای غیر ایرانی است و مسألۀ صهیونیسم هم، موضوعی سیاسی – تاریخی بین اعراب و حاکمان اسرائیل است. این مسائل، توسط حاکمان ایران، فقط و فقط بجهت فرا فکنی و فرار از مشکلات داخلی و پاسخگوئی از جهت سه دهه ناتوانی در مدیریت سیاسی – اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ملت ایران مطرح می شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ملت ایران، هرگز ضد یهود نبوده است و هموطنان یهودی، هزاران سال است که مانند مردم دیگر، برادرانه و دوستانه با هموطنان خود زندگی می کنند. صهیونیسم نیز مانند همه پدیده های سیاسی دیگر که خارج از مرزهای ایران وجود دارد باید در چهارچوب منافع ملی ملت ایران مورد بحث قرار گیرد. در حالیکه اکنون به دست مایه ای برای تمامی حرکتهای ضد ملی بدل شده است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;امروز، هر مزدور استعمار و هر نوالۀ بیگانه ای زیر این علم رفته، تا تلاشهای ضد ایرانی و ضد مردمی اش را مشروعیت ببخشد. تحت عنوان مبارزه با صهیونیسم، آزادی را از ملت ایران گرفته اند، حقوق او را پایمال می کنند، او را سرکوب می کنند ، به شخصیت و هویت تاریخی وی توهین می کنند. به جعل و تحریف تاریخ اش می پردازند و همۀ هستی یک ملت بزرگ را بازیچۀ موهومات خرافی و عقیدتی و سیاستهای همسو با سیاستهای استعمار و همسایگان فرصت طلب قرار داده اند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آنچه در پایان این نوشتار باید گفته شود اینستکه؛ ملت بزرگ ایران با هیچ کشوری و هیچ ملتی و هیچ دین و آئینی و مرامی و نژادی، مشکلی ندارد. مردم ایران، مردمی شرافتمند، انساندوست و صلح طلب هستند که تنها برای آزادی خود می کوشند، و برای دیگر مردمان، در سایر نقاط جهان، آزادی، عدالت و صلح و خوشبختی آرزو می کنند. هر ندائی غیر از این، ندائی غیر ایرانی است، اگر چه از درون این مملکت شنیده شود!!!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;امروز ملت ایران، بر سرنوشت خود حاکم نیست، و کسانیکه در حاکمیت، از سوی ملت ایران سخن می گویند، نمایندگان و سخنگویان ملت ایران نیستند! ایران، همانند کشوری اشغال شده است که بیگانگان بر آن حکومت می کنند. بنا بر این، سیاستهای اعلام شده توسط این حاکمیت نیز، ربطی به ملت ایران ندارد!&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;20-4-1388 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-3102600657401285296?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3102600657401285296'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3102600657401285296'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/09/blog-post_19.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-2776069115398610829</id><published>2009-09-10T00:27:00.003+04:30</published><updated>2009-09-10T00:36:38.918+04:30</updated><title type='text'>پیرامون اجلاس کشور های حوزۀ دریای مازندران</title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;اجلاس&lt;span style="color:#3333ff;"&gt; دریای&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;مازندران&lt;/span&gt;، بدون &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ایران&lt;/span&gt;؟!!!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#009900;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;برگزاری اجلاس کشورهای حوزۀ دریای مازندران، بدون ایران، نقض حقوقی تمامی مقاوله نامه های گذشته، چه در زمان وجود اتحاد شوروی و چه پس از آن است. بر این اساس لازم است که:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;1 – سفیران چهار کشور حوزۀ دریای مازندران، به وزارت خارجه احضار و مراتب اعتراض رسمی ایران به ایشان ابلاغ گردد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;2 – به چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آران ( آذربایجان قلابی )، تذکر داده شود که مصوبات چنین اجلاسی، فاقد مشروعیت حقوقی خواهد بود و ایران، مصوبات و توافقات احتمالی را به رسمیت نخواهد شناخت.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;3 – رسماً اعلام گردد که؛ یا ایران باید به این اجلاس دعوت شود و یا برگزاری چنین اجلاسی لغو شود. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;4 – در صورت پایفشاری کشورهای فوق الذکر بر برگزاری اجلاس بدون حضور ایران، متقابلاً ایران تمامی معاهدات گذشته را لغو نموده و بر اساس عهد نامه های رد و بدل شده در دوران اتحاد شوروی، حاکمیت خود را بر پنجاه درصد از دریای مازندران، اعمال خواهد کرد!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمهوری اسلامی موظف است بر اساس دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران، هر چه سریعتر به اجرای موارد ذکر شده، اقدام نموده، و مردم ایران را در جریان اخبار مربوطه قرار دهد. در غیر اینصورت، ملت ایران، مسئولیت هرگونه تعرض و خسرانی را در این رابطه، مستقیماً متوجه حاکمیت کنونی خواهد دانست!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;18 – 6 – 1388&lt;br /&gt;www.maghalatemazdak.blogspot.com&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-2776069115398610829?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2776069115398610829'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2776069115398610829'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/09/blog-post.html' title='پیرامون اجلاس کشور های حوزۀ دریای مازندران'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-5069350477310567891</id><published>2009-08-15T03:09:00.003+04:30</published><updated>2009-08-15T03:47:39.326+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;مسئلۀ&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;رهبری&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;جنبش&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;فرهاد &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;–&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;مزدک&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;از جملۀ موضوعات مهم مطروحه در هر جنبش و حرکت سیاسی – اجتماعی، مسئلۀ رهبری، شرائط آن و چگونگی پذیرش این رهبری، توسط مردم است. در همین ابتدا باید ذکر کرد که موضوع رهبری و ویژگیهای آن، در انواع جنبشها، متفاوت است، به زبان دیگر، رهبری یک حرکت کارگری، یک اتحادیه صنفی و یا یک انجمن احقاق حقوق زنان، با رهبری یک جنبش سراسری اجتماعی، که اغلب منجر به نوعی انقلاب می شود، تفاوت ماهوی دارد و اینها را نباید با هم در آمیخت. آنچه مورد نظر این نوشتار است، همین مورد آخر، یعنی رهبری آنچنان جنبشهائی است که در بر گیرندۀ حرکت گسترده طبقات، اقشار، صنوف و توده های شهری و روستائی، در جهت یک تحول عمیق اجتماعی – سیاسی است که اغلب موجب تغییر رژیمها و حکومتها می شود.&lt;br /&gt;لازم به ذکر است که پدیدۀ رهبری جنبشهای از پیش طراحی شده و ساختگی موسوم به انقلاب؟ نارنجی!! نیز، مورد نظر این مقاله نیست.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;رهبری یعنی چه؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;رهبری یک جنبش اجتماعی، به معنی ساماندهی، سازماندهی و هدایت گام به گام مردم، با طرح منسجم و روشن خواستهای توده ای، در قالب طرح شعارهای ملموس و ارائه برنامۀ جایگزین ( بجای آنچه قرار است نفی شود ) است&lt;/span&gt;. رهبری جنبش، در عین حال، به معنی بالا بردن سطح آگاهی مردم شرکت کننده در جنبش و پرورش کادرهای متخصص در زمینه های مدیریت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز هست.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;رهبری جنبشهای اجتماعی، کاری تدریجی، مداوم، و همراه با سنجش دائمی ظرفیت توده ها و هماهنگ ساختن این ظرفیتها، با شعارهای تاکتیکی، است&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;رهبری یک جنبش اجتماعی، همچنین به معنای انتخاب آنچنان روشهائی در مبارزه است که با کمترین هزینه، بیشترین دستاوردها را نصیب توده ها سازد&lt;/span&gt;. بعنوان مثال، اگر رهبر و یا رهبران جنبش به این نتیجه برسند که شرکت در یک تظاهرات نشسته در خیابان، بازدهی بیشتری نسبت به یک اعتصاب در محل کار دارد و ضرر کمتری را از جهت آسیبهای اقتصادی متوجه خانواده ها می کند، حتی اگر این فکر خلاف میل و نظر خود ایشان باشد، باید آنرا توصیه و مطرح کنند و بالعکس!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;شرائط رهبری!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;شرائط رهبری یک جنبش را از دو جهت می توان بررسی کرد :&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;الف: ویژگیهای شخصیتی یک رهبر یا رهبران&lt;br /&gt;ب : چگونگی پذیرش رهبر یا رهبران از جانب مردم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;الف:&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt; یک رهبر چه ویژگیهائی باید داشته باشد؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;1- یک رهبر، باید عمیقأ به کاری که می کند، اعتقاد و باور داشته باشد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;2- یک رهبر باید همواره به منافع مردم و مصالح آنها بیاندیشد و منافع فردی خود را کاملأ فراموش کند!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;3- رهبر جنبش، باید بطور دائم در جهت ارتقای اطلاعات خود، در همۀ حوزه های سیاست و اقتصاد، جامعه شناسی، روانشناسی اجتماعی، مدیریت و سازماندهی و برنامه ریزی و شناخت همه جانبه جامعه خود و دیگر جوامع، بکوشد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;4- &lt;span style="color:#006600;"&gt;یک رهبر باید دقیق، منظم، با اراده، قاطع و در عین حال منعطف، راستگو، اخلاقی و متعهد به عرف و سنن عقلانی اجتماعی، با شهامت و شجاع، مردم دوست و میهن دوست باشد و منافع مردم و میهن را بر هر چیزی ترجیح دهد&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;5- یک رهبر، باید بتواند در عمل، پایبندی خود را به آرمانهائی که مطرح می کند و مردم را به آنها فرا می خواند، نشان دهد و در زندگی خصوصی و اجتماعی، نماد آنچه باشد که مردم را در جهت آن، به مبارزه فرا می خواند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;6- یک رهبر باید پایبند به مقررات، قوانین و شرائطی باشد که خود برای جنبش در نظر می گیرد. او &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;همواره باید پاسخگوی سوالات مردم باشد&lt;/span&gt; و در هر لحظه آمادگی داشته باشد که در صورت ضعف و عدم پذیرش از جانب توده ها، رهبری را به افراد صالح تر و بهتر و تواناتر واگذار نماید.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;7- &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;یک رهبر، همواره باید آمادگی داشته باشد که در صف مقدم مبارزه قرار گیرد،&lt;/span&gt; البته این به معنای پیشواز و استقبال از مرگ و یا خود را در تیررس دشمن قرار دادن نیست، بلکه به معنی آمادگی برای قرار گرفتن در کنار مردم، شنیدن صدای آنها از نزدیک و شرکت در نبرد روزمرۀ آنهاست. توده ها باید احساس کنند رهبر و سازمانگر ایشان، از خود آنها و در میان آنهاست. البته اینکار طبیعتأ باید با در نظر گرفتن تمهیدات امنیتی باشد. اما امنیت رهبر، نباید مانع شرکت وی در جنبشهای اعتراضی و در گیری از نزدیک با امر پیشبرد مبارزه باشد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;8- &lt;span style="color:#009900;"&gt;یک رهبر، نباید از دستگیری، زندان، شکنجه و یا مرگ بهراسد! یک رهبر واقعی، باید همواره خود را برای قرار گرفتن در بدترین موقعیتها، آماده کند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;9- &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;یک رهبر باید بتواند با تفکر عمیق و مشورت دائم با زبده ترین، آگاه ترین، صادق ترین و شجاع ترین افراد جنبش، بهترین تاکتیکهای مبارزاتی را برگزیده و پیشنهاد کند&lt;/span&gt;. او در هیچ مرحله ای از مبارزه، نباید از مردم غافل شود و با عدم تحرک بموقع خود، توده های شرکت کننده در مبارزه را دچار سرگردانی و سر در گمی کند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;10- &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;یک رهبر، هرگز نباید به توده ها دروغ بگوید و یا حقیقت را فدای مصلحت کند&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;چگونگی پذیرش رهبر از جانب مردم&lt;/span&gt;:&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;اشتباه راهبردی اکثر رهبران شکست خورده، این بوده است که قدرت تشخیص مردم را دستکم گرفته اند&lt;/span&gt;!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;اما حقیقت چیست؟ حقیقت اینستکه: مردم همه چیز را می فهمند، مردم همه چیز را می دانند و مردم قادرند همه چیز را بخوبی تشخیص داده و عمل و عکس العمل نشان دهند، چرا که مردم بر اساس منافع و مصالح خود حرکت می کنند و در طی زمان، آن کس و کسانی را بر می گزینند که ایشان را در جهت رسیدن به آمال و آرزوها و خوشبختی شان، گامی به پیش براند! آنها ممکن است برای مدتهای طولانی سکوت کنند و هیچ نگویند، ممکن است موقتأ فرد، افراد یا نیروئی را بر کشند و یا برعکس، در جهت کنار گذاشتن ایشان حرکت نمایند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;این واقعیت را همۀ رهبران سیاسی باید بپذیرند که مردم به کسی چک سفید نمی دهند&lt;/span&gt;!... &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;اعتماد و اعتقاد مردم به رهبران تا زمانی است که این رهبران در جهت پیشبرد منافع جامعه حرکت می کنند.&lt;/span&gt; آنها بسیار صبور هستند. برای مدتها، افراد و جریانها را تحت نظر می گیرند و در یک دورۀ طولانی مدت، به ایشان امتیاز می دهند! مردم، فرد یا افراد و یا جریانهائی را به جهت رهبری می پذیرند که صداقت، درستی، فداکاری، آگاهی، کارائی، مدیریت و برنامه های ایشان را، عملأ محک زده باشند. اگر چه مردم در کوتاه مدت ( از منظر تاریخی ) ممکن است دچار خطا شوند، اما بسیار زودتر از آنچه تصور می شود، به خطای خود پی برده و قضاوت خویش را تصحیح می کنند، علت آنهم اینستکه نتیجۀ فکر و عمل رهبر و رهبران را، بسیار زود، در زندگی روزمره، لمس می کنند. بنا براین، در قضاوت، و در دراز مدت، نمی توانند خطا کنند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;مردم کسی را به رهبری بر می گزیند که نماد ایستادگی در برابر قدرت حاکم باشد&lt;/span&gt;.&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; در عمل نشان داده باشد که قادر است به معضلات جنبش، پاسخ بموقع و صحیح دهد.&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;حاضر به سازش بر سر منافع، مصالح و آیندۀ آنها نباشد.&lt;/span&gt; برای مبارزه و آیندۀ جامعه، برنامه داشته باشد. &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;قدرت طلب و خود محور و خود پسند نباشد&lt;/span&gt;.&lt;span style="color:#000099;"&gt; برای جان، زندگی و هستی ملت ارزش قائل باشد&lt;/span&gt; و &lt;span style="color:#006600;"&gt;متعهد به دفاع از مملکت در شرائط بحرانی باشد&lt;/span&gt;. &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;به هویت تاریخی و فرهنگی میهن خود احترام بگذارد و آمادۀ حراست از آن باشد&lt;/span&gt;. &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;معتقد به آزادی هم میهنانش باشد&lt;/span&gt; و&lt;span style="color:#666600;"&gt; به حاکمیت مردم، ایمان داشته باشد&lt;/span&gt;... مردم از گذر زمان و در طی مبارزات خود، همواره در جستجوی چنین فردی هستند و مطمئنأ اگر با او روبرو شوند، حتی اگر وی، خود نخواهد، او را به رهبری بر می گزینند!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;بسیار اتفاق افتاده است که در جنبشها، فرد یا افرادی ظاهرأ ناشناخته، به سرعت شناخته شده و در مقام رهبری و هدایت حرکت مردم نشسته اند و یا افرادی بسیار مشهور و مطرح، از رهبری جنبشها کنار گذاشته شده اند. این پدیده، نشاندهندۀ رصد دائمی رهبران از سوی مردم است . هر رهبری که این موضوع اخیر را نادیده بگیرد، حتی اگر موقتأ به رهبری برگزیده شده باشد، بسیار زود کنار گذاشته شده و مشروعیت خود را از دست خواهد داد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;مردم همواره بدنبال یک رهبری واقعی برای جنبش خود هستند، اما&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; این رهبر را جز از طریق تجارب زندگی مبارزاتی خویش، بر نمی گزینند&lt;/span&gt;. &lt;span style="color:#006600;"&gt;آنکس که قادر باشد گام به گام، همراه با مردم، و در عمل، نشان دهد که می تواند امید مردم را باور و بارور کند، به رهبری برگزیده خواهد شد&lt;/span&gt;!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;1-5-1388&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-5069350477310567891?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/5069350477310567891'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/5069350477310567891'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/08/blog-post_15.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-3570853580157656570</id><published>2009-08-02T02:50:00.002+04:30</published><updated>2009-08-02T03:01:27.812+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#000099;"&gt;این عاقبت وطن فروشی ست!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;فرهاد عرفانی – مزدک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سرنوشت غم انگیز سازمان مجاهدین، می تواند از جنبه های مختلف، حاوی درسهای آموزنده برای همۀ فعالین و گروههای سیاسی باشد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; سازمان مجاهدین خلق که در سالهای چهل خورشیدی، توسط تعدادی از دانشجویان و شبه روشنفکران مذهبی وابسته به خانواده های کارمند و کاسب و بازاری و همچنین جوانان وابسته به جبهه ملی بنیان گذاشته شد، از همان ابتدا، کار خود را با انحراف آغاز کرد! این سازمان ، جهان بینی خود را بر پایۀ  نگاهی به زمین ( دیالکتیک  مارکسیستی ) و نگاهی به آسمان ( جهان بینی ایده آلیستی – توحیدی ) بنیان نهاد و تا آخر...! بین زمین و آسمان، در نوسان بود و هرگز نتوانست اعضاء و هواداران خود را هویتی فلسفی ببخشد و روان نامتعادل آنها را به تعادل در اندیشه، رهنمون شود. این سازمان، بجهت عقیدتی ( ایدئولوژیک ) نیز ترکیبی از آموزه های چپ، لیبرالیسم، سوسیال دمکراسی... و همچنین رهنموهای عهد عتیق  دینی را سرلوحۀ کار خود قرار داد. طبیعی است که با چنین ترکیب ناهمگون و نامشخص فکری، هیچ حرکت و جنبش و گروه و حزبی قادر نخواهد بود، برای مدتی طولانی ادامه حیات دهد، مگر اینکه تکلیف خود را روشن کند و یا... تن به نابودی دهد. تحولات و انشعابهای دهۀ پنجاه این سازمان نیز معلول همین آشفتگی نظری و بی هویتی بود. اما بیشترین تأثیر این پریشانی، در عرصۀ سیاسی و اتخاذ خط مشی، خود را نمایان ساخت؛ تا آنجا که از یک جریان ظاهرأ آرمانخواه، فرقه ای مافیائی و بنیادگرا و سپس در یک دگردیسی حیرت آور، یک گروه مزدور استعمار  ساخت!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt; و اما در این میان، آنهنگام که روند یک مبارزه سیاسی، نه بر مبنای دمکراسی، برنامه و جهان بینی و عقیدۀ معلوم، بلکه بر اساس مشتی شعار کلی و نا مشخص، شکل بگیرد، تنها چیزی که می تواند اتحاد و انسجام را در یک حرکت حفظ کند، آویختن و حرکت بر حول محور یک شخصیت ویژه می تواند باشد و این، دقیقأ اتفاقی بود که در سازمان مجاهدین رخ داد. مسعود رجوی و ویژگیهای شخصیتی وی، بر همۀ وجوه این حرکت، حاکم و مسلط شد و حیات این سازمان را متأثر از خویش ساخت. رجوی از منظر فکری، فردی آشفته و پریشان، و از نظر شخصیتی، احساساتی، زود رنج، خودخواه و خود محور، قدرت طلب ( و مغرور )، کم تحمل و منزوی و افسرده بود و با قرار گرفتن در رأس هرم قدرت و تشکیلات این سازمان، تمامی این ویژگیها را به بدنه این جریان و خط مشی سی سالۀ آن، حاکم کرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; روند حرکت تاریخی این گروه، در سی سالۀ گذشته را، همگان دیده اند و می دانند و نیازی به تکرار آن نیست. فقط در حد اشاره قابل ذکر است که این گروه، با پدر خواندن خمینی در ابتدای بنیانگذاری جمهوری اسلامی، دورۀ حیات جدید سیاسی خود را آغاز کرد و پس از اینکه خمینی دست رد به سینه ایشان زد، طالقانی را پدر خواندند! و در همۀ مراحل شکل گیری جمهوری اسلامی، با بنیانگذاران رژیم، علیرغم برخی اختلافات هماهنگ شدند. در انتخابات گوناگون شرکت کردند و با آغاز جنگ، سازمان جوانان مسلح خود را در اختیار خمینی و سپاه قرار دادند. سپس با روی خوش ندیدن از جانب حکومت، در یک حرکت ماجراجویانه، به مقابله با رژیم پرداختند، که نتیجۀ آن، کشته و آواره شدن دهها هزار جوان ایرانی بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; با خاتمۀ ماجراجوئی های دهۀ شصت، خود را در اختیار دشمنان تاریخی ملت ایران قرار دادند  و سرنوشت خویش را با دیوانه ای همچون صدام و حزب کثیف بعث پیوند زدند و پس از بسته شدن پروندۀ دیکتاتور عرب، رسمأ نوکری استعمار را با آغوش باز پذیرفته و بعنوان پادوهای سازمان سیا و سازمانهای اطلاعاتی انگلیس، فرانسه، آلمان، هلند و...، مشغول بکار شدند. این دوره نیز، با پایان یافتن مأموریت نیروهای خارجی در عراق، پایان پذیرفت و این جریان در کمال خفت، همچون دستمالی کثیف به دور انداخته شد!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; آنچه در این میان بسیار تأثر انگیز و رقت بار و ناراحت کننده است، عاقبت هزاران ایرانی ست که زندگی و آرزوهای خود را وقف این جریان منحرف کردند و از همه طرف مورد نفرت و سرکوب قرار گرفتند. کسانی که قطعأ در میانشان، فراوان انسانهای شریف، با وجدان، فداکار و میهن پرست بودند، و هستند، که صداقت و ایمانشان مورد سوء استفاده قرار گرفت و و اکنون در بدترین وضعیت ممکن بسر می برند. تاریخ سازمان مجاهدین و سرنوشت غم انگیز آن، باید مورد عبرت همۀ  نسلهائی که از این پس می آیند قرار گیرد؛ مردم و میهن، آن چیزهائی هستند که هرگز نباید مورد وجه المصالحه و معامله قرار گیرند! هیچ آرمان زیبائی، بر پایۀ دروغ و پشت کردن به میهن، به حقیقت نخواهد پیوست. وطن فروش، هرگز نمی تواند آزادیخواه  و مردم دوست باشد!...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;                                             8-5-1388 &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-3570853580157656570?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3570853580157656570'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3570853580157656570'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-624910729683605874</id><published>2009-06-02T02:17:00.002+04:30</published><updated>2009-06-02T02:29:42.227+04:30</updated><title type='text'>بومی گرائی و بومی سازی؟!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;بومی گرائی&lt;/span&gt; و &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;بومی سازی&lt;/span&gt;؟&lt;/span&gt;!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;بومی سازی&lt;/span&gt;،&lt;span style="color:#009900;"&gt; اگر بمعنای استفاده از نیروهای متخصص حاضر در محل و منطقه ای خاص از کشور باشد، بسیار خوب است، &lt;/span&gt;اما &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;اگر بمعنای گرایش به گزینش از افراد محلی بر اساس قومیت و زبان خاص یک منطقه، در عرصه های مختلف باشد، بزرگترین تهدید علیه امنیت ملی، منافع ملی و وحدت ملی است! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;متأسفانه اینروزها، از گوشه و کنار شنیده می شود که باید در مدیریت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی!!؟ گزینشها، بر اساس وابستگی محلی و بومی، باشد. این گرایش که عمدتأ توسط نیروهای مرکزگریز و معتقد به پانهای مختلف و تجزیه طلبان خجالتی! مطرح می شود، شیوۀ جدیدی برای زمینه سازی بجهت فروپاشی و تجزیه ایران است و هیچ هدف دیگری را دنبال نمی کند و متأسفانه عده ای را نیز به این دام کشانده است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt; در یک مدیریت سیاسی صحیح، بخصوص در کشورهائی که از موزائیک قومی، نژادی و زبانی برخوردارند، تلاش می شود که ساماندهی مدیریتی و اقتصادی و فرهنگی و آموزشی، و بخصوص نظامی، بر اساس متساوی الحقوق بودن و شهروند کشور دانستن افراد، فارغ از وابستگی های محلی و منطقه ای و قومی و زبانی، و تنها بر اساس شایستگی و تخصص صورت پذیرد.&lt;/span&gt; چرا که چنین سیاستی، روند آمیختگی ملی را تسریع کرده، به وحدت ملی کمک می کند، و از سوی دیگر، زمینه های تفرقه، تشتت و درگیریهای منطقه ای را از بین می برد و از همه مهمتر، راه را بر انواع و اقسام تلاشها، در جهت قومگرائی و تجزیه طلبی، سد می کند. مثالهائی در اینمورد می تواند آنچه مورد نظر ماست را روشنتر نماید؛&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;بتازگی، یکی از مواردی که در آن بر اساس بومی گرائی عمل شده، انتخاب دانشجو بوده است. بر اساس این طرح، جوانان هر منطقه از کشور، تنها در همان منطقه می توانند داوطلب ورود به دانشگاه باشند! این طرح از جوانب مختلف قابل بررسی است، اما مهمترین جنبه منفی این طرح، کشیدن دیوار جدائی بین مناطق مختلف کشور ( بخصوص آن مناطقی که تمرکز قومی و زبانی وجود دارد، با مناطق دیگر ) است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که می دانید از گذر جابجائی دانشجو در کشور، جوانان هر خطه، با خطۀ دیگر و فرهنگ و روابط و آداب و زبان آن منطقه، آشنا شده، بلکه زمینۀ ازدواج و تشکیل خانواده و یا حتی اقامت دائم این جوانان در مناطق دیگر فراهم می شده و صد البته این روش در دراز مدت، موجبات نزدیکی هرچه بیشتر مردم ایران را به یکدیگر فراهم می آورده است و غیر مستقیم به وحدت ملی و انسجام ملت و ایجاد هویت یگانه کمک می رسانده است. اکنون، با بومی سازی و روشی که پیش گرفته شده، امتیاز بزرگ فوق، از فرزندان این آب و خاک گرفته می شود. یک لحظه تصور کنید که اگر کار بر همین منوال پیش برود، یعنی دانشجو در محل درس بخواند و در محل کار کند و با زبان محلی، امور خود را رتق و فتق نماید و در همان محل زندگی کند، چه وضعیتی پیش خواهد آمد؟ جوان آذربایجانی، کرد، بلوچ، ترکمن، گیلک، مازنی، عرب و... بتدریج، وجوه مشترک خود را با دیگران فراموش کرده، و بجای هویت ملی، از همه جهت، وابسته به هویت قومی و منطقه ای خود می شود. دیگر میهن و وطن، برای او همان منطقه ای می شود که همه چیز او در آن شکل گرفته و طبیعتأ با کوچکترین تحریکی، او را می توان از دیگران جدا و هویت مستقل داد، چرا که او دیگر خود را، نه یک ایرانی، بلکه یک ترک، یک کرد، یک عرب و یک بلوچ خواهد دانست و سرزمین مشترک، تاریخ مشترک، زبان مشترک و آداب مشترک، برایش بی معنا می شود...! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; مورد دیگری که در حال عمل شدن است  و متأسفانه می تواند در آینده خطرات  امنیتی فوق العاده ای ایجاد  کند، بومی سازی  در حوزۀ مسائل نظامی و تشکیلات نیروهای مسلح کشور است. سازماندهی این نیروها، اگر بجهت دفاع منطقه ای و غیر متمرکز در برابر تجاوز خارجی باشد، البته می تواند بعنوان یک تاکتیک نظامی و در شرائطی خاص، موثر باشد، اما، &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;اگر بومی سازی در این عرصه،  بمعنای سازماندهی تشکیلات نظامی بر اساس گزینش از نیروهای محلی باشد، می تواند فاجعه بار باشد  و عملأ به معنی ایجاد ارتش قومی! در جهت حمایت بالقوه از تجزیه طلبی است!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; تمرکز در مدیریت کشوری ِ نیروهای مسلح، و گزینش افراد، بدون توجه به اینکه متعلق به کدام منطقه کشور هستند، و در کجا قرار است مأمور باشند، امری است که در همۀ ارتش های جهان، پایه ای ترین اصل سازماندهی نیروهای مسلح بحساب می آید، بخصوص در کشورهائی که از پراکندگی و تعلقات قومی برخوردارند، توجه به اینموضوع، امری حیاتی تر است. در حالیکه ما می بینیم در حال حاضر، عده ای در این جهت حرکت می کنند که، نیروهای مسلح کشور را، به نیروهای منطقه ای و بومی تبدیل کنند و متأسفانه اینکار را هم از بدترین منطقه، یعنی آذربایجان!، آغاز کرده اند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; همانگونه که همگان می دانند، آمریکا، انگلیس، اسرائیل و برخی کشورهای دیگر همچون ترکیه و جمهوری آران ( آذربایجان قلابی! )، سرمایه گذاری وسیعی از جهت رسانه ای و فرهنگی، برای پاشیدن بذر جدائی و تجزیه در منطقه آذربایجان کرده اند. بومی کردن مسائل نظامی در این منطقه، عملأ، بمعنی پیشبرد سیاست راهبردی کشورها ی فوق الذکر است و در عمل باید دقیقأ عکس آن عمل شود! یعنی سازماندهی ومأموریتهای نظامی و گزینش افراد تشکیلات نظامی، در منطقه آذربایجان، باید تا جای ممکن، غیر بومی باشد!!! آنچه این سیاست ملی را کامل می کند، کار گسترده فرهنگی و زبانی و تاریخی، با بذل توجه به آموزش و پرورش، در منطقۀ مورد نظر و امثال آن است... &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;آذربایجانیها باید این موضوع را عمیقأ درک کنند که آذربایجان، بخشی  تاریخی، و جدائی ناپذیر از خاک ایران، و متعلق به همۀ مردم ایران است و نه فقط ساکنان آذری آن!&lt;/span&gt; آنها باید اینرا بفهمند که آذربایجان، همانقدر به ایشان تعلق دارد، که به یک بلوچ یا مازندرانی تعلق دارد، و هیچ سند ملکی؟! در هیچ زمان از تاریخ این مملکت، برای یک قوم  خاص! صادر نشده است و نخواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;هیچکس در سرزمین ایران، به صرف داشتن زبان ، گویش و لهجه ای خاص، یا دین بخصوص، یا میزان جمعیت قومی در اقلیت یا اکثریت، از امتیاز ویژه ای برخوردار نمی شود، که همۀ شهروندان ایران، مالک این ملک مشاع هستند!&lt;/span&gt; مسائل فوق باید در متون درسی دانش آموزان وارد شود و همزمان، هویت تاریخی ملت ایران نیز، برای ایشان روشن شود، تا افراد معلوم الحالی که وابسته به بیگانه اند، نتوانند با خاک پاشیدن به چشم فرزندان آذری این ملت، زمینه را برای سوء استفادۀ بیگانگان فراهم آورند!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;با توجه به مثالهای فوق،  اکنون می توان به اهمیت دوری گزینی از مفاهیم تفرقه افکن و دشمن شاد کن! پی برد. ملت ایران، حوادث گوناگونی را از سر گذرانده ودارای تجارب ارزشمند فراوان است. این تجارب باید در اختیار نسلهای جدید قرار گیرد تا عده ای حقه باز و عوامفریب و وطن فروش، با جعل تاریخ و دروغگوئی و زد و بند با بیگانگان، فرصت نیابند به اهداف کثیف استعماری خود برسند. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;نکتۀ پر اهمیتی که هر ایرانی، در هر کجای ایران، باید متوجه آن باشد اینستکه: خانۀ قدرت و حاکمیت در ایران، مستأجران گوناگون و فراوان داشته و خواهد داشت. حساب حاکمیتها را، باید از حساب مملکت ایران، که خانۀ تاریخی همه ایرانیان است، جدا کرد. هیچکس، و هیچ ایرانی حق ندارد به دلیل دشمنی و یا نارضایتی از حاکمیت، خانۀ ملت ایران را به حراج بگذارد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; نیاکان ما، تحت هر شرائطی، تلاش کردند تا این میراث گرانقدر را  به دست ما برسانند و ما نیز موظفیم این سرزمین را به همین شکل کنونی، به آیندگان بسپاریم. هر ندائی، تحت هر عنوان، و به هر بهانه ای، که بخواهد خدشه ای به این سرزمین و تمامیت ارضی آن وارد آورد، باید با مشت آهنین ملت ایران روبرو شود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;فرزندان این ملت، اولین درسی را که فرا می گیرند، باید وطن دوستی و عشق به ایران باشد&lt;/span&gt;. تنها در این صورت است که در آبادی و آزادی آن خواهند کوشید و آنرا خانۀ خود خواهند دانست. مفاهیمی همچون بومی سازی، عدم تمرکز در مدیریت، فدرالیسم، حقوق قوم و قبیله ای و منطقه ای و زبانی، و حق تعیین سرنوشت، به تمامی، مفاهیمی استعماری اند و هیچ جایگاهی در مدیریت سیاسی تاریخی ایران نداشته و ندارند، و تنها و تنها، به جهت فروپاشی این کشور، مطرح می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; آذری زبان و فارس زبان و عرب و بلوچ و ترکمن و گیلک و مازندرانی و لر و کرد و بختیاری و ارمنی و... تمامی ملت ایران، صدها و هزاران سال است که در کنار یکدیگر زیسته اند و با هم از همه جهت آمیخته اند. به معنای واقعی کلمه، ایران، یک سرزمین، و ایرانیان، یک ملت اند، و هر تصویر دیگری جز این، یک تصویر غیر واقعی و تصنعی است. جغرافیای جمعیتی ایران، نیز، ترکیبی از همۀ اقوام فوق الذکر است، در ایران، قوم خالص و خاص؟!!! وجود ندارد. بنابراین، بومی گرائی و بومی سازی، جز در جهت تضعیف این حلقه های اتصال نیست. همۀ ملت ایران، بومیان سرزمین ایران هستند و در هر کجا که دوست داشته باشند و صلاحیت آن را کسب کنند، باید بتوانند به خواسته های خود دست یابند، و هیچکس را بر هیچکس برتری نیست، و هیچکس نباید به هیچ دلیلی تحقیر شده و حقوق انسانی او تضییع شود. در هر زمینه ای، باید اساس، بر پرداختن به حقوق شهروندی و انسانی ایرانیان باشد. &lt;span style="color:#009900;"&gt;هر دیواری، به هر دلیلی، بین این ملت کشیده شود، غیر انسانی است و در تعارض با منافع ملی ملت ایران است. بومی سازی، یکی از این دیوارهاست، که بهیچوجه نباید اجازۀ برپا شدن آنرا داد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;30-1-1388                 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-624910729683605874?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/624910729683605874'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/624910729683605874'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/06/blog-post.html' title='بومی گرائی و بومی سازی؟!'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-7699096962465961760</id><published>2009-05-24T03:01:00.003+04:30</published><updated>2009-05-25T02:44:57.350+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;تهاجم&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt; فرهنگی&lt;/span&gt; یا &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;خودکشی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;ملی&lt;/span&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; –&lt;span style="color:#3333ff;"&gt; مزدک&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موضوع تهاجم فرهنگی، مبحث جدیدی نیست. این سیاست، ریشه در مباحث نوینی همچون جنگ سرد دارد. البته خیلی پیش از دوران جنگ سرد نیز، در قرنهای گذشته، تهاجم فرهنگی، یکی از شیوه های مقابله با دشمن فرضی بحساب می آمده است، اما با شکل گیری جنگ سرد، و بخصوص در دو دهۀ اخیر، این شیوه و سیاست، بصورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته و می گیرد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;با توجه به رشد گسترده رسانه هائی همچون اینترنت و شبکه های ماهواره ای و بازی های رایانه ای، این ابزار، امکان فوق العاده ای را برای تأثیر گذاری بر اذهان عمومی و تغییر فرهنگها و شیوه های نگرش، ایجاد کرده اند. هم از اینروست که می بینیم دولتهای استعماری، بیش از پیش، به استفاده از رسانه ها بجهت تأثیر گذاری بر جوامع و هدایت گروههای اجتماعی، در جهت اهداف و مقاصد خود، روی می آورند. اکنون دیگر در دوره هائی، از مباحثی همچون جنگ رسانه ای یا نبرد رسانه ها نیز یاد می شود، که مقصود، عطف به کارکرد این امکانات، همچون یک ارتش کامل، در تهاجم خاموش و دگرگون کردن زیر ساختهای فرهنگی و معنوی جامعه، و به تبع آن، سیاسی – اقتصادی است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;واقعیت اینستکه دیگر شیوه های کهنۀ بگیر و ببند و چماق، کارآئی دراز مدت ندارند. اکنون دیگر&lt;span style="color:#006600;"&gt; هر نیروئی که مدیریت بهتری بر امکانات رسانه ای دارد، از توانائی بیشتری در جهت اعمال اراده و قدرت سیاسی، برخوردار است.&lt;/span&gt; ناگفته نماند که در این راستا، توجه هماهنگ به زیر ساختهای اقتصادی جامعه نیز از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، چرا که بهترین شرائط استفاده از هدایت افکار عمومی، اگر از پشتیبانی و رضایت توده ها، از جهت اقتصادی، برخوردار نباشد، قادر نیست در دراز مدت، به اعمال اراده سیاسی حاکمان یا استعمارگران بیانجامد!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;نکته کلیدی!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;و اما در مبحث تهاجم فرهنگی، بر خلاف ظاهر، نکتۀ کلیدی، در توجه به شیوه های دشمن فرضی و روشها و امکانات مقابله با آن، نیست، بلکه در جائی است که مدیریتهای جهان سومی، توجه بسیار کمی به آن دارند، یا اصلأ توجه ندارند!؛« &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;آموزش و پرورش&lt;/span&gt;».&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخش مهمی از فردیت و هویت افراد هر جامعه، در دوران تحصیل شکل می گیرد. در آموزش و پرورش است که افراد، برای بازی در نقش های اجتماعی، تربیت می شوند. هر چه این تربیت و آموزش، در فضای علمی تر و نزدیکتر به واقعیات زندگی صورت پذیرد، به همان نسبت، افراد، در پذیرش مسئولیتهای فردی و اجتماعی، با قدرت بیشتری ظاهر می شوند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;نوع نگرش و جهان بینی، اخلاق، تعهد به قوانین، احراز هویت فرهنگی و ملی و میهنی، ( علم دوستی و آگاهی از تاریخ و پیشینه )، حق طلبی و آزادیخواهی، استقلال شخصیت، ایمان به کار و فعالیت و تلاش، نوع دوستی، عشق به طبیعت و حیوانات و منابع طبیعی، و بسیاری از شاخصه های فردی و اجتماعی دیگر، در آموزش و پرورش است که بنیانهای آن، پی ریزی می شود. بنابر این هر گونه بی اعتنائی و عدم توجه و عدم برنامه ریزی صحیح و درازمدت و علمی در این زمینه، مستقیمأ، بمعنای بسترسازی برای هر گونه تهاجمی، از هر نوع، به ساختارهای جامعه و فروپاشی آن است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;ذکر مثالی در اینمورد می تواند به روشن تر شدن بحث کمک کند؛&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;مسئولین جمهوری اسلامی در طی سی سال گذشته، نسبت به انتقال صحیح اطلاعات از تاریخ طولانی ایران، و بخصوص از تاریخ پیش از اسلام، و کم و کیف حوادث و وقایع و معرفی شخصیتهای تاریخی، کوتاهی کرده اند. تصور آنها این بوده است که این شخصیتها و وقایع تاریخی ارزش مطرح شدن ندارند و یا شاید فکر می کرده اند که تاریخ این مملکت با تهاجم اعراب و یا حتی با انقلاب بهمن آغاز شده است!!! این کوتاهی و این شیوۀ نگرش، منجر به تربیت نسلی شده است که از پیشینۀ خود اطلاعی ندارد و یا معلومات وی ناقص و پراکنده و نادرست است. در واقع این نسل، فاقد هویت تاریخی و ملی است. جان کلام در همینجاست! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;از همینجاست که دقیقأ می بینیم دشمنان ایران و هویت ایرانی، سوء استفاده کرده، به برنامه ریزی و فعالیت گسترده دست می زنند. کشورهای وابسته به استعمار عرب، و ترکها، با حمایت مالی و رسانه ای گسترده از افراد معلوم الحالی همچون ناصر بنا کننده ( پور پیرار ) به جعل تاریخ دست زده و این جای خالی را در هویت نسل جوان ایرانی، سعی می کنند با مشتی اباطیل، پر کنند. پخش گسترده نظرات و آثار نامبرده و امثال وی در اینترنت، شبکه های ماهواره ای و حتی شبکه های داخلی صدا و سیما، آزادی این افراد در چاپ کتاب و نشر مقاله و ایراد سخنرانی در مراکز دانشگاهی و همچنین تولید ویدئو فیلمها و فیلمهای سینمائی همچون فیلم 300 و بازیهای رایانه ای، در قلب حقایق تاریخی و منفور نشان دادن شخصیتهای تاریخی ایران و نفی مدنیت عظیم و گسترده و پیوسته این مملکت، کار را به جائی رسانده است که اکنون جای خالی آن هویتی که پیشتر بدان اشاره شد را در وجود جوانان آذری و بلوچ و کرد و عرب و ترکمن، پر کرده است! و از این نیروها، بجای افرادی آگاه، با هویت، میهن پرست و آزادیخواه، کسانی را ساخته که براحتی آلت دست دشمنان میهن خویش می شوند، علاقه ای به تاریخ و هویت و میهن خود ندارند، در برابر آیندۀ سرزمین خویش احساس مسئولیت نمی کنند، متعهد به قوانین اجتماعی و اخلاقی نیستند و مبلغ جلوه های استعمار فرهنگی، حتی بی جیره و مواجب هستند! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;ذکر نمونۀ فوق، نشاندهندۀ عمق تأثیرات مدیریت اشتباه و عدم توجه به پیچیدگیهای نبرد فرهنگی است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;در حال حاضر، دشمنان ایران، بدون توجه به اینکه عقیده و جهان بینی حاکمان چگونه است، به بسیج نیرو و تهاجم در دو حوزۀ تاریخ و هویت ایرانی و زبان فارسی ( رکن اساسی فرهنگ ایرانی )، روی آورده اند و از تمامی امکانات در جهت تضعیف این دو رکن اساسی چیستی وکیستی ایرانی سود می جویند. آنها با تبلیغ و ترویج گسترده بومی گرائی و قومگرائی در عرصه های مختلف از سوئی و از سوی دیگر با ترویج هر چه گسترده تر زبان و واژه های انگلیسی، عملأ زمینه را برای « خودکشی ملی! » فراهم آورده اند. عمق فاجعه را از اینجا باید فهمید که چندی پیش، اگر اشتباه نکنم، یکی از معاونان آموزش و پرورش، با افتخار اعلام کرده بود که می خواهیم آموزش زبان انگلیسی را از مهد کودکها شروع کنیم!!! جالب است، نه؟ &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;هم میهنان عزیر باید توجه کنند که یک زبان، تنها بمعنای پل ارتباطی نیست، که همچنین و خیلی بیش از یک وسیلۀ ارتباطی، به تنهائی، به معنای یک فرهنگ، با کلیه زیر مجموعه های آن، یعنی هویت و تاریخ و جهان بینی و اخلاق و معرفت و... هم هست! بنابراین، &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;آن سیاستی که از سوئی به زبانها و گویشهای محلی میدان می دهد و آنها را به عرصۀ رسانه ها بر میکشد و از سوی دیگر به یک زبان بیگانه، بسیار بیشتر از حد نیاز جامعه و ضروریات آن می پردازد، عملأ زمینه ساز آن تهاجمی است که از جهت فرهنگی و تاریخی، به خودکشی ملی می انجامد.&lt;/span&gt; استعمار تنها در جاهائی موفق بوده است که در گام اول، زبان آن ملت را تضعیف و نابود ساخته، و در ثانی، هویت تاریخی آن ملت را به یغما برده است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;چگونگی مقابله با تهاجم فرهنگی!&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;اولین گام در جهت مقابله با تهاجم فرهنگی، احیای حس میهن دوستی و میهن پرستی و افتخار به داشته ها و گنجینه های فرهنگی و تاریخی است. چنین چیزی میسر نیست جز از طریق تصحیح مدیریت غلط در نظام آموزشی کشور.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;همه چیز باید از مهد کودک، کودکستان و دبستان آغاز شود. تمامی انگاره ها و افکار و جعلیات تاریخی باید از کتب آموزشی پاک شود و جای آنرا، ادبیات میهن پرستانه، روشنگری تاریخی و آگاهی از پیشینۀ پر افتخار فرهنگی پر نماید.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;زبان فارسی، بشکل اصیل آن، باید در تمامی حوزه های آموزشی، در همۀ عرصه های فرهنگی و علمی، و در اقصی نقاط کشور، بصورت گسترده و پیگیر بکار گرفته شود و شدیدأ از بومی گرائی در عرصۀ گویشی و زبانی، پرهیز شود. رسانه های محلی باید شاخه ای از رسانۀ ملی باشند، نه یک هویت مستقل در برابر آن! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;به فردیت، حقوق فردی و نیازهای شخصی کودکان و نوجوانان و جوانان باید توجه شده و از تحقیر و توهین، شدیدأ پرهیز شود. انسان، در آزادی و رفع نیازهایش است که انسان می شود. هر گونه تحقیر و محدودیتی از جهت نیازهای طبیعی، منجر به ایجاد روحیه خودباختگی و یا تقابل می شود و این همان چیزی است که استعمار، کمال بهره را از آن می برد. &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;انسان بی هویت، خود باخته، حقیر و فاقد اعتماد بنفس و عزت نفس، به راحتی به مزدور بیگانه تبدیل می شود.&lt;/span&gt; آموزش و پرورش، باید عرصۀ احراز هویت، شخصیت، اعتماد بنفس و رشد فکری و علمی نوجوانان و جوانان ایرانی باشد. نوجوان وجوان ایرانی تا آزاد نباشد، آزاده بار نمی آید! تا شکمش سیر نباشد، چشم و دل سیر بار نمی آید! تا این خانه ( ایران ) برای او مکانی امن برای ابراز وجود و رفع نیازهایش نباشد، خانۀ او بحساب نمی آید و میهن دوست ومیهن پرست نمی شود! ... این حرفها ،یک مشت شعار نیست، حقایقی ست که بی توجهی به آنها، زمینه ساز فروپاشی نه تنها فرهنگ و تاریخ این مملکت، بلکه همچنین خود مملکت خواهد شد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;باید دقت شود که استعمارگران نوین، با نظام عقیدتی حاکم بر کشورها و ملتها مشکلی ندارند، آنها براحتی می توانند مسلمان و مسیحی و یهودی شوند، یکروز ارتدوکس باشند، روز دیگر کاتولیک و پروتستان، یکروز سنی باشند، روز دیگر شیعه، یکروز با تفکر طالبانی رفیق باشند، روز دیگر دشمن،...آنها نگاه ِ ابزاری به این اعتقادات و اندیشه ها دارند و هر نوع مذهب و تفکری برای آنها تا آنجا قابل اعتناء و توجه است که در خدمت اهدافشان باشد! آنچه برای آنها اهمیت دارد پیشبرد منافع شان است. هر کس منافع آنها را تأمین کند، با او کنار می آیند و با وی همرنگ می شوند. آنها تنها و تنها یک هدف را دنبال می کنند، و آن هدف، منافع اقتصادی است. سیاست و فرهنگ و همۀ نمودهای اجتماعی، تنها وسیله ای برای رسیدن به این هدف است. بر این اساس، هدف نهائی از تهاجم فرهنگی نیز، جز فروریختن دیوارهای هویتی، بجهت مسخ ملتها و غارت ایشان، نمی تواند باشد. در نتیجه &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;پرداختن به شعارهای عقیدتی و منافع ملی را فدای توهمات کردن، جز زمینه سازی برای دشمنان ملت ایران، در جهت فروپاشی این کشور، چیز دیگر نمی تواند باشد و دستاورد دیگری نخواهد داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;بهترین شیوه برای مقابلۀ فرهنگی، پس از پرداختن به آموزش و پرورش و توجه به نقش رسانه ها، احترام به آزادی شهروندان و رعایت حقوق بشر و همچنین حرکت در جهت رشد همه جانبه اقتصادی بر پایۀ عدالت اجتماعی است. با مشتی برده و بنده و گرسنه و بی سواد و معتاد و مسخ شده و اسیر خرافات، نمی توان به جنگ دشمنی رفت که تا دندان، مسلح به آخرین دستاوردهای علوم بشری در همۀ عرصه هاست. باید به مردم ایمان بیاورید، تا مردم، به شما ایمان بیاورند! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;احمقانه ترین شیوۀ مقابله با تهاجم فرهنگی هم اینستکه مردم را در توهم نگهدارید، آزادی شان را بگیرید، تحقیرشان کنید، رابطه شان را با دنیای جدید محدود سازید و سپس در چنین شرائطی، از آنها بخواهید، مانند گله ای گوسپند، فقط به سخنان مشعشعانه شما توجه داشته باشند و در اولین فرصت، بدنبال برق سکۀ بیگانه نروند!! آیا چنین چیزی میسر است؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;24-1-1388 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-7699096962465961760?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/7699096962465961760'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/7699096962465961760'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/05/blog-post_24.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-7190067735727027755</id><published>2009-05-12T02:15:00.002+04:30</published><updated>2009-05-12T02:27:40.753+04:30</updated><title type='text'>رابطۀ وطن فروشی با انتخابات ریاست جمهوری!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;استفاده&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt; ابزاری&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#993300;"&gt; از&lt;/span&gt; وطن فروشان؟!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;/strong&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;&lt;strong&gt;مزدک&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند در کشوری که همۀ قدرت در دست یکنفر است، انتخابات، بی معناست، اما با اینحال، تعدادی از نامزدها بجهت باصطلاح « گرم کردن تنور انتخابات » در پی استفاده ابزاری از تجزیه طلبان هستند. این افراد بدون توجه به منافع و امنیت ملی، مشغول به دادن وعده و وعیدهائی به فرقه ها و افراد وطن فروش وتجزیه طلب هستند، تا بدین وسیله، بخیال خود، حمایت این  جماعت را جلب کرده، کسب رأی نمایند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; خطراتی که از اینجهت، متوجه تمامیت ارضی و امنیت ملی خواهد شد، بر کسی پوشیده نیست. همه دیگر امروز بخوبی می دانند که سرنخ تمامی جریانها، فرقه ها و گروههای قومگرا، تجزیه طلب وفدرالیست، در دست دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی بیگانه و بخصوص استعمار حقیر بریتانیا و تشکیلات صهیونیستی در آمریکاست.  اینموضوع را بیش از هر کس، همین کسانی می دانند ( امثال آقای &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;&lt;strong&gt;محسن رضائی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; ) که امروز مصدر امور مدیریتی وامنیتی کشورهستند. از اینرو، این پرسش برای عموم ملت ایران مطرح میشود که چگونه، این افراد، با علم به خطرات ناشی از باج دادن به فرقه های وطنفروش ، صرفأ بجهت بازیهای سیاسی، حاضرند مصالح ملی  وسرزمینی را وجه المصالحه قرار دهند؟ آیا برخورد از موضع ضعف درحوزۀ سیاست خارجی کافی نبوده است ( آنچنانکه کشورهای همسایه را به طمع و چشمداشت به خاک میهن بر انگیخته  است؟ ) که حالا درداخل کشور نیز، عده ای زمینه ساز این حرکات خطرناک میشوند؟ &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;همۀ ملت ایران، شهروندان بی حقوقی هستند  که خواهان حقوق انسانی خود می باشند&lt;/span&gt;. عصر قوم و قبیله گرائی و نژاد پرستی، دو هزار و پانصد سال است که در ایران بر افتاده است!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt; آقایان!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;  بجای وعده های تو خالی وخطرناک، به این بیاندیشید که:&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; چرا پس از سی سال، از اداره کردن یک روستا هم عاجزید؟!&lt;/span&gt; هرگوشۀ مملکت یک سازی می زند و هیچکس، حرف هیچکس را نمی خواند؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;چرا با وجود صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و گازی در سی سال گذشته، قادر نبوده اید حداقل زندگی را برای ملت بزرگ ایران فراهم آورید؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;چرا برای ادامۀ بقای خود، فقط متکی به نیروی قهریه هستید و از کوچکترین اعتباری در بین اکثریت ملت، برخوردار نیستید؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;چرا فساد و فحشاء و اعتیاد و جرم و جنایت و خودکشی، سراسر مملکت را آلوده کرده است؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;چرا از آزادی و حتی کلمه ( آزادی ) وحشت دارید و از شنیدن آن، چهار ستون بدنتان به لرزه می افتد؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;چرا در طی سی سال گذشته، میلیونها جوان و تحصیلکرده و اندیشمند و دانشمند، از کشور گریخته و نیروی سازنده ایشان در اختیار بیگانگان قرار گرفته است؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;چرا برای حفظ امنیت خود، دائم مجبور به دادن باج به نصفه – نیمه! کشورهای همسایه و منطقه هستید؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;چرا در مجامع جهانی از کوچکترین احترامی برخوردار نیستید و کسی برای حرفهایتان تره هم خرد نمی کند؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;آری آقایان!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;بجای التماس و درخواست برای کشاندن مردم به پای صندوقها،&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; یک جو شهامت نشان دهید&lt;/span&gt; و اعتراف کنید که راه را از اول اشتباه رفته اید و اکنون نیز توان اداره کشور را ندارید!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;18/2/1388  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-7190067735727027755?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/7190067735727027755'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/7190067735727027755'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/05/blog-post_12.html' title='رابطۀ وطن فروشی با انتخابات ریاست جمهوری!'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-2820223167548749005</id><published>2009-05-06T02:42:00.005+04:30</published><updated>2009-05-06T03:04:09.539+04:30</updated><title type='text'>ضرورت برخورد با حکومتهای عربی!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;ضرورت&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; برخورد&lt;/span&gt; با &lt;span style="color:#330000;"&gt;حکومتهای&lt;/span&gt; عربی!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#330099;"&gt;مزدک&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در طی سه دهۀ اخیر، روابط جمهوری اسلامی با اعراب، یا صحیح تر بگویم، با حکومتهای عربی، از فراز و نشیب بسیاری برخوردار بوده است. آنچنانکه یک مورد آن، منتهی به جنگی هشت ساله شد، که در طی آن، پانصد هزار جوان ایرانی جان خود را از دست دادند و یک میلیون معلول و جانباز هم روی دست این ملت ماند. در طی این جنگ نزدیک به هزار شهر و شهرک و روستا ویران و سه هزار میلیارد دلار خسارت اقتصادی نیز به ایران وارد شد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در همۀ دوران جنگ، رژیم عراق، از حمایت کامل و گستردۀ حکومتهای عربی و حتی رهبران جنبش فلسطینی فتح! برخوردار بود، و به معنی دیگر، دستان حاکمان کشورهای عربی، مانند صدام، بخون فرزندان ایران آغشته شد و این حکومتهای فاسد و غیر مردمی و وابسته، در تمامی اعمالی که صدام انجام داد ، شریک جرم او محسوب می شوند...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در تمامی سه دهۀ گذشته، حکومتهای عربی، قدم به قدم، همراه و همگام با تمامی سیاستهای استعماری کشورهای غربی بوده اند و از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران سود جسته اند و هرگز در هیچ زمینه ای، ایران را کشوری دوست ندانسته اند و کشوری همچون سوریه هم که ظاهرأ روابط مطلوبی با جمهوری اسلامی دارد، هر زمان که منافع ملی اش ایجاب کرده است، با غرب و کشورهای عربی همراه شده و ناسیونالیسم عربی را بر جمهوری اسلامی، و وحدت عربی را بر وحدت اسلامی، ترجیح داده است! حتی گروههائی همچون حماس، که هماره از حمایتهای معنوی و مادی جمهوری اسلامی برخوردار بوده اند، در بیانیه ها و اظهار نظرها، از وحدت عربی و کشورهای عربی و خلیج و خلیج عربی، صحبت کرده و یکمورد هم پیش نیامده، که حتی در حرف و سخن، مشترکات اسلامی و جمهوری اسلامی را، بر کشورهای عربی و وحدت عربی، ترجیح دهند!!!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آنها مدام صحبت از سرزمینهای عربی می کنند در حالیکه جمهوری اسلامی صحبت از سرزمینهای اسلامی و مسلمانان می کند! در حالیکه جمهوری اسلامی روابط خود را با آمریکا و برخی کشورهای غربی، بخاطر آنها به حال تعلیق در آورده و از این رهگذر ایران، ضربات سخت سیاسی و اقتصادی را متحمل شده است، ایشان در هر فرصتی که پیش آمده، به راحتی با کشورهای فوق بر سر میز مذاکره نشسته اند و نمایندگان غرب را در آغوش کشیده، عکس انداخته ، مصاحبه کرده و قرارداد امضاء کرده اند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مثالهای فوق، تنها گوشه ای از شیوۀ برخورد حاکمان عرب، در عرصۀ سیاست خارجی و روابط با ایران است. &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;آخرین نمونه آنرا هم که شاهد هستیم، درخواست و شرط وقیحانه « حذف نام &lt;span style="color:#009900;"&gt;خلیج&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;فارس&lt;/span&gt;؟! » و درج نام خلیج &lt;span style="color:#000000;"&gt;عربی&lt;/span&gt;!!! در مراسم بازیهای کشورهای اسلامی از جانب رئیس دستگاه ورزش عربستان، آنهم در پایتخت ایران، است!&lt;/span&gt; کار تا آنجا بالا گرفته است که این نوکران استعمار بخود اجازه می دهند، همانند ارباب خود، جک استراو وزیر خارجه اسبق انگلیس، در قلب پایتخت ایران، به هفتاد میلیون ایرانی توهین کرده و آمرانه! خواستها و شروط زشت خود را برای حضور در بازیهای ورزشی کشورهای اسلامی اعلام دارند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حتمأ بخاطر دارید که آقای جک استراو، نماینده استعمار حقیر بریتانیا نیز، در کاخ سعد آباد و در حضور صدها خبرنگار داخلی و خارجی و در کنار آقای متکی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ( که در حال لبخند زدن بود! ) ؛ با وقاحت و بی شرمی وصف نشدنی گفت: « ما می گوئیم که ایران نباید فن آوری هسته ای داشته باشد و نیازی به آن ندارد، ایران موظف به اجرای خواستهای جهانی؟! ( بخوان استعماری ) است و در غیر اینصورت باید خود را برای برخوردهای شدیدتر آماده کند!!! ».&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt;و اما ریشه مشکلات در کجاست؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ریشۀ مشکلات، در سوء تفاهمی راهبردی است که دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی بدان مبتلاست. سوء برداشت و سیاست کاملأ غلطی که اگر تصحیح نشود، همانند گذشته، ضربات جبران ناپذیری بر حیثیت و منافع ملی ایران خواهد زد و روز بروز ایران و ایرانی را در انظار جهانی، خوار و خوارتر خواهد کرد. این سوء تفاهم چیزی نیست جز « مساوی پنداشتن عرب با اسلام! » و یا : « برابر دانستن حکومتهای عربی با حکومتهای اسلامی، و از این رهگذر، درآمیختن مصالح اسلامی با مصالح حکومتهای عربی و ایندو با مردم کشورهای عربی! » .&lt;span style="color:#6600cc;"&gt; گردانندگان سیاست خارجی جمهوری اسلامی با اینهمان پنداشتن عرب و حکومتهای عربی با اسلام، هماره در برابر زیاده خواهی و وقاحت حاکمان عرب کوتاه آمده و بر وحدت اسلامی! تاکید کرده اند.&lt;/span&gt; در حالیکه هر آدم تازه کاری در عالم سیاست ، واقف بر اینموضوع هست که هیچکدام از حکومتهای کشورهای عربی، نمایندۀ ملتهای خود نیستند و اگر همین امروز در این کشورها، انتخابات آزاد صورت پذیرد، هیچکدام از حاکمان عرب کنونی، به حکومت نخواهند رسید. این حکومتها، از هیچ مشروعیتی در بین مردمان خود، برخوردار نیستند و در هیچ زمینه ای، جز به منافع دستگاه حکومتی خود نمی اندیشند. &lt;span style="color:#009900;"&gt;هیچکدام از این حکومتها، ایدئولوژیک ( عقیدتی ) نیستند و بر اساس اعتقادات اسلامی اداره نمی شوند! ایدئولوژی آنها « دلار » است و اسلام را تا آنجا می پذیرند و اشاعه می دهند و شریعت آنرا رعایت می کنند که در خدمت این هدف مقدس! ( یعنی دلار ) باشد.&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#6600cc;"&gt;در آمیختن عباراتی همچون کشورهای اسلامی و عربی و وحدت ملتهای مسلمان و یکی پنداشتن این عبارات، با حاکمان کشورهای عربی، در دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی، منجر به آن شده است که، ایران همواره در برابر این کشورها، از منافع ملی خود عدول کرده، برای حفظ دوستی خود با این دشمنان تاریخی ملت ایران، به دادن باج! مشغول باشد!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آنچه باید باصدای بلند به بانیان دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی گفت اینستکه؛ آقایان! عرب، مساوی با اسلام نیست و حکومتهای عربی هم، حکومتهای اسلامی و جهان اسلام نیستند. هر چند&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; دستگاه سیاست خارجی ایران باید غیر ایدئولوژیک عمل کند!&lt;/span&gt; اما حتی اگر بخواهد بر اساس تفکر اسلامی خود عمل کند، اینراه که می رود به ترکستان است و به جز زیر پا گذاشتن منافع ملی ایران، به هیچ جائی ختم نخواهد شد! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;سی سال مماشات با اعراب، به بهانه حفظ وحدت اسلامی بس است!&lt;/span&gt; شما با وحدت با حاکمان کثیف کشورهای عربی، به وحدت اسلامی مورد نظر خود نخواهید رسید. مگر اینکه اعتقاد داشته باشید که این حکومتهای عربی، نمایندۀ مردم کشورهای خود هستند، که در اینصورت، همۀ آنچه در این سی سال ادعا کرده اید را زیر سوال خواهید برد! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;وزارت خارجه جمهوری اسلامی، موظف است بر اساس منافع ملی ایران در برابر متجاوزان به حقوق تاریخی ملت ما بایستد&lt;/span&gt; و رابطه با کشورهای عربی ( بخاطر مصالح ایدئولوژیک و یا اقتصادی ) را بر حقوق ملی ایرانیان ترجیح ندهد و توجیه نکند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#009900;"&gt;برخورد جدی و قاطعانه با کشورهائی همچون امارات، بحرین، عربستان و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، باید در دستور کار قرار گیرد و در صورت گستاخی این حکومتها، روابط، بطور کامل باید بحال تعلیق در آید. این خواست، خواست مشروع و بر حق همۀ ملت ایران است!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;5-2-1388 www.maghalatemazdak.blogspot.com &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-2820223167548749005?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2820223167548749005'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2820223167548749005'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/05/blog-post.html' title='ضرورت برخورد با حکومتهای عربی!'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-8696669608980611892</id><published>2009-04-30T14:11:00.002+04:30</published><updated>2009-04-30T14:25:03.882+04:30</updated><title type='text'>به جوانان سرزمین پدری!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;به &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;جوانان&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;سرزمین&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; پدری&lt;/span&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#339999;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;جوانان&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; ایرانزمین&lt;/span&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در خبرها خواندم که دو هفته پیش، افرادی، به یکی از سرستونهای کاخ آپادانا، آسیب جدی وارد آورده، تا پنجاه درصد آنرا تخریب کرده اند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;اگر خبر فوق را در کنار اخبار اخیر در مورد تخریب فیزیکی  نوشته های یکی دیگر از ستونهای همین کاخ و همچنین تخریب نوشته های کتیبه پیدا شده در بوشهر، که سند مالکیت خلیج فارس خوانده شده، بگذاریم و به تهاجم وسیع فرهنگی و رسانه ای استعمار، به بنیانهای هویتی ملت ایران و زبان فارسی و تحریکات قوم و قبیله ای و تجزیه طلبانه نیز توجه کنیم، متوجه حرکاتی همه جانبه و بنیان کن می شویم که هدفی جز نابودی ملت ایران را جستجو نمی کند! حرکتی که توسط آقای مایکل لدین در مؤسسه اینترپرایز، بنیان گذاری شد و اکنون با حمایت همه جانبه  سرویسهای اطلاعاتی  هلند، سوئد، انگلستان، کانادا و اسرائیل و آمریکا، عربستان، جمهوری آران ( آذربایجان قلابی! ) و ترکیه، به پیش برده می شود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;پان ترکها و پان عربها، پیشتاز این حرکت ضد ایرانی هستند. آنها همان نقشی را بعهده گرفته اند که از منظر تاریخی هم، بعهده داشته اند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;تخریب فیزیکی آثار و اسناد بجای مانده از نیاکان، در دستور کار مزدوران بیگانه قرار گرفته است!&lt;/span&gt; چرا که تخریب معنوی ایرانیان و بنیانهای فرهنگی ایشان، تا زمانیکه آثار باستانی وجود دارند، کاری کامل بحساب نمی آید! بر همین اساس است که با کلنگ و تیشه به جان آثار پراکنده در گوشه و کنار کشور افتاده اند و صد البته سربازان گمنام امام زمان هم در خواب ناز بسر می برند!!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;جوانان عزیز ایرانی&lt;/span&gt;!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;به میدان بیائید! با تشکیل گروههای محلی، در هر منطقه ای از ایران عزیز که هستید، به حراست از هویت و هستی خود بپردازید! و مانع ادامه کار این وطن فروشان شده، این مزدوران را به هر شکل که صلاح می دانید، مجازات کنید! نگذارید اندک مدارک بجای مانده از پدرانتان، توسط عوامل بیگانه نابود شود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;بیگانگان در اندیشه نابودی کامل شناسنامه ملی شما هستند! به آنها نشان دهید که فرزندان راستین کورش، بابک و نادر هستید...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;10/2/1388&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-8696669608980611892?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/8696669608980611892'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/8696669608980611892'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/04/blog-post_30.html' title='به جوانان سرزمین پدری!'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-4558193856699995911</id><published>2009-04-21T03:15:00.003+04:30</published><updated>2009-04-22T01:52:22.295+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;یک&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;اشارۀ&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;تاریخی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;(( قابل توجه پان ترکها ! ))&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از آخرین مقالاتی که نوشته ام ( وظائف رسانۀ ملی در حوزۀ زبان مشترک )، در پایگاه اینترنتی (( تابناک )) نیز نشر یافته است و هموطنانی؟! ( که نوع نگاه نشان می دهد گرایشات پان ترکی دارند )، در پائین نوشته، به اظهار نظر پرداخته اند و از جمله اینکه برخی از ایشان، نظرات بنده را با دیدگاهها، شخصیت و منش رضا خان ( رضا شاه! ) مقایسه کرده اند و بر این اساس به اینجانب تاخته اند ( در زبان فارسی می شود ترکتازی! ).&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;در این نوشته میخواهم به نکاتی بپردازم که احساس میکنم زمان بیان آنها فرا رسیده است:&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;بازشناسی بیطرفانه و بدون تعصبات عقیدتی و به روش علمی تاریخ، یکی ازراههائی است که میتواند آرامش را به جامعه بازگرداند و به شناخت هویت ملی یاری رساند. اگر چه شکل گیری تاریخ از گذر وقوع حوادث و رویدادها صورت می پذیرد، اما درک تاریخی، تنها از پیوست خطوط برجسته و نقاط عطف حوادث و دستیابی به درکی واحد از یک روند، پدید می آید. درست در همین راستا نیز هست که تحلیل شخصیتهای تاریخی باید صورت پذیرد. تمرکز کردن بر یک یا چند ویژگی مثبت یا منفی، بدون در نظر گرفتن عوامل بیشمار محیطی و زمانی، ما را به سمت قضاوتهای عجولانه، غیر دقیق و نا صحیح هدایت می کند و تداوم این راه، منجر به برداشتی ذهنی و غیر واقعی از تاریخ و شخصیتهای تاریخی، می شود. هم از اینروست که در یک تحلیل علمی تاریخی، همواره باید، سه عامل عمدۀ زمان، مکان و چگونگی شکل گیری پدیده، در نظرگرفته شده و در گام بعد، برداشت پدید آمده، در یک نظام جامعه شناسانه مورد تدقیق قرار گرفته، جایگاه آن در روند تاریخی مشخص شود. تنها پس از طی این مراحل است که داوری معنا پیدا می کند و درست بر همین اساس هم هست که تحلیل تاریخ و قضاوت تاریخی، کاری بسیار دشوار است و کار افراد معمولی، متعصب، نا آگاه، مغرض و یا حتی افراد آگاهی که بر مبنای یک عقیدۀ ثابت قضاوت می کنند، نیست! در مرحلۀ نظر، هر کس می تواند نظر دهد، اما بر کرسی تحلیل و قضاوت تاریخی، هر کسی نمی تواند بنشیند!!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;بر اساس آنچه آمد، تحلیل یک دوره بسیار بااهمیت از تاریخ طولانی ایران، یعنی دورۀ شکل گیری حکومت پهلوی و به قدرت رسیدن رضاخان ( که من ترجیح می دهم او را با همان عنوان رسمی اش خطاب کنم، یعنی رضا شاه) نیاز به بررسی هزاران سند از سوئی و از سوی دیگر، تحلیل عملکرد وی با توجه به سه عامل ذکر شده، یعنی وضعیت زمانی، موقعیت مکانی و چگونگی طی شدن روند تقریبأ بیست سالۀ حضور او در قلب حوادث تاریخی ایران، دارد. اما آنچه شخصأ برای من از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است وجود یک ویژگی برجسته است که با حملۀ اعراب به ایران، از صحنه حیات اجتماعی این مملکت پاک شده بود و با روی کار آمدن رضا شاه، تجدید حیات یافت. این ویژگی، چیزی نیست جز تجدید سازمان ایران و احیاء حیات مردم ایران بعنوان یک ملت دارای یک کشور با مرزها و تشکیلات مشخص!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;واقعیات تاریخی نشان می دهد که با فروپاشی امپراطوری ساسانی، سازمان کشوری و تشکیلات اداری و اجتماعی آن، چنان از هم گسیخت که تا عصر مشروطه، هرگز نتوانست مجددأ احیاء شود. در دورۀ مشروطه نیز با همۀ افکار نوینی که شکل گرفته بود، مدیریتی واحد که قادر باشد به جامعه، هویت دولت – ملت - کشور را اعطاء کند، وجود نداشت و همین کمبود، منجر به حوادث تلخ بسیاری شد که ایران را تا آستانۀ نابودی کامل پیش برد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;قدرت گرفتن سردار سپه، در رأس قوای نظامی کشور، اگرچه از دید برخی مورخین و روشنفکران، مساوی بود با خداحافظی با آمال آزادیخواهانه مشروطه در حوزۀ آزادی بیان و قلم و تشکیلات و انتخابات، اما از سوی دیگر، مساوی بود با پیدایش روندی که منجر به تجدید سازمان کشور بر اساس ایجاد تشکیلات اداری مدرن، آموزش مدیران، ایجاد نظامها و مقررات اجتماعی و تجدید ساختار مملکت بر پایه شاخصه های هویتی یک جامعه امروزی!&lt;br /&gt;آزادی امری حیاتی است اما در یک جامعۀ فروپاشیدۀ قبیله ای، منجر به چیزی شبیه حادثه رواندا می شود که هشتصد هزار انسان، جان خود را بدلیل وابستگی به یک قوم و قبیله خاص، از دست می دهند! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;انقلاب مشروطه، منجر به آزادی نشد، به این دلیل ساده که اسباب و ادوات حضور آزادی در آن وجود نداشت و فراهم نبود. انسان باید بسیار ساده لوح باشد که تصور کند در جامعه ای فاقد صنعت، کشاورزی مدرن، نظام اداری و تشکیلات وابسته به آن، آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی، دادگستری، پلیس و شهربانی، ارتش واحد، وزارتخانه های بهداشت و راه و ترابری و اقتصاد و ... هزاران چیز دیگر و همچنین وجود بیش از نود و دو درصد بیسواد و غرق در نکبت فقر و عقب ماندگی همه جانبه، آزادی می توانسته است معنا داشته باشد! درچنین فضائی ، تنها هرج و مرج می تواند معنا داشته باشد و این دقیقأ چیزی بود که وقتی سردار سپه به تهران وارد شد، بر سراسر ایران، حاکم بود!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;آنچه در آن شرائط ایران لازم داشت، دقیقأ و به معنای اخص کلمه، « دیکتاتوری بود »، نه آزادی! در چنان شرائطی، دیکتاتوری نعمتی بود که هیچ چیز نمی توانست جای آنرا بگیرد و اتفاقأ تنها ایرادی که این قلم می تواند به رضاشاه وارد آورد اینستکه دیکتاتوری او کامل نبود، چرا که اگر بود، امروز ما با اراذل و اوباش وطن فروش و تجزیه طلبی روبرو نبودیم که حاضرند بخاطر چند دلار، همۀ هستی و هویت و تاریخ و مردم و سرزمین خود را بفروشند وبه این اعمال زشت خود افتخار هم بکنند!&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;از جملۀ خدمات بنیانی و مفصلی که رضا شاه در پی ریزی ایران نوین انجام داد و در طی مدت کوتاهی، بواقع سیمای ایران را دگرگون کرد، پی ریزی نظام آموزش هماهنگ وهمگانی، بر اساس زبان واحد و مشترک بود. این حرکت، یکی از مهمترین و پایه ای ترین کارهائی بود که هر مدیر دلسوز، واقعی و میهن پرستی در چنان شرائطی، می توانست و باید انجام می داد، چرا که بدون این، تقریبأ همۀ کارهای دیگر، می توانست بی نتیجه و بی حاصل باشد. هرکس که کوچکترین اطلاعی از مسائل جامعه شناسی و مدیریت سیاسی داشته باشد، می داند که رشد و توسعه و پیشرفت و عدالت و آزادی، تنها در سایۀ یک نظام قدرتمند و هماهنگ آموزشی می تواند میسر باشد و لا غیر! بر همین اساس نیز هست که می بینیم تقریبأ در همۀ تحولات بزرگ اجتماعی در سطح جهان، اولین چیزی که به آن توجه شده و بیشترین سرمایه گذاری بر آن صورت پذیرفته، نظام آموزش هماهنگ و همگانی بوده است. از گذر بردن پایه ای ترین آگاهی ها و دانش ها به اعماق جامعه است که می توان ساختمان یک نظام نوین را پی ریزی کرد. بیسوادی مساوی است با عقب ماندگی و انحطاط، و این موضوع را رضا شاه و مشاورانش بخوبی تشخیص داده بودند. امروز عده ای پان ترک فرصت طلب چنین ادعا می کنند که رضا شاه، زبان فارسی را از این رهگذر زبان رسمی کرد و به همۀ جامعه تحمیل کرد!!!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;این دشمنان ایران، نمی خواهند به مردم بگویند که اولأ این مجلس اول مشروطه بود که رسمی بودن زبان فارسی را بعنوان یک اصل قانون اساسی مطرح کرد و نه رضا شاه! در ثانی ،زبان فارسی، حداقل از زمان نگارش اوستا تا امروز، یعنی بیش از سه هزار سال، در وسعتی به مساحت شبه قارۀ هند تا بالکان و از قفقاز تا خلیج فارس، زبان مشترک میلیونها انسان بوده است و تمامی شواهد تاریخی و ادبیات ملل گوناگون بر این ادعا صحه می گذارد.&lt;/span&gt; بخصوص &lt;span style="color:#009900;"&gt;در منطقه ای که امروز « ایران »شناخته می شود، هرگز هیچ زبان دیگری غیر از فارسی ، زبان مشترک و رسمی نبوده است و همۀ میراث فرهنگی ملت بزرگ ایران، با این زبان ، شکل گرفته است.&lt;/span&gt; آنچه رضا شاه انجام داد این بود که این زبان را از عرصۀ گویش مشترک و همگانی مردم ایران، به عرصۀ آموزش سراسری آورد و این کار بزرگی بود که هر میهن دوست دلسوز ایران و آیندۀ آن، قطعأ به آن اقدام می کرد. پان ترکها فراموش می کنند ( البته عمدأ ) که &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;بزرگترین نبرد تاریخی ایرانیان با اعراب تا نزدیک به پانصد سال، اتفاقآ بر سر حفظ همین زبان رسمی و مشترک، یعنی فارسی بوده است&lt;/span&gt; و درست بر همین اساس هم هست که فردوسی بزرگ میگوید؛&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;بسی رنج بردم در این سال سی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;عجم زنده کردم بدین پارسی&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;این بیت شعر حکیم فردوسی بخوبی بیانگر وجود ملتی واحد ( ملت ایران که اعراب به توهین آنها را عجم می خواندند ) با یک زبان بخصوص است که پارسی نام دارد. نه تنها فردوسی بزرگ، که هیچ شاعر و نویسنده و اندیشمند و مورخ و محققی در طی حداقل هزار سال گذشته، هیچ اشاره ای، حتی یک مورد، به وجود زبان مشترک دیگری غیر از فارسی در فلات ایران نکرده است!&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#666600;"&gt;وجود هزاران دیوان شعر و کتب تاریخی و داستانی و علمی و آثار باستانی از اقصی نقاط ایران، از قفقاز و آران و آذربایجان و کردستان تا خوزستان و سیستان و بلوچستان و خراسان و گیلان و مازندران و ... بزبان فارسی، مهر تأ ئید محکمی بر تداوم رسمیت و همگانی و مشترک بودن زبان فارسی در سراسر ایران دارد&lt;/span&gt;. بنا براین، این ادعای احمقانه که رضاشاه، این زبان را رسمیت داد و یا تحمیل کرد، تنها می تواند حس دردناک خود کم بینی مشتی بی فرهنگ و نا آگاه را تسکین بخشد و در چهارچوب یک بررسی تاریخی، هیچ محلی از اِعراب ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما نکتۀ آخر اینکه &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;ملت ایران، کاملأ بر ارزش گنجینه ای که در اختیار دارد، واقف است و در راه بدست آوردن آن هزاران سال تلاش شگفت انگیز کرده است و به راحتی از آن نمی گذرد. این گنجینه، زبان فارسی و فرهنگ منتج از آنست که سازندۀ بزرگترین فرهنگ نوشتاری و ادبی جهان است. زبان و فرهنگی که هزاران اندیشمند و دانشمند و شاعر و عارف و نویسنده، در بوجود آمدن آن رنج برده اند و درخشانترین نمونۀ اندیشه ورزی بشر را در حوزۀ علوم انسانی خلق کرده اند.&lt;/span&gt; اگر عده ای تصور کرده اند که با چند شعار توخالی، این ملت از خیر همۀ هویت و هستی خود می گذرد، سخت در اشتباهند. آنها اگر می خواهند به میدان یک مبارزۀ فرهنگی وارد شوند، در گام اول لازم است رودکی و فردوسی و خیام و حافظ و سعدی و رازی و ابن سینای خود را خلق کنند. با ده ده قورقورد نمی توان به جنگ حتی یک بیت شاهنامه رفت، چه رسد به جنگ عظیم ترین فرهنگ ادبی جهان و زبانی که این فرهنگ بر پایۀ آن شکل گرفته است!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;30 – 1 – 1388 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-4558193856699995911?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/4558193856699995911'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/4558193856699995911'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/04/blog-post_21.html' title=''/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-3233225772155854247</id><published>2009-04-12T01:48:00.003+04:30</published><updated>2009-04-22T04:54:28.594+04:30</updated><title type='text'>وظائف رسانهء ملی در حوزهء زبان مشترک</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;وظائف&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;رسانۀ &lt;/span&gt;ِ &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ملی&lt;/span&gt; در &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;حوزۀ&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;زبان&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مشترک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در تعریف وظائف یک رسانۀ ملی، نکات بسیاری در نظر گرفته شده و برشمرده می شود، که از جملۀ مهمترین آنها مبحث و یا بهتر بگوئیم حوزۀ وظیفه رسانه، در نشر فرهنگ و زبان مشترک، و حراست از اصالت و تداوم آن است. از اینجهت گفتیم « از جملۀ مهمترین » که بی توجهی به این نکته بسیار حیاتی، ضربات جبران ناپذیری بر پیکر وحدت ملی، منافع ملی و بنیانهای فرهنگی یک جامعه وارد می آورد. درواقع عدم دقت در کارکرد حیاتی رسانۀ ملی در این عرصه، راه را در جهت فروپاشی ملی فراهم آورده و یک رکن از ارکان تداوم آموزش نسلها در کسب هویت مشخص را دچار تزلزل کرده و در نهایت نابود می سازد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;گروهی چنین می اندیشند که یک رسانۀ ملی، از جهت فرهنگی و بخصوص زبانی، همچون کشکول یا آش شله قلمکاری است که باید آینۀ انعکاس همۀ خرده فرهنگها، زبانها و گویشها و آداب و سنن اجتماعی محلی و بومی، بدون توجه به خلوص، سلامت، درستی و یا مدنی و امروزی و مطابق با استانداردهای پیشرفت اجتماعی بودن آنها باشد. این جماعت، تصور درستی نسبت به عبارت « رسانه ملی» ندارند و اغلب آن را با نمایشگاه معرفی خرده فرهنگها یا موزهء فرهنگ بومی، اشتباه می گیرند. متأسفانه این تصور از بنیان غلط و اشتباه، در دهۀ اخیر، بر مدیریت رسانۀ ملی حاکم شده و در همین مدت کوتاه، آنچنان ضرباتی به مفاهیمی همچون هویت ملی، هویت مشترک فرهنگی و زبانی، و همچنین منافع دراز مدت ملی، از جهت تربیت فرزندان این آب و خاک زده است که اگر فکری برای آن نشود، در آینده ای نچندان دور، وحدت ملی را بگونه ای جدی مورد تهدید قرار خواهد داد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش از اینکه بخواهیم تعریفی از وظیفه و یا وظائف رسانه ملی در این عرصه ارائه دهیم، لازم است به نکته ای مهم اشاره شود. این نکته آنستکه؛ باید توجه شود که حرکت بنیانی در حفظ و حراست و انتقال فرهنگ ملی و مشترک، جز از طریق حفظ و حراست و انتقال درست و صحیح زبان مشترک، میسر نیست! زبان مشترک و ملی در هر کشوری، آن بنیان و ستونی است که تمامی جلوه های فرهنگی و هویتی بر آن بنا می شود. هر چه این بنیان، از مواد و ترکیبات قدرتمندتری پی ریزی شود، بنای فرهنگ ملی و مشترک از شکوه و استحکام و تداوم بیشتری برخوردار خواهد شد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;رسانۀ ملی یعنی چه؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;رسانۀ ملی یعنی رسانه ای که تلاش می کند نماینده و معرف و اشاعه دهندۀ گزیده ترین نمادهای فرهنگی - زبانی و اجتماعی یک ملت، با توجه به منافع ملی باشد!&lt;/span&gt; نکتۀ اساسی در این تعریف عطف به کاربرد واژۀ « &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ملت &lt;/span&gt;» و نه اقوام و و طوایف است! دقیقاً بر این اساس است که رسانه «ملی » می شود و نه « قومی » و تیره - طایفه ای و کشکولی !!! و دقیقاً بر همین اساس هم هست که وظائف یک رسانۀ ملی را در حوزۀ زبانی و فرهنگی می توان تدقیق کرد و برشمرد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;« ملت » تشکیل شده است از شهروندان برابر حقوق، که &lt;span style="color:#009900;"&gt;بدون توجه به سابقۀ محدودیتهای زیستی، اقلیمی، قومی، زبانی، مذهبی، نژادی و سنن و آداب، &lt;/span&gt;به یک اقلیم مشترک، فرهنگ مشترک و زبان و تاریخ مشترک می اندیشد! &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;و سوابق تاریخی و بین المللی نیز آنرا به رسمیت شناخته است.&lt;/span&gt; هم از اینروست که هنگامیکه صحبت از ملی و ملت می شود، دیگر اجزاء مطرح نیست، بلکه کلیت مطرح است! درست مانند آنکه وقتی می گوئیم « آدم »، منظور یک دست و یک پا و دو چشم و... بصورت مجزا نیست، بلکه منظور مجموعه ای از اجزاء است که معرف یک کلیت است. این کلیت بهیچوجه نافی ارزش اجزاء نیست بلکه بعکس! خواهان حفظ آن در جهت ارائه یک کلیت متکاملتر است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;هرگز شما نمی توانید مجموعه ای از قطعات را در یک جعبه و یا یک کیسه بریزید و روی آن بنویسید؛ ماشین، دوچرخه، چرخ گوشت!! یک پازل در صورتی معرف یک تصویر خواهد بود که بدقت و هدفمند در کنار هم چیده شود. یک فرد، یک قوم، یک طایفه، یک گروه اجتماعی و ... دقیقاً همان یک قطعه از یک پازل بنام ملت است. تنها در صورتی هویت ملی خواهد یافت که در مجموعه ای از وجوه اشتراک با دیگر قطعات قرار گیرد!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;با توجه به آنچه آمد، &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ملت ایران، &lt;span style="color:#009900;"&gt;مجموعۀ اقوام ایرانی نیست&lt;/span&gt;! بلکه &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;مجموعۀ افراد ایرانی است&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;افرادی که در درجه اول متعلق به سرزمینی بنام ایران با مرزهای تاریخی مشخص هستند&lt;/span&gt; که دست کم از زمان انتشار منشور حقوق بشر کورش بزرگ تا تدوین شاهنامه فردوسی و تا امروز، در این مرزها زندگی می کنند، &lt;span style="color:#33cc00;"&gt;دارای زبانی مشترک برای فهم یکدیگر هستند،&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;یک ادبیات و فرهنگ شناخته شدۀ بین المللی را خلق کرده اند&lt;/span&gt; و &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;از مجموعهای از سنن و آداب کم و بیش مشترک پیروی کرده و می کنند&lt;/span&gt;. حال ممکن است این افراد، در گروهبندی های قومی و نژادی و زبانی و در اقلیمهای مشخص نیز زندگی کنند، اما آنچه به آنها هویت و تشخص ملی! می دهد و از آنها یک ملت می سازد، همان &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;شهروندی آنان از گذر وجود تاریخی سرزمینی بنام ایران است&lt;/span&gt;!&lt;br /&gt;بنابر این وظائف تعریف شده برای یک رسانۀ ملی، دقیقاً عطف به این هویت مشترک تاریخی است، نه هویت ملی و بومی و قومی!&lt;br /&gt;اکنون تلاش می نمائیم تا عناوین چنین وظائفی را بر شمریم؛ &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;1 – &lt;span style="color:#009900;"&gt;اولین و مهمترین وظیفۀ یک رسانۀ ملی، انتقال زبان مشترک و ملی ( زبان فارسی ) به مخاطبان، در عالیترین شکل ممکن به جهت دستوری، واژگانی و تلفظ است&lt;/span&gt;. به زبان دیگر، تمامی مجریان چنین رسانه ای موظفند، که بدون توجه به پیشینه ای که از نظر سطح سواد، رشتۀ تحصیلی، وابستگی قومی و زبانی و گویشی و لهجه دارند، وقتی در مقام مجری برنامه های رسانۀ ملی در برابر دوربین قرار می گیرند، مآمور اجرا و انتقال صحیح ترین شکل گفتار و نوشتار زبان فارسی از منظر دستوری، واژگانی و لهجه باشند! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;مجریان برنامه های تلویزیونی و رادیوئی حق ندارند بنابر صلاحدید خویش، جملات را بگونۀ دلخواه ( از منظر دستوری ) بکار گیرند! آنها حق ندارند تلفظی غیر از تلفظ درست واژگان در زبان اصلی ( لهجۀ مادر و اصلی زبان فارسی و در اینجا لهجۀ تهرانی مد نظر است) را ادا نمایند، چرا که لهجهء تهرانی، نزدیکترین شکل گفتار زبان فارسی به زبان نوشتار است. آنها حق ندارند واژگان فارسی را با لهجۀ عربی، ترکی، انگلیسی و یا گویشهای محلی بکار ببرند!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;جدا از اینکه مجریان، مأمور اجرای چه برنامه ای هستند ( سیاسی، ادبی و فرهنگی، ورزشی، تاریخی، ...) حق ندارند با توجیه عادی بودن استفادۀ عامیانه از واژگان و یا تلفظ خاصی، به ترویج غلط و ناصحیح واژگان و بیان جملات بپردازند. آنها، تنها موظفند بعنوان مأمور انتقال صحیح زبان عمل نمایند!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;در اینجا بنظر می رسد توضیحی در رابطه با لهجۀ مادر در زبان فارسی لازم است داده شود؛&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که می دانید در تمامی کشورهای جهان و در بین همۀ ملتها، از منظر بکارگیری زبان مشترک، لهجه و گویش منطقۀ پایتخت، بعنوان گویش و لهجۀ مسلط شناخته می شود. علت هم روشن است؛ نظر به اینکه پایتخت، مکان اصلی در تصمیم گیریها، سیاست گزاریها و نشر و گسترش رسانه ها در اشکال دیداری، نوشتاری و شنیداری است، بنا بر این در همهء کشورها بطور معمول، زبان و گویش بکار گرفته شده در پایتخت از سطح بالاتر، کاملتر و شکل یافته تری برخوردار است. پیشینۀ پایتخت از منظر تعداد باسوادان و مبادلات زبانی و فرهنگی و رسانه ای و ارائِِۀ نزدیکترین گویش به زبان نوشتاری نیز، ادعای فوق را تقویت می کند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;بعنوان نمونه، اگر مثلأ « واژۀ » می دانم را یک مجری تلویزیون بخواهد بکار گیرد، مجاز نیست آن را بصورت مُدُنم ، مِدِنم، می دانُم، می دانیم، ذانم و ... بکار ببرد! او موظف است این واژه را در زبان نوشتار بصورت ( می دانم ) و در زبان گفتار بصورت ( می دُونم) بکار گیرد، که همان بکارگیری این واژه در لهجۀ مادر، یعنی لهجۀ تهرانی است. دقت کنید که در اینجا، مخاطب ما، مجری برنامه های یک رسانهء همگانی است، نه مردم کوچه و بازار که طبیعتأ ممکن است اهل مناطق مختلف باشند و با گویشها و زبانهای متفاوت. آنها مجازند که به هر گونه که خود می خواهند صحبت کنند، اما یک مجری رسانۀ ملی! موظف است که زبان را در عالی ترین و صحیح ترین شکل ممکن بکار گیرد، نه آنگونه که خود می خواهد و یا می تواند!!! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;دومین وظیفۀ یک رسانۀ ملی، گزینش و اشاعۀ مترقی ترین، زیباترین و صحیح ترین و عقلائی ترین سنن ادبی و فرهنگی مربوط به زبان مشترک ( زبان فارسی ) در درجۀ اول است!&lt;/span&gt; یک رسانۀ ملی با یک رسانۀ محلی و بومی تفاوت دارد. یک رسانۀ ملی وظیفه ندارد و یا حداقل برای آن در اولویت نیست که به خرده فرهنگها و گویشها و زبانهای محلی و نشر و گسترش آنها بپردازد . این وظیفه برعهدۀ رسانه های محلی و بومی است، نه رسانۀ ملی!!! بعنوان مثال دیده می شود که رسانۀ ملی ( در حوزۀ ایران و یا شبکه های وابستۀ بین المللی – جام جم ) بطور مداوم به گویشها و زبانهای محلی و پخش موسیقی بومی می پردازد، بگونه ای که از ده آهنگ پخش شده در طی بیست و چهار ساعت برنامه های صدا و سیما، هفت یا هشت ترانه و آواز با گویش و زبان محلی است!! آنگونه که مخاطب بواقع دچار سر در گمی میشود که با چگونه رسانه ای روبروست؟ یک رسانۀ محلی و بومی؟ یک رسانۀ ترک زبان؟ کرد زبان؟ عربی زبان؟ یا کشکولی از همۀ اینها!! بجز آنچه بواقع باید باشد، یعنی رسانه ای که معرف زبان و موسیقی و فرهنگ مشترک ( به زبان فارسی ) است! تو گوئی این دستگاه رسانۀ ملی، مجمع الجزایری است با حاکمان متفاوت و سیاستهای مختلف که هر کدام سیاست خود را پیش می برند... &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;3 – &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;سومین وظیفۀ یک رسانۀ ملی، دفاع از خط مشترک ( خط فارسی در برنامه های دیداری و نوشتاری ) و ترویج این خط در شکل صحیح آن و مطابق با دیدگاههای فرهنگستان زبان و ادب فارسی و اساتید این رشته در دانشکده های ادبیات کشور است.&lt;/span&gt; این واقعاً غیر قابل توجیه است که در یک رسانۀ ملی، دائماً و بشکل بیمار گونه ای، خطوط غیر فارسی و بخصوص ( لاتین ) در معرض دید مخاطب ایرانی قرار گیرد، همانگونه که مخاطب یک رسانۀ ملی به زبان فارسی، طبیعتاً فارس زبانان هستند، بنا بر این خطی هم که باید مورد استفاده قرار گیرد باید خط فارسی باشد! در حالیکه همگان شاهدند که در سیمای ملی ایران؟! ، بطور دائم و گسترده، جملات، واژه ها و خطوط و علائم انگلیسی ( و گاهی زبانهای دیگر ) در معرض دید قرار می گیرند. چیزی که مشابه آن در هیچ رسانه ملی خارجی دیده نمی شود! اینکار ظاهراً با این توجیه صورت می پذیرد که زبان انگلیسی، زبانی بین المللی است و یا ممکن است مخاطبین ما غیر فارس زبان باشند، که این هر دو دلیل، کاملا و صد در صد غلط است، چرا که اولاً بین المللی بودن زبان انگلیسی، ربطی به پخش برنامه برای فارس زبانان و ایرانیان ندارد و مربوط به پخش برنامه به این زبان، در شبکه هائی است که مطلقاً مخاطب انگلیسی زبان را مد نظر دارند. دوماً مخاطب غیر فارس زبان، پای برنامه های شبکه ایرانی نمی نشیند که احیاناً ما بخواهیم در یک رسانۀ ملی رعایت حال او را بکنیم!! این توجیهات صرفاً می تواند نوعی عقده گشائی برای مدیران کم سواد و بیسواد و بی اطلاع نسبت به مدیریت یک رسانۀ ملی باشد!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;در نهایت، آنچه بنظر می رسد که باید به مدیریت رسانه ها گوشزد شود، اینستکه، مجریان برنامه های یک رسانۀ ملی، باید حتماًاز میان، با سواد ترین افراد در حوزۀ زبان و ادبیات فارسی باشند، چرا که آنها باید قادر باشند این زبان را بدون لهجه محلی و با شکل صحیح بکار گیرند و خود را موظف به رعایت قوانین در این حوزه بدانند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;اول فروردین ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت خورشیدی&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://www.maghalatemazdak.blogspot.com/"&gt;http://www.maghalatemazdak.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-3233225772155854247?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3233225772155854247'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3233225772155854247'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/04/blog-post.html' title='وظائف رسانهء ملی در حوزهء زبان مشترک'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-3470549416032864358</id><published>2009-03-15T01:49:00.002+03:30</published><updated>2009-03-15T02:01:41.640+03:30</updated><title type='text'>ما با هر بهار، از نو، زاده می شویم !</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/SbwtvZEtuXI/AAAAAAAAARo/etMBuoj7aG0/s1600-h/180.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5313171952598104434" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 293px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/SbwtvZEtuXI/AAAAAAAAARo/etMBuoj7aG0/s400/180.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#330099;"&gt;ما&lt;/span&gt; با هر &lt;span style="color:#006600;"&gt;بهار&lt;/span&gt;، از نو،&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; زاده&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;می شویم&lt;/span&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;پیام&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt; نوروزی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوروز که می رسد، احساس عجیبی در من به حرکت در می آید... سرم را بالا می گیرم و استوار گام می زنم! احساس می کنم ایرانی ام و چنان لذتی از این احساس می برم که نگو و نپرس! با خود می گویم اگر هزار بار دیگر از نو متولد شوم، آرزو می کنم ایرانی باشم. اگر خاکم، خاک ایران باشم. اگر سبزه ام، سبزهء بردمیده در باغ ایرانی باشم، اگر آبم و آتش، و گر باد، از این سرزمین بجوشم و در این سرزمین بخروشم و هم بدین سرزمین بسوزم و روشنی بخشم. اما چرا؟ چرا این احساس در من، و شاید و قطعآ در بسیاری از هموطنانم، با آغاز بهار، به غلیان در می آید؟ راز این جوش و خروش درونی در چیست؟ و سوال بزرگتر!: چرا هر چه بیشتر می خوانم و بیشتر می دانم و بیشتر تجربه می کنم، این احساس در من فزونی می گیرد و قدرتمندتر می شود؟&lt;br /&gt;آری! به این پرسشها نمی توان پاسخ داد، مگر از گذر شناخت خود نوروز! سنتی که عمیقآ انسانی است و درست بر همین اساس، از گذر قرنها و هزاره ها، همچنان پایدار است و تا زمین می چرخد و خورشید می تابد، جاودانه خواهد بود، حتی اگر انسان بار سفر بربسته باشد وکار زمین، به زمین وا گذاشته باشد!!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;نوروز، هویت خود را بر نوزائی بنانهاده است، بر تولد و رویش و تجدید حیات، بر زندگی و حرکت و پویش و جوشش و شادمانی و از مردم نیز می خواهد چنین باشند و هم از اینروست که آن هویتی که بر نوروز بنا می شود، هویتی نا میراست. هویتی که علیه سکون، مرگ، زشتی و اندوه و ایستائی است و درست بر همین اساس و بنیان است که هویت ایرانی، هویتی جاودانه است و تا زمانیکه ایرانی بر این عهد و پیمان نشسته است، مرگ ناپذیر است! چه دلیلی بالاتر و محکم تر از آنچه بر این سرزمین و این مردمان رفته است، می تواند اثبات مدعای ما باشد؟ آیا جز اینستکه تمامی اندیشه های ناپاک و اهریمنانه، حداقل یکبار بخت خود را در نابودی عظمت و شکوه ایران و ایرانی آزموده اند؟ و آیا جز اینستکه، هم ایشان، بر خاک شده اند و بر باد رفته اند، لیک، آتش عشق هنوز در این سرزمین جاویدان زبانه می کشد و هر بهار، میلیونها انسان را بحرکت در آورده، به مهربانی و تقسیم شادی و زندگی فرا می خواند؟&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;چه ابله بودند اسکندر ها و خالد بن ولیدها و سعدابن ابی وقاص ها و فاتحان قادسیه و سلطان غزنه و چنگیز و هلاکو و تیمور و قزلباشهای صفوی... تا خاقان قاجار، که بناهای پرشکوه را ویران کردند و شهرهای آباد را بسوزاندند و کتابهایمان را به آب دادند و بهترین فرزندانمان را سر بریدند و از جمجمهء ایشان مناره بر پا داشتند تا مگر از این رهگذر، ظلمت و اندوه را حاکم کنند و گرد مرگ بر باغ زندگی بپاشند! غافل از اینکه ایرانی، همان شکوه جاودانی زندگی، از گذر نوزائی است. ایرانی مرگ ناپذیر است چرا که زندگی خود را با حقیقت هستی، پیوند زده است و این حقیقت، همان تجدید حیات  شادی و رویش، از پس هر زمستان، هر چند سخت و تیره و سرد است!...&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;آری! ما با هر بهار، از نو زاده می شویم، دوباره می روئیم و عطر زندگی را در فضای فرحبخش سرزمینمان می پراکنیم! ما ایرانیان، دشمنان ابدی تاریکی و مدافعان همیشگی روشنائی هستیم! ما با نوروز، مرگ را به زانو در آورده ایم. این رمز را پاس خواهیم داشت و به فرزندانمان خواهیم آموخت تا هر بهار، با شکوفه و خورشید، بیارایند سفره های حیات خویش را، و راست قامت، بسرایند ایرانی بودن را، که ایرانی بودن یعنی انسان بودن، درست اندیشیدن، درست گفتن و درست عمل کردن، یعنی به حق حیات احترام گذاشتن، یعنی طرفدار رویش و رشد و حرکت بودن، یعنی مهربان و شاد بودن و با عشق زیستن، ایرانی یعنی آزاده و سربلند، یعنی دشمن خرافه و جهل و تاریکی، ایرانی یعنی مدافع روشنی، زندگی، دوستی، دانش! ایرانی یعنی پاسدار راستی و دشمن دروغ! ایرانی یعنی ستایش زن، احترام به کودک و کهنسال و مراقبت از ضعیف و بیمار، ایرانی یعنی نگهبان طبیعت و زندگی، ایرانی یعنی نفرت از مرگ و جنگ و تحقیر و جنایت و رذالت و زور و استبداد و ... ایرانی یعنی گوش سپردن به بانگ بلند تولد بهار و گفتن فرخنده باد نوروز بر همهء ایرانیان!&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هفت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;  &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-3470549416032864358?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3470549416032864358'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/3470549416032864358'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/03/blog-post.html' title='ما با هر بهار، از نو، زاده می شویم !'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/SbwtvZEtuXI/AAAAAAAAARo/etMBuoj7aG0/s72-c/180.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-4152614261962354804</id><published>2009-01-27T02:03:00.002+03:30</published><updated>2009-01-27T02:15:14.018+03:30</updated><title type='text'>اتحادیهء کشورهای فارس زبان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;اتحادیۀ&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;کشورهای&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;فارس زبان&lt;/span&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#330099;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#330099;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#330099;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فضای جغرا- سیاسی منطقۀ خاورمیانه، بسرعت در جهت منافع بیگانگان، در حال تغییر است. در آینده ای نچندان دور می توان انتظار داشت که اتحادیه هائی بر اساس منافع مشترک نظامی، سیاسی و یا اقتصادی پولی شکل بگیرد که صد البته، منظر پیش روی نشان می دهد، عمدی یا غیر عمد، اینعمل بر اساس ویژگیهای قومی – اقلیمی و یا زبانی و فرهنگی، در حال انجام است. روند وحدت پولی و اقتصادی و نظامی کشورهای غربی حاشیهء خلیج فارس و نزدیکی بیش از پیش ترکیه، جمهوری آران ( آذربایجان قلابی )، قزاقستان و ... موید نظر  فوق است. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کشورهای غربی، از روند فوق،  ( در نواحی غیر پارس زبان و تحت نفوذ استعمار )، به دلایل گوناگون، حمایت بعمل آورده و یا حتی آنرا طرح و توصیه می کنند ( البته با جغرافیائی که مورد نظر آنهاست ). اهداف راهبردی مطرح در چنین حمایتی را می توان در شکل دهی بازارهای بورس و سهام تحت کنترل، کنترل منابع انرژی و قیمت آن، کنترل روندهای سیاسی و تحولات اجتماعی داخلی در گروهبندیهای فوق، کنترل قوای نظامی منطقه از منظر اهداف راهبردی و ایجاد تعادل بین نقاط مطروحه، مهار قدرتهای در حال رشد و مناطق تحت نفوذ ایشان ( چین و هند و روسیه )،... خلاصه نمود.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;موقعیت مناطق و کشورهای فارس زبان!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;امروز دیگر، حتی آنانکه داری کمترین اطلاعات تاریخی هستند، نیک می دانند که از آغاز تشکیل امپراتوری ماد و بخصوص پس از تشکیل امپراطوری شاهنشاهی هخامنشی تا امروز، تمامی قدرتهای جهانی، اگر چشمی به هر جای دنیا داشته اند، چشم دیگرشان، متوجه ایران بوده است! همۀ کسانیکه فکر تسلط بر جهان را در سر پرورانده اند، بخوبی آگاه بوده اند که بدون تسلط بر ایران، این امر امکان نا پذیر است!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt; منطقه ای که دراین نوشته ایران خوانده می شود، جغرافیای گستردۀ متأثر از فرهنگ ایرانی در طی تاریخ چند هزار سالۀ گذشته است. کشفیات معاصر و بخصوص اخیر حوزۀ باستان شناسی نیز موید این نظر است که  تمامی حوزه های تمدنی در جهان، نسبت به حوزۀ تمدنی ایران، از عمرکوتاهتری برخوردارند. امروز دیگر به یقین می توان اذعان داشت، مردمانی که از حدود پنجاه هزار سال قبل ( در حوزه ای که اکنون پاکستان، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، گرجستان، ارمنستان، آران، ترکمنستان، ایران و عراق خوانده میشود )، زندگی می کرده اند، بتدریج و در دوره های مختلف توانسته اند، نوعی از مدنیت را پی ریزی کنند که در تبدیل حیوان – انسانها، به انسانهای متفکر و اجتماعی امروز، نقش اساسی و محوری داشته اند. این روند، بخصوص  در حدود پنج هزار و پانصد سال پیش و با پی ریزی آئین های میترائی و سپس آئین زرتشت ( سه هزار و پانصد سال قبل ) و پس از آن با تشکیل اولین دولت – ملت – کشور جهان، یعنی امپراطوری هخامنشی، شتاب بیشتری گرفته، شاهد شکل گیری مدنیت درمفهوم امروزی آن، در حوزۀ فلات ایران، هستیم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt; از منظر علوم راهبردی در سیاست، جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران، همانند چهارراهی است که بدون گذر از آن، قدرت جهانی شدن بی معناست. درست بر همین اساس نیز هست که تمامی تاریخ ایران، بخصوص پس از تشکیل اولین حکومت ملی ( حکومت هخامنشی )، تاریخ  نزاعهای گسترده و مداوم بر سر تسلط بر این چهار راه است! تقریبأ تمامی قدرتهای تاریخی، حداقل برای یکبار، بخت خود را در زمینۀ فوق آزموده اند، اما هرگز موفقیت قطعی و جامع کسب نکرده اند، جز اینکه حاصل کوشش و تلاش میلیونها انسان متمدن و فهیم ایرانی را در این منطقه جغرافیائی به آتش کشیده  و نابود ساخته اند و این مردمان را مجبور ساخته اند تا همه چیز را مجددأ از صفر بیاغازند و بنیان گذارند! و نوکرانشان هم با وقاحت مقاله و کتاب بنویسند که: « نگاه کنید! در اینجا چیزی جز خرابه وجود ندارد...!! ».&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که همگان اطلاع دارند در تهاجم اعراب و همچنین در تهاجم ترکها و سپس مغولها و در طی روندی که مجموعا چیزی در حدود هزار  و دویست سال را در بر می گیرد. بیشتر نشانه های مدنی بازمانده از تمدنهای گذشتۀ ایرانی، از جمله بناهای تاریخی، پلها و سدها، زیر ساختهای شهری، نظامهای ارتباطی در سطح کشور، کتابخانه ها و آثار ادبی و علمی و جمع کثیری از نخبگان، آثار هنری در حوزه های مختلف( موسیقی، نقاشی، خط، مجسمه سازی، معماری، ... ) و ... ویران شده، به آتش کشیده شده و یا غارت شده و از بین رفت. تمامی آنچه امروز باقی مانده است نتیجه و ماحصل مقاومت فرهنگی ایرانیان است، نه دستاورد حاکمان کوچ نشین و قبیله گرا و غیر متمدن عرب و ترک و مغول مهاجم به ایران!!!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt; عده ای به غلط، این تصویر را رواج داده اند که فلان هنر و یا فلان اثر تاریخی مربوط به عصر حاکمیت مثلأ اعراب یا خاندان ترک و یا فلان امیر و یا شاه مغول است، در حالیکه این آثار گرانبها محصول فکر و اندیشه و هنر  دست هنروران ایرانی است، نه آن حاکمانی که همۀ هنرشان در سر بریدن و از کله، مناره بر پاداشتن و ایجاد رعب و وحشت خلاصه  می شده است، چه اگر غیر از این بود، این مهاجمان وحشی، پیش از ایران و بیش از ایران، اینگونه آثار هنری و تاریخی را در سرزمین های خود بر پا می داشتند!! همین امروز هم اگر نشانی از مدنیت تاریخی در مناطق ترک نشین و مغول نشین و عرب مشاهده می شود، بخوبی می توان ردپای صنعتگر و هنرمند شیرازی و کاشانی و اصفهانی و خراسانی و... را در آن دید!! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;اینچنین است که امروز اگر به زحمت و بسختی می توان کتب و نوشته ها و آثار و ابنیه هنری و تاریخی تمدنهای بزرگ ایرانی را یافت، دقیقأ معلول ویرانی و جنایات و غارتگریهای گسترده در طی قرون متمادی است، نه نبود ِ چنین آثاری!! آثار بجا مانده از ادوار گوناگون در گوشه و کنار کشور و موزه های ایران و جهان، بخوبی مؤید  این نظر است! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بر اساس گفته ها ی فوق، سخن گفتن از هنر اسلامی یا هنر و ترقی عصر اسلامی و ایلخانی و مغول و صفوی، بیشتر به یک لطیفه می ماند تا واقعیتی که ذره ای از حقیقت در آن نهفته باشد،آنچه گنبدها ی حیرت انگیز ( سلطانیه )... و مساجد میدان نقش جهان را بوجود آورده، اندیشه و هنر صنعتگر اصفهانی و کاشانی و قزوینی است، نه اندیشه و هنر نوادگان ولید و وقاص... و هلاکو و چنگیز و تیمور لنگ؟! یا  ترکان سر بر و آدمخوار قزلباش صفوی.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt; همچنین سخن از عدم مدنیت و عظمت فرهنگی – سیاسی ایرانیان در پیش از هجوم اعراب نیز، با وجود آثار مربوط به آن دوره ها درشهرها و  موزه های ایران  و جهان و وجود هزاران کتیبه و سنگ نبشته و سکه و ظروف و آلات شکار و جنگ و ... اعتراف صدها مورخ و نویسنده و اندیشمند از شرق و غرب عالم و در دوره های مختلف تاریخی، ادعای مسخره ای است که تنها مغزهای معیوب خود باخته مزدور بیگانه و تخم و ترکهء عرب و ترک و مغول می توانند مدعی آن باشند.&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;و اما از دل حوزۀ فرهنگی ایران قدیم، در طی زمان، مناطقی از منظر سیاسی بر آمده اند که اکنون اگر مرزهای مستقیم و غیرمستقیم ایشان، با ایران امروزی، از میان برداشته شود، بی هیچ مشکلی قادرند در کنار دیگر هموطنان فرهنگی خود زندگی کنند. این مناطق عبارتند از افغانستان، تاجیکستان،آبخیزستان ( آبخازیا )، ازبکستان ( سمرقند و بخارا ) و... ترکمنستان و ارمنستان! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;اگرچه در برخی مناطق، همچون ترکمنستان و ارمنستان و ... مردمانی با زبانها و ادیان دیگر زندگی می کنند، اما این حقیقتی است که پیوند های تاریخی و فرهنگی عمیقی بین این مردمان با فارس زبانان حوزۀ ایران و افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان وجود دارد و تاثیر این پیوندها را بخوبی  در مناطقی از ایران که در حا ل حاضر، ترک و ارمنی و فارس زبان و سنی و شیعه و مسیحی و یهودی، در کنار هم زندگی می کنند، و در آذربایجان غربی و شرقی و استان تهران و اصفهان می توان مشاهده نمود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt; زبان فارسی و آئین زرتشت و زندگی در فلات ایران، در طی هزاره ها توانسته است مجموعه ای  از ویژگیهای فرهنگی مشترک و سنن و آداب و اعتقادات را در بین این مردم متفاوت بوجود آورد که از آن، یک حس مشترک، متولد شود. آن حس مشترک، حس تعلق داشتن به یک خانوادۀ فرهنگی و تاریخی، در حوزه ای است که در طی هزاره ها، ایران خوانده شده، اگرچه اکنون، بخشهائی از این گستره، بنامهای دیگر خوانده میشود. درست مانند برادرانی که نامهای کوچک گوناگون دارند، اما نام خانوادگی همۀ آنها یکی است! در حال حاضر، اعضای این خانواده، دچار چند دستگی هستند و هر کدام از بیماریهای مختلف رنج می برند. مشکلاتی که صد البته، استعمار، نقش تعیین کننده ای در بوجود آوردن و تداوم آنها داشته است. مشکلاتی که دقیقأ راه رهائی از آن، عنوان همین نوشتار است: « همگرائی! ». همگرائی در بین مردمانی که از هر منظر بنگریم، وحدت، بسود آنها و بضرر بیگانگان  و استعمارگران است! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;زمینه های عملی در جهت همگرائی!&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;امروزه، هنگامیکه صحبت از اتحادیه می کنیم، دقیقأ منظورمان روندی است که در طی آن ( که می تواند مدت زمان درازی را در بر گیرد ) با تکیه بر نقاط مشترک، جوامع متفاوت از منظر نوع حکومت و توان اقتصادی – سیاسی و نظامی، بدان سمت حرکت می کنند که موانع  موجود بر سر همگرائی هر چه بیشتر، از میان برداشته شده و در نهایت به یک وحدت سازمانی با ساختارهای متشابه سیاسی – اقتصادی و فرهنگی منجر شود.&lt;br /&gt; به همان میزان که در یک طرح اهریمنی و  استعماری، تلاش می شود بر تمایزات، انگشت گذاشته شده، نقاط اختلاف برجسته شده و بذر کینه و دشمنی پاشیده شود ( تلاشهای تلویزیون  بی بی سی به زبان فارسی )، در طرح تشکیل « اتحادیه» تلاش می شود تا نقاط مشترک برجسته شده، زمینه های همکاری و همگرائی در زندگی عملی ، گسترش یافته، مردمان را  بدور از دسته بندیها و تفاوتهای اقلیمی، قومی و نژادی، زبانی و مذهبی ، بدان سمت سوق دهیم که خود را شهر وندان برابر حقوق و آزاد، بدون اسارت در مرزهای محدود و خود ساخته، حس کنند! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt; و اما آیا واقعأ زمینه های عینی در جهت حرکت بسوی اتحادیه  کشورهای پارس زبان وجود دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; از نگاه این قلم، این زمینه ها، کاملا آماده و فراهم است! شاید بیش از  هر جای دیگر جهان!!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt; دلیل من برای چنین ادعایی، وجود فی نفسۀ چنین اتحادی، از منظر حداقل، ده هزار سال تاریخ مشترک، فرهنگ و آداب و سنن و آئین و رسوم مشترک، زبان مشترک و حس وابستگی در بین مردمان این منطقۀ بزرگ ( ایران فرهنگی ) است. امروز، شما، ردپای یگانگی را از لاهور و پیشاور تا آناتولی، بخوبی در همۀ زمینه ها می توانید ببینید! حوزۀ نفوذ فرهنگ ایرانی، با همۀ تفاوتهایش، آنچنان عمیق و گسترده است که بسختی می توان مشابه آنرا در دیگر نقاط  جهان دید! « این » فرصتی گرانبها بدست می دهد که بر بستر آن می توان، زمینه های تشکیل اتحادیه کشورهای پارس زبان را فراهم و غیر فارس زبانهای حوزۀ پیرامونی متأثر از فرهنگ ایرانی را نیز، بعنوان عضو ناظر، بدان فراخواند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;نقطه آغاز روند تشکیل اتحادیه:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;در رابطه با نقطۀ آغاز روند تشکیل اتحادیه کشورهای فارس زبان، پیش از هر چیز باید توجه داشت که منظور از تشکیل اتحادیه، حل شدن این کشورها در یکدیگر و از دست دادن استقلال در حوزه های اساسی شکل حکومت، نوع نظام قدرت، اصالت و یا هویت بومی و آئینی و مذهبی نیست! بنابر این، این کشورها می توانند ضمن حفظ و یا تغییر ساختار خود در حوزه های مختلف داخلی، برروی زمینه های همگرائی در حوزه های فرهنگی و اقتصادی و تبادلات اجتماعی کار کنند و به وحدت عمل برسند. بعنوان مثال؛ برداشتن تعرفه های گمرکی، طراحی نظام مالیاتی مشابه، نظام مشترک بانکی و پولی ( پول واحد )، سرمایه گذاریهای مشترک، تحقیقات مشترک علمی، برنامه ریزیهای مشترک فرهنگی، نظام آموزش مشترک تا سطح دانشگاه، سهولت رفت و آمد اتباع بدون نیاز به اخذ روادید، بازار نیروی کار مشترک و قوانین مشابه، همکاریهای امنیتی در حوزۀ تخلفات جنائی و جنحه ای و مبارزه با جرائمی همچون قاچاق انسان، مواد مخدر، فحشاء و...، نظام واحد جهانگردی، تشکیل شورای واحد سیاست خارجی اتحادیه، تشکیل مجلس مشترک اتحادیه ( بجهت تدوین قوانین در سطح اتحادیه)، برقراری پیمان مشترک دفاعی، و بسیاری زمینه های دیگر  که سابق بر این در اتحادیه های مختلف در سطح جهان، تجربه شده و سودمندی آنهابه اثبات رسیده است! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;br /&gt;موانع موجود!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;موانع موجود بر سر راه تشکیل اتحادیه، در حوزه های مختلف سیاسی و اقتصادی مطرح هستند. بعنوان مثال می توان از دخالتهای بیگانگان در این حوزه جغرا- سیاسی و همچنین نوع نظامهای سیاسی موجود، که وجوه اختلاف زیاد با یکدیگر دارند، همچنین می توان از بحرانهای گسترده ای مانند مسئله مواد مخدر در افغانستان و حضور ناتو در این حوزه جغرافیائی نام برد، اما هیچکدام از این موانع نباید آنچنان جدی تلقی شوند که از پیشبرد یک راهبرد بس حیاتی برای آیندۀ کشورهای فارس زبان جلوگیری کنند، ضمن اینکه باید توجه داشت که خود این روند، یعنی  پیشبرد امر وحدت در حوزه های مختلف، به حل نهائی معضلات بر شمرده شده، کمک شایانی خواهد کرد و قطعأ منافع دراز مدت مردم منطقه را در بر خواهد داشت!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمستان هزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;    &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-4152614261962354804?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/4152614261962354804'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/4152614261962354804'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2009/01/blog-post.html' title='اتحادیهء کشورهای فارس زبان'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-1053656146153121546</id><published>2008-11-29T01:59:00.008+03:30</published><updated>2008-11-29T02:32:30.088+03:30</updated><title type='text'>اعراب؟ اسرائیل؟ یا هیچکدام؟!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#330000;"&gt;اعراب&lt;/span&gt;؟ &lt;span style="color:#000099;"&gt;اسرائیل&lt;/span&gt;؟&lt;span style="color:#ff6600;"&gt; یا&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;هیچکدام&lt;/span&gt;!!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;فرهاد &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; - &lt;span style="color:#3366ff;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;سه دهه از زمانیکه منافع ملی ایران، تحت الشعاع شعارهای ضد اسرائیلی و ضد صهیونیستی قرار گرفته است، می گذرد. در اینمدت، ملت ایران، هزینهء گزافی، ازجهات مختلف، بابت اتخاذ این راهبرد تعریف نشده! پرداخته است. اساسأ در طی اینمدت طولانی، هیچکدام از مسئولین جمهوری اسلامی، بوضوح برای ملت ایران توضیح نداده اند که بر پایه کدام عوامل تعیین کننده اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حتی سنتی و تاریخی؟!، ما باید در جبهۀ تقابل با اسرائیل قرار گیریم؟ و یا اینکه؛ &lt;span style="color:#009900;"&gt;آیا در جهان امروز، محور تعیین راهبرد برای سیاست خارجی یک کشور و رابطه با دیگر کشورها، دیدگاههای عقیدتی و نظری و فلسفی است، یا منافع ملی و استراتژیک سیاسی، اقتصادی و فرهنگی؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;گیریم که اسرائیل و رژیم حاکم بر آن، ظالم است و به مردم خود و همسایگان خود تعرض می کند. آیا تنها اسرائیل است که در جهان اینگونه عمل می کند؟ آیا تنها مردم فلسطین هستند که به آنها ظلم می شود؟… و اساسا چه کسی این رسالت را برای ما تعیین کرده که خود را قیم و مدافع یک ملت بخصوص! در جهان، بدانیم، در حالیکه خود آن ملت، دلش به حال خودش نمی سوزد!!! ودائم در حال چانه زنی و معامله با طرف مقابل است! و در عمل هم نشان داده، آنجا که قرار است، انتخاب، بین وحدت اسلامی یا وحدت عربی؟! باشد، کوچکترین تردیدی در انتخاب وحدت عربی به خود راه نمی دهد!! و با پسر عموهای اماراتی خود در اتحادیهء عرب، بر سر ارائهء&lt;/span&gt; بیانیه مشترک مبنی بر ادعای ارضی بر جزائر سه گانهء ایرانی تنب کوچک و تنب بزرگ و ابو موسی، به توافق کامل می رسد!&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;دشمنی غیر منطقی با اسرائیل، کار را به جائی رسانده است که در یک دنیای مالیخولیائی عجیب و غریب، عده ای احمق حتی میدان یافته اند که اساس هویت تاریخی و ملی ایرانیان را نیز زیر سوال ببرند، چرا که چند اندیشمند و محقق مستشرق که در تاریخ ایران تحقیق کرده اند، احتمالأ پدر و مادر یهودی داشته اند!!!!!&lt;br /&gt;این خائنین بی شرف و وطن فروش، راست راست در خیابانهای تهران و تبریز و… قدم می زنند و کتاب و فیلم منتشر و پخش می کنند و جلسه علنی در دانشگاهها برگزاری می کنند و نتیجه توهمات ایشان در شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی به نمایش درمی آید، در حالیکه به دشمنی آشکار با ملت ایران، هویت آن، تاریخ آن، فرهنگ آن و همه عظمت جهان اندیشه آن، مشغولند. این جماعت، ( پور پیرار و پیروان وی، پان ترکها و پان عربها و… ) اینهمه فضاحت را در شرائطی مرتکب می شوند که یک دانشجو و یک فعال سیاسی و یا یک نویسنده میهن دوست، از کوچکترین امکانی برای ابراز عقیده برخوردار نیست و همه راههای تنفس وی بسته است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;ممکن است از خود بپرسید، چگونه چنین چیزی ممکن است؟! اما ممکن است، چرا که: دشمنان ایران و ایرانی و منافع ملی ایران در داخل کشور، محور و اساس حرکت و دشمنی تاریخی خود را، همان راهبرد تعریف نشده حاکمیت، یعنی دشمنی با اسرائیل قرار داده اند! و&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;این دشمنی، سپری شده است، تا دشمنان تاریخی ملت ایران، خود را در پشت آن پنهان کرده، و به راحتی، همچون موریانه به جویدن ریشهء این درخت کهنسال مشغول شوند!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;سخن ما با حاکمیت، بسیار ساده است: &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;اعراب و اسرائیل را به حال خود بگذارید! بگذارید آنقدر به سر و کلهء هم بزنند تا خسته شوند! &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;به ملت ایران چه ربطی دارد که فلان عرب در دو هزار کیلومتر آنطرفتر با یک صهیونیست متعصب مثل خودش ( که اتفاقأ پسرعموهای نژادی و تاریخی هم هستند ) چه رابطه ای دارد و چه می کند و چه می خواهد؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;آیا غیر از اینستکه اعراب در طی هزار و چهار صد سال گذشته، تا توانسته اند و از هر طریق با ملت ایران دشمنی ورزیده اند و به جان و مال و خاک مردم تجاوز کرده اند؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;مردم اسرائیل که جای خود دارد، حتی رژیم صهیونیستی نیز در طی شصت سال که از تاسیس آن می گذرد، حتی یک مورد اقدام علیه ملت ایران، در کارنامه اش ثبت نشده است! این دشمنی بی جهت و غیر عقلانی، چه پایه و اساس نظری و تئوریکی دارد؟ اینرا باید صادقانه و آشکارا، مسئولین جمهوری اسلامی برای مردم توضیح دهند!:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;ما چرا باید تاوان دشمنی و اختلاف دیگران را بدهیم؟ برای ما در این دعوا، چه منافعی از منظر منافع ملی و راهبردی، متصور است؟&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;ما فکر می کنیم &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;راه سومی هم در مبحث رابطه منافع ملی ایران با مجادله اعراب و اسرائیل وجود دارد و آن « بی طرفی » است !&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;جمهوری اسلامی موظف است با توجه به منافع ملی ایران عمل کند و این منافع، آشکارا نشاندهندهء این جهت است که: ایران باید در موضع بی طرفی قرار گیرد و مصالح تاریخی ملت ایران را، تحت الشعاع آرزوها و آمال غیر عینی و بی ربط به زندگی واقعی مردم، قرار ندهد.&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;و اما عواقب تغییر سیاست خارجی ایران، بر اساس بی طرفی، چه خواهد بود؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;اگر بطور خلاصه بخواهیم به این دستاوردها اشاره کنیم، می توانیم بگوئیم که:&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;الف: اسرائیل و آمریکا از رویارویی با ایران، بر سر مسئله هسته ای، دست بر خواهند داشت! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;ب: محاصرۀ سیاسی و مهمتر از آن، اقتصادی ایران، پایان خواهد یافت و ایران در حوزه های مختلف، قادر خواهد بود گامهای بلند بسوی پیشرفت و غلبه بر مشکلات بردارد. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;پ: خطر تجزیه طلبان و قومگرایان ( که اینک با حمایت غرب و اسرائیل، به موضوعی نگران کننده تبدیل شده اند )، تا حد زیادی از بین خواهد رفت.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;ت: ایران قادر خواهد بود، بدون دخالت بیگانگان، بر مشکلات داخلی غلبه کرده، به حد یک رابطه متعارف با جهان خارج دست یابد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;ث: ایران قادر خواهد بود از موضع قدرت با همسایگان زیاده طلب و متجاوز خود روبرو شود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;ج : موضع ایران بر سر مناقشه حقوقی سهم از دریای مازندران تقویت خواهد شد . &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;در کنار آنچه شمرده شد، می توان به دهها مورد کوچکتر نیز اشاره کرد، اما هر کدام از موارد فوق، به تنهائی دستاورد بزرگی برای ملت ایران و نسلهای آینده خواهد بود. از منظر نگاه ِ راهبردی، بی اعتنائی حاکمیت به موارد فوق، ضمن اینکه ایران را به جهت تامین، حفظ و گسترش منافع ملی، دچار خسران بزرگی خواهد کرد، همچنین قادر خواهد بود آینده ایران را، از همه جهت با خطرات جدی روبرو کند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;نکته ظریفی که در مبحث فوق وجود دارد اینستکه حاکمیت بتواند درک کند که &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;ایران&lt;/span&gt; از منظر تاریخی و هویتی، به جبهه ای که اکنون در آن قرار گرفته ( جبهه اعراب و متحدین ترک آن ) تعلق ندارد. هرگونه پافشاری بر اینهمانی منافع ایران با منافع و مصالح اعراب و ترکها! به معنی دور شدن از منافع ملی ایران است!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت خیامی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-1053656146153121546?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/1053656146153121546'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/1053656146153121546'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='اعراب؟ اسرائیل؟ یا هیچکدام؟!'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-2711683111865142022</id><published>2008-10-11T00:15:00.002+03:30</published><updated>2008-10-11T00:28:58.287+03:30</updated><title type='text'>... و باز هم هشدار!</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/SO-_QSPQBdI/AAAAAAAAANI/utO8T-bTPQ8/s1600-h/347whua.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5255629576659273170" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/SO-_QSPQBdI/AAAAAAAAANI/utO8T-bTPQ8/s400/347whua.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;... و بازهم &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;هشدار&lt;/span&gt;!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; – &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سیاست مبارزهء نرم و تدریجی با زبان پارسی ( بعنوان بن مایهء فرهنگ ملتهای منطقه ) سیاست کثیف و پلید استعماری است که از طریق افراد مزدور و یا ناآگاه، به پیش برده می شود!...&lt;br /&gt; این رسالتی بزرگ برای تک تک فارس زبانان است که با احساس مسئولیت و هوشیاری، توطئه های استعمار را با پاسداشت میراث گرانقدر خود، که در زبان پارسی متجلی است، خنثی کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt; در حال حاضر، &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;زبان انگلیسی، مهمترین ابزار استعمار در فروپاشی زبانی و فرهنگی فارس زبانان است!!! &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;با تحریم واژگان انگلیسی، این ابزار خانمانسوز را، از دست استعمار خارج کنیم!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;هم میهنان!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;هنگامی که به فارسی سخن می گوئید و یا می نویسید، تا می توانید از بکارگیری واژگان انگلیسی و یا لاتین خودداری کنید!&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;بکارگیری اینگونه واژگان و خط و اعداد و علائم و نشانه های آن، نشانهء سواد و شخصیت نیست، بلکه &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;نشانگر بیسوادی و خودباختگی و بلاهت و فرومایگی و نداشتن عزت نفس است&lt;/span&gt;!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;دانستن زبانهای گوناگون، البته که بسیار نیکو و لازم است، اما درآمیختن مرزهای زبانی، نه تنها پسندیده نیست، که هموار کنندهء سقوط فرهنگی است!&lt;br /&gt;آنچه به شما هویت می دهد، قدرت درست اندیشیدن و درست بیان کردن و درست عمل کردن است، نه تقلید فکری که دیگران داشته اند و آنچه دیگران گفته اند و یا دیگران عمل کرده اند!...&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;همه می دانند که عالی ترین شکل برای بیان انسان، احساسات، افکار، تصورات و رویاها و پیچیدگی های او، زبان و قالب شعر و نثر ادبی است و کیست نداند که زبان فارسی، سرآمد همهء زبانها در بیان پیچیده ترین گونه های احساس و اندیشه و فکر بوده و هست!&lt;br /&gt;زبان فارسی با انبانی از صدها هزار واژهء موجود و قدرت خلق صدها هزار واژه و عبارت و اصطلاح نو، قادر است به تمامی نیازهای امروزین در عرصهء تفکر و دانش، پاسخ گوید!...&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt; کم کاری و عدم احساس مسئولیت خویش را به گردن زبان سترگ پارسی نیاندازیم و از میراث گرانقدر خود پاسداری کنیم. تنها در اینصورت است که دیگران نیز، ما را چنانکه هستیم، خواهند دید!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;مهر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت خیامی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;   &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-2711683111865142022?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2711683111865142022'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/2711683111865142022'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2008/10/blog-post.html' title='... و باز هم هشدار!'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/SO-_QSPQBdI/AAAAAAAAANI/utO8T-bTPQ8/s72-c/347whua.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-42754990726763194</id><published>2008-08-25T02:23:00.003+04:30</published><updated>2008-08-25T02:43:59.650+04:30</updated><title type='text'>هشدار!!!</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/SLHaFUB6CkI/AAAAAAAAAMw/DahNZwUO9RE/s1600-h/100104.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5238207626419505730" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/SLHaFUB6CkI/AAAAAAAAAMw/DahNZwUO9RE/s400/100104.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;هشدار&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;!!!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:+0;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;(( &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;تهاجم&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#999999;"&gt;خاموش &lt;/span&gt;استعمار ))&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگر شما شناسنامه ای نداشته باشید، لاجرم برای شما شناسنامه ای صادر خواهد شد. لیک اگر سندی در اختیار داشته باشید که هویت شما را مشخص و پیشینه تان را روشن نماید، در آنصورت هر گونه تلاشی در جهت الصاق هویتی غیر واقعی، بیهوده و آب در هاون کوبیدن خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در رابطه با ملت ایران، این شناسنامه، همان فرهنگ آن است که میراث مادی و معنوی ِ باقیمانده و در حال حاضر موجود، بخش اساسی و ستون فقرات آن می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt; چندی پیش با خواندن خبر نابودی بخش اعظم کتیبه ای که در بوشهر پیدا شده بود و سندی بر مالکیت تاریخی خلیج فارس محسوب می شد، و، همچنین نابودی سنگ نبشته های پایه ستونهای کاخ آپادانا، به این فکر افتادم که بین این حوادث با ساختن سد سیوند و غارت میراث فرهنگی و خارج کردن آن از کشور و قلب چهره های تاریخی در مجموعه های تلویزیونی، و &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;تحریف آزادانه؟! و ابلهانه و وقیحانه تاریخ ایران توسط مردک بیسواد و مزدور وطن فروشی بنام پور پیرار (( ناصر بناکننده ))&lt;/span&gt;، و پادو های استعمار ( پان ترک و پان عرب ) و ساختن فیلم سیصد ( 300 ) در هالیوود و سخنان چند سال قبل ریچارد آرمیتاژ ( معاون اسبق وزارت امور خارجه آمریکا ) بر علیه ایرانیان و خشایار شاه و دفاع جانانه آنجناب از ترک زبانهای ساکن ایران؟! و تقاضای تبدیل ایران به بیست و یک کشور مستقل؟!!!!! و نوشته شدن مقاله در اشپیگل بر علیه کورش کبیر!!!، بواقع چه رابطه ای می تواند باشد؟&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt; براستی چه اتفاقی رخ داده است که بیکباره و بگونه ای هماهنگ، باصطلاح روشنفکر تبریزی سابقأ چپ و در حال حاضر نژادپرست ِ پان ترک، با ریچارد آرمیتاژ و آقای ضرغامی ( رئیس سیمای جمهوری اسلامی )، هم موضع می شوند و هر سه، تیشه برداشته و به ریشهء ملت ایران می زنند؟! ( 1 )&lt;br /&gt; آیا این رخداد، براستی اتفاقی است؟&lt;br /&gt; آیا مردم ایران، روشنفکران، نویسندگان و اندیشمندان، میهن دوستان و فعالین سیاسی ملی - میهنی  و همۀ کسانیکه هنوز هویت ایرانی خود را کتمان نکرده اند، نباید با خود  بیاندیشند که چه سیاست و چه دستهائی در کار است که توانسته است بین دستگاه سیاست خارجۀ انگلیس و آمریکا، با برنامه ریزان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، و قومگرایان و پان ترکها و پان عربهای وطن فروش، هماهنگی و هماوائی ایجاد کند؟!&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#006600;"&gt;آیا غیر از اینستکه سیمای جمهوری اسلامی در تبریز و تهران، اکنون به اشغال پان ترکها در آمده و نعل به نعل سیاستهای استعمار انگلیس را در جهت فروپاشی فرهنگی ملت ایران به اجرا در می آورد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسئولین فعلی کشور باید به این سوال پاسخ دهند که این افراد چه کسانی هستند که از یکسو به انتشار آزادانه آثار و نوشته ها و کتب ضد ایرانی مشغولند و در دانشگاههای کشور و در روز روشن و در زیر سایهء مأمورین وزارت اطلاعات به سخن پراکنی علیه ملت ایران و تاریخ و هویت او می پردازند و از دیگر سو عواملشان در گوشه و کنار کشور به تخریب و نابودی فیزیکی آثار و اسناد و ابنیهء تاریخی پیش از اسلام اقدام می کنند؟&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;آیا مخالفت ظاهری! و یا حتی واقعی با صهیونیسم، می تواند مجوزی برای تهاجم به اساس هویت ملی ملت ایران و تاریخ و فرهنگ و هنر و اندیشهء درخشان او باشد؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;چه کسی این مجوز را برای شما صادر کرده است که بر اساس حقانیت ظاهری تفکر خود!!، تیشه برداشته و به ریشه یک ملت کهنسال بزنید که هزاران سال پیش از پیدایش عقاید شما، دارای عقیده، فرهنگ، تمدن و هویت مستقل و غیر وارداتی! بوده است؟&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; نگارنده با وجدانی آزاد و در کمال صداقت و صراحت به تمامی ملت ایران و تک تک ایرانیان در ایران و در همۀ جهان هشدار می دهد؛ &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;ایران، هرگز در تاریخ خود، مانند امروز در خطر نبوده است!&lt;/span&gt; دشمنان تاریخی  این ملت ( بخصوص استعمار حقیر انگلیس ) اینبار، اس و اساس و بنیان تاریخی و هویتی ما را نشانه رفته اند. تهاجم همه جانبه، از آسیب رساندن به آثار و ابنیه تاریخی و مخدوش کردن و نابود کردن و به سرقت بردن آنها گرفته، تا تحریف تاریخ و شخصیت دزدی و تهاجم نرم افزاری به زبان فارسی و ساختن فیلم و موسیقی و ... امثالهم، هماهنگ با ایجاد نفرت ملی و قومی و مذهبی، آن سیاست کثیفی است که بصورتی پیگیر در طی بخصوص دهسال گذشته، ادامه یافته  و متأسفانه بخش اعظم روشنفکران و نویسندگان ایرانی را نیز به دام انداخته است.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;بیدار شوید!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;دشمنان ایران، کودکان و نوجوانان و نسل آینده را نشانه رفته اند. آموزش  و پرورش ایران، اکنون مورد تهاجم  خاموش و نرم نوکران استعمار است!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; کتابهای درسی از آثار و نوشته های ملی و میهنی و تاریخی، تهی گشته است!! تحریف و قلب تاریخ، جای حقیقت را گرفته است. آموزش و پرورش، تهی از احساسات و علایق ملی گشته است. &lt;span style="color:#000099;"&gt;به احساسات محلی و منطقه ای و قومی، آگاهانه!، دامن زده می شود تا نسلهای آینده ایرانی را در برابر هم قرار دهد!...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt; رادیو - تلویزیونهای محلی با گویشهای منطقه ای تقویت شده و همراه با مطبوعات محلی، در حال تضعیف بیش از پیش وحدت ملی، احساسات ملی و ایران دوستی، و همچنین آن ریسمان محکمی ( زبان فارسی ) است که برای هزاره ها، ملت ایران را در برابر تهاجمات گوناگون حفظ کرده است.&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;تهاجم خاموش دشمن را جدی بگیرید&lt;/span&gt; و با تمام توان، در هر عرصه ای که می توانید به میدان آمده، نوکران آشکار و پنهان استعمار و سیاستهای آنها را افشاء کنید!!!&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;(( 1 )) :&lt;br /&gt;منظور؛ هسته هائی تشکیلاتی است که عمدتأ در آذربایجان و تهران و در محافل روشنفکری و مطبوعاتی و ادارات دولتی ( بخصوص صدا و سیما و آموزش و پرورش )، تحت عنوان هویت طلب!؟، به فعالیت نرم افزاری! گسترده مشغولند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;                            مرداد 1378&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-42754990726763194?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/42754990726763194'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/42754990726763194'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2008/08/blog-post.html' title='هشدار!!!'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_LT9KpUatZq8/SLHaFUB6CkI/AAAAAAAAAMw/DahNZwUO9RE/s72-c/100104.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-138163908846853958</id><published>2008-05-22T01:32:00.002+04:30</published><updated>2008-05-22T01:59:09.773+04:30</updated><title type='text'>منافع ملی یا مصالح عقیدتی؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;منافع&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ملی&lt;/span&gt; یا &lt;span style="color:#003300;"&gt;مصالح &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;عقیدتی&lt;/span&gt;؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#339999;"&gt;فرهاد &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; - &lt;span style="color:#cc33cc;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;همانگونه که در مقالات پیشین، بخصوص در مقالهء « منافع ملی یعنی چه؟ » توضیح داده ام، &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;اساس تنظیم رابطهء کشورها و تنظیم سیاست خارجی هر کشور، منافع ملی کشور و ملت مفروض است.&lt;/span&gt; بدون اینکه بخواهم وارد جزئیات شوم، باید بگویم، در مواردی، چه در رابطه با ایران و چه کشورهای دیگر ( همچون بلوک شرق در طی دوران جنگ سرد ) این اصل، بطور موقت نقض شده است، اما دیر یا زود، این کشورها به محور اصلی ( تنظیم رابطه بر اساس منافع ملی ) باز گشته اند یا باز خواهند گشت!! &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;،&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;اکنون نزدیک به سه دهه است که سیاست خارجی ایران، دچار یک تناقض بزرگ است. این تناقض، گاهی آنچنان در جهات مختلف عمل کرده است، که ایران را تا مرز درگیریهای بزرگ پیش برده، و گاهی نیز، بسختی منافع ملی و حتی تمامیت ارضی کشور را مورد تهدید قرار داده است. این تناقض، شکل دهی نوعی از سیاست خارجی بر مبنای مصالح عقیدتی، از یکسو و از سوی دیگر، نگاه به رابطهء با کشور های دیگر بر اساس ظاهرأ منافع ملی است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;به معنای دیگر، حاکمیت، از یکطرف ظاهرأ کوشیده است که بعنوان نماینده ملت ایران؟! حافظ منافع ملی و سرزمینی ملت ایران در کشمکش های بین المللی باشد، و از سوی دیگر، بر اساس مصالح عقیدتی ( که مشروعیت خویش را بر مبنای آن قرار داده است )، همان منافع ملی و استراتژیک را زیر سوال برده و ناقض آن بوده است. مثالها در این مورد فراوانند که در ادامهء بحث به آنها خواهیم پرداخت، اما آنچه اهمیت دارد که در اینجا ذکر شود، تفهیم این اصل مسلم سیاسی به سردمداران کنونی حکومت است که &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;: « نقض منافع ملی، به معنی نقض حاکمیت ملی نیز هست!!! ».&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;بر این اساس است که می بینیم همهء رژیمهای سیاسی صد درصد ضد ایرانی در تاریخ ایران، حتی بر خلاف میل خود، تلاش کرده اند تا حافظ منافع ملی ایران باشند! چرا که خوب دانسته اند که &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;اگر بخواهند به حاکمیت  و سیطرهء خود بر این کشور ادامه دهند، چاره ای ندارند جز اینکه از فرق سر تا نوک پا، ایرانی و ملی باشند!!!&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;آنها خوب فهمیده اند که نمی توانند به غلط یا درست، خود را نمایندهء یک ملت و یک سرزمین و حافظ منافع آن در سطح بین المللی معرفی کنند و بر این اساس به حاکمیت خود، مشروعیت دهند و در همانحال با دشمنان تاریخی این ملت، آبگوشت بخورند و در کاسهء مشترک نان تریت کنند! ( 1 )&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;درست بر همین اساس است که ترکهای خونخوار و جنایتکار صفوی را با وجود  مشترکات همه جانبه با پسرخاله هایشان در آنسوی مرز، در ستیز با عثمانی می یابیم! جنگهای طولانی مدت صفویان با عثمانی، با وجود مشترکات  قومی، زبانی، مذهبی و... را تنها و تنها یک چیز توجیه می کند و آن، قرار گرفتن قزلباش ها بر مصدر حاکمیت ملی است، که خودبخود، وظیفهء دفاع از منافع ملی ِ  ملت ایران  را بر دوش ایشان قرار می داده است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;این موضوع، بارها و بارها در تاریخ سرزمین ما تکرار شده است؛ محمود افغان، پس از تاجگذاری، به اولین اصلی که متعهد می شود، دفاع از منافع سرزمینی ملت ایران است!! آغا محمد خان قاجار، که زمانی بزرگترین رسالت خویش را نابودی ایران و ایرانی و برداشتن تخم ایشان از زمین دانسته بود، وقتی به حاکمیت می رسد؛ به بزرگترین مدافع  منافع ملی همین کشور تبدیل می شود!!!... به این موارد در تاریخ چند هزار ساله ایران، بسیار بر می خوریم. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;اصل دفاع از منافع ملی و سرزمینی، آنقدر بدیهی است که حتی مقاوله نامه های بین المللی نیز بر آن تاکید فراوان دارند.&lt;/span&gt; بعنوان مثال، &lt;span style="color:#009900;"&gt;از منظر حقوق بین الملل، اشغالگران هر کشور، در طی زمان اشغال، موظف به رعایت منافع ملی و سرزمینی کشور اشغال شده هستند! و نمایندهء ملی!!! آن به حساب می آیند.&lt;/span&gt; بر همین اساس است که می بینیم تا پیش از شکل گیری حاکمیت ملی در عراق و افغانستان، برای سفر به این دو کشور، باید به جهت اخذ روادید، به نمایندگی ها ی آمریکا، مراجعه می شد!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt; ... و  اما اکنون، درست  یا غلط، زشت یا زیبا، مشروع یا نامشروع، وظیفهء دفاع از منافع ملی و سرزمینی ملت ایران، دراختیار کسانی قرار گرفته است که بنام جمهوری اسلامی ایران، حکومت کرده و در مجامع بین المللی، این کشور را نمایندگی می کنند. این مجموعهء افراد، با هر عقیده و مرام و از هر قوم و قبیله و تباری که هستند، وظیفه دارند تا زمانیکه قدرت را در اختیار دارند، پاسدار منافع ملی  و سرزمینی ایرانیان باشند! &lt;span style="color:#666600;"&gt;این افراد باید بدانند که وابستگیهای عقیدتی و یا قومی و زبانی ایشان، بهیچوجه نمی تواند توجیه گر اولویت رفتار و عملکردی باشد که ناقض منافع ملی باشد!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;چیزی بنام « جهان اسلام » وجود خارجی ندارد!&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#330099;"&gt;این را خود حاکمیت بهتر از هر کسی می داند!!&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#006600;"&gt;بر این اساس، تمامی عملکردی که بر اساس دفاع از منافع موهوم عقیدتی  و در خارج از  مرزهای سرزمینی، صورت می پذیرد، عملأ ناقض منافع ملی ایرانیان است و مشروعیت حاکمیت کنونی را از هر جهت زیر سوال می برد!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;آقایان! خوب می دانند که ملتها، تنها زمانی بازیگر سیاسی به حساب می آیند که توانسته باشند بر سرنوشتشان حاکم شوند! &lt;span style="color:#6600cc;"&gt;از آنجا که در تمامی کشورهای به اصطلاح اسلامی، حاکمیت و قدرت در اختیار کسانی است که متحد استراتژیک استعمار هستند، بر این اساس؛ هر گونه نزدیکی به این کشورها، تحت هر عنوان، از جمله مشترکات عقیدتی ، ناقض منافع ملی ایرانیان است!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; سکوت در برابر عربها و ترکهائی که بگونه ای مداوم و شرم آور، بر بخشهائی از سرزمینمان، ادعای ارضی داشته و به تحریک ملت ایران بر علیه یکدیگر مشغولند و دشمنان تاریخی این مردم به حساب می آیند، تحت عناوین مشترکات عقیدتی و مذهبی، قومی و قبیله ای، و هم مرز بودن و منافع اقتصادی مشترک داشتن، خیانت آشکار به ملت ایران است و شدیدأ ناقض منافع ملی و تاریخی و استراتژیک ایران!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمهوری اسلامی، موظف به تصحیح سیاست خارجی خود، بر اساس منافع ملی مردم ایران و بدور از ملاحظات عقیدتی و اقتصادی است! در غیر اینصورت، مسئولیت مستقیم هر گونه حادثهء ناگواری، از جمله جنگهای ویرانگر آینده و تجزیهء سرزمینی، بر عهده کسانی است که  امروز حاکمیت را در اختیار دارند!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;ترکهای&lt;/span&gt; منطقه&lt;span style="color:#330033;"&gt; آران،&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#663333;"&gt;ترکیه&lt;/span&gt; و همچنین &lt;span style="color:#663300;"&gt;کشورهای عربی&lt;/span&gt; نیز باید بدانند که &lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;ملت&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ایران&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;، تحت هیچ شرایطی، ذره ای از حق حاکمیت سرزمینی و منافع ملی خود کوتاه نخواهد آمد، حتی به قیمت نابودی همهء منطقه!!!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اردیبهشت هزارو سیصد و هشتاد و هفت&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.maghalatemazdak.blogspot.com/"&gt;www.maghalatemazdak.blogspot.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;1 -  تریت ( معرب آن: ترید )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6593606043051670950-138163908846853958?l=maghalatemazdak.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/138163908846853958'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6593606043051670950/posts/default/138163908846853958'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://maghalatemazdak.blogspot.com/2008/05/blog-post_22.html' title='منافع ملی یا مصالح عقیدتی؟'/><author><name>فرهاد عرفانی - مزدک</name><uri>http://www.blogger.com/profile/08741840284816034721</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6593606043051670950.post-1192408736987240465</id><published>2008-05-06T02:44:00.003+04:30</published><updated>2008-05-06T03:19:46.677+04:30</updated><title type='text'>تمرکز گرائی یعنی چه؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#006600;"&gt;تمرکز گرائی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; یعنی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;چه&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#663300;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;فرهاد&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#666600;"&gt;عرفانی&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#33cc00;"&gt;–&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;مزدک&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff6600;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff6600;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ایجاد هماهنگی در هر ساختاری، نیاز به مدیریت و برنامه ریزی واحد دارد! هر ساختاری، متشکل از اندام واره هائی است که توسط شبکه ای از ارتباطات، با وظائف مشخص، مدیریت، هدایت و فعال می شود. جامعه نیز، همانند هر ساختار دیگر، چنانچه از مدیریت، هدایت و کنترل منطبق بر برنامهء مشخص پیروی نکند، دچار تشتت و زوال و انحطاط شده و در نهایت، از هم می پاشد.&lt;br /&gt;جدا از مشخصه ارزشی هر نظام، که مثبت است یا منفی، و یا وجوه مثبت و منفی مختلفی در بر دارد، چنانچه مجموعهء ساختار اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن، از نظم و هماهنگی منطبق بر مدیریت و برنامهء واحد پیروی نکند، اساسأ موضوعیت خویش را به عنوان یک جامعه، از دست خواهد داد. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;،&lt;br /&gt;آنچه آمد، پیش در امدی بود در وارد شدن به مباحث تمرکز گرائی، عدم تمرکز و همچنین بحث تمرکز گریزی و گرایشهای گریز از مرکز! در نظامهای مدرن؛ « دولت، ملت، کشور ».&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از منظر تاریخی، دولت هخامنشی، و شخص کورش را، باید بنیان گذار اولین نمونهء نظام هماهنگ اداری، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، در شکل نوین دانست. وی برای اولین بار، با ایجاد تقسیمات کشوری ِ مشخص و صاحب هویت عمومی، و نه محلی ( یعنی استان ) یا « ساتراپ »، و ایجاد ارتباط برنامه ریزی شده در بین این مناطق، و مدیریت این واحدها بر اساس قوانین واحد حقوقی، توانست به یک جامعه و یک ساختار، با زیر مجموعه های متنوع، شکل امروزی هدایت جوامع را اعطاء کند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بر اساس نظم بوجود آمده در ساختار جامعهء هخامنشی، مردمانی که در حوزهء امپراطوری ایران می زیستند، بدون توجه به نوع دین و آئین و نژاد و قومیت و زبان آنها، موظف می شدند از قوانین جامع و عمومی ، که برای همهء آدمها ( شهر وندان ) وضع شده بود، پیروی کنند. طبیعتأ ایجاد هماهنگی و نظم و اجرای قوانین عمومی، در گستره ای بوسعت یک کشور، نیاز به انسجام در مدیریت، و برنامه ریزی واحد داشت. با ساختاری که هر اندامواره یک ساز بزند و از قوانین و برنامهء خود پیروی کند، نمی شد آن ساختار را هویت جمعی داده و بعنوان یک جامعه و یک کشور بر کشید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بعنوان مثال، در ساختار اقتصادی ِ نظام متمرکز هخامنشی، در پایان روز، حقوق کارگران باید پرداخت می شد! دیگر تفاوتی نمی کرد که این کارگردر شمال زندگی می کند یا جنوب، سفید است یا سیاه و پارسی سخن می گوید یا ایلامی!! بر این اساس،&lt;span style="color:#009900;"&gt; قانونی که در مدیریت مرکزی وضع شده بود، در همهء کشور لازم الاجرا بود و مبنای پی ریزی چنین قانونی، حقوق انسانی بود، نه حقوق قومی و نژادی و مذهبی و...!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کوروش ،با پی ریزی نظام واحد اداری و حقوقی، و ایجاد مدیریت واحد، توانست بر بسیاری ار مشکلات گذشتهء جامعهء ایران فائق آید. مشکلاتی همچون کشمکش ها و درگیریهای قومی و قبیله ای، که بر مبنای برتری طلبی و یا تمایزهای دینی و نژادی و... صورت می پذیرفت، و یا ظلم و اجحافی که بر طبقات فرودست، و یا اقشاری همچون کودکان و زنان، اعمال می شد و یا ویرانی هائی که نتیجهء عدم انسجام ملی بود و هر چند گاه یکبار، بیگانگان را، به طمع غارت، بسوی ایران گسیل می داشت... و اینچنین بود که از دل ایجاد نظام متمرکز مدیریت کشوری، و بر مبنای حقوق بشر، آنچنان جامعه ای بوجود آمد که برای بیش از یک قرن، نمونه ای عالی از هدایت یک ساختار انسانی، در زمان خود، محسوب می شد! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نظام متمرکز یعنی چه؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;نظام متمرکز به آنچنان نظامی گفته می شود که بر مبنای مدیریت مرکزی واحد و برنامه ریزی کلان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، پی ریزی می شود.&lt;/span&gt; در چنین نظامی، هر آنچه به حیات عمومی مردم و در چهار چوب یک جغرافیای سیاسی مشخص، مربوط می شود. از یک مرکز هدایت مشخص و بر اساس یک برنامهء همه جانبه و فراگیر، مدیریت می شود. این مدیریت کلان، پیش از هر چیز، موظف به تنظیم رابطهء شهروندان از منظر حقوقی، در داخل از یکسو، و از سوی دیگر، تنظیم این رابطه، بر اساس منافع ملی، با دیگر کشورها و حوزه های جغرافیای سیاسی غیر ملی است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#009900;"&gt;مدیریت در نظام متمرکز، موظف است تا در داخل کشور، فارغ از شکل بندیهای قومی و نژادی، مذهبی و آئینی، زبانی و گویشی و هر نوع گوناگونی موزائیکی، بر مبنای حقوق شهروندی، که مفروض بر حقوق انسانی است، برنامه های واحدی را در جهت توسعهء مدنی و حقوقی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی، طراحی و اجرا کند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در نظام متمرکز، برنامه ریزی در حوزهء آموزش، تربیت، و فرهنگ عمومی و مشترک، بهداشت همگانی، تنظیم بودجه و مسائل پیرامونی، ایجاد کار و اشتغال و تنظیم قوانین مربوط به روابط عوامل تولید و سرمایه، امنیت عمومی و دفاعی کشور، تدوین حقوق مدنی و سیاسی افراد و گروههای اجتماعی و تنظیم ساختار هدایت سیاسی جامعه، توسعهء هماهنگ اقتصادی ( در کشاورزی و صنعت ) و همچنین ایجاد چشم انداز واحد رشد برای کل کشور، به مدیریت دولتی، در مرکز یک کشور و حکومت مربوط می شود، و از طرف دیگر، مدیریت اجرائی تصمیمات کلان، تنظیم شکل اجرا با توجه به موقعیت محلی و استانی، تنظیم رابطهء نیازها با امکانات و تضمین اجرائی شدن طرحها و همچنین تنظیم رابطه متعادل با دیگر مناطق از جهت توسعه، بعهدهء مدیریت محلی و بومی می باشد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از این منظر، اگر بخواهیم نظام متمرکز را در یک جمله خلاصه کنیم، می توانیم بگوئیم که &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff6600;"&gt;نظام متمرکز، نظامی است که در آن، مدیریت، متمرکز و واحد است، و چگونگی تقسیم امکانات تخصیص یافته و اجرا، غیر متمرکز و بومی!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;در چنین نظامی، تصمیمات مربوط به شکل حکومت و تنظیم قوانین عمومی، نوع اقتصاد، نوع روابط خارجی، نوع سیستم آموزش همگانی و همچنین مدیریت امنیتی داخلی و خارجی، بعهدهء قدرت مرکزی است و هزینه کردن بودجه، تقسیم امکانات و شکل بکارگیری آن، مدیریت شهری و همچنین پاسخ به مطالبات حقوق مدنی، بعهدهء مدیریت محلی و بومی است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در نظام متمرکز، قدرت سیاسی، بنابر خواست عمومی شکل گرفته و از نظر زمانی، محدود به زمان و دوره ای خاص است ( مانند طول عمر دوره ریاست جمهوری و یا نخست وزیری و دولتها ) و رژیمها موظف به حرکت در چهار چوب قانون اساسی و قوانین عمومی هستند. در این نظام، تصمیمات اصلی مربوط به سرنوشت کشور و تعیین خطوط اصلی آن، در مرکز و توسط حکومت و ارگانهای مربوط به آن گرفته می شود و مدیریتهای محلی، فقط در حدود اجرائی، و تنظیم رابطهء قوانین عمومی با قوانین محلی، دارای قدرت هستند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در حال حاضر، در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان، همچون آمریکا، روسیه، چین، انگلستان، فرانسه، سوئد و انواع و اقسام دمکراسی های لیبرال؟! این نوع رژیم سیاسی، برقرار است، صد البته با اسامی مختلف مانند دمکراسی حزبی و فدرال در آمریکا یا دیکتاتوری پرولتاریا در چین!!! و یا دولت رفاه در سوئد!.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تمرکز قدرت در این نظامها ( &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;بر خلاف ظاهر غیرمتمرکز و گاهی مثلأ فدرال با حکومتهای ایالتی!&lt;/span&gt; ) به حدی است که سیستم، حتی قدرت مرکزی را به تبعیت وا می دارد، و این قدرت مرکزی، خارج از چهارچوبهای تدوین شده، قادر به اعمال هیچ حکومتی نیست!!! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;لازم به ذکر است که نظام متمرکز حکومتی ( در شکل امروزی! ) زائیدهء شکل گیری صورتبندی سرمایه داری است و با پیشرفت هر چه بیشتر آن، از پیچیدگی و قدرت بیشتری برخوردار شده و می شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;آیا نظام متمرکز ارتجاعی و نامطلوب است؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;بهیچوجه! همانطور که ذکر آن رفت، نظام متمرکز، منطبق بر پیشرفت مدنیت و توسعهء اقتصاد و اجتماع است. این نظام، در شکل آن، کاملأ مترقی و مطابق با توسعهء همه جانبه انسانی است.&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;اگر مشکلی بوجود آید، از آنجا ناشی می شود که در نظام متمرکز، ساختار، متناسب با نظم پیش بینی شده، عمل ننماید!&lt;/span&gt; به تعبیر دیگر، &lt;span style="color:#ff6600;"&gt;با رعایت نظام متمرکز نیست که مشکل پیش می آید، بلکه با نقض آن و زیر پا گذاشتن آن است که ساختار، دچار مشکل شده، و با شورش و عصیان و انقلاب، یا از هم گسیختگی، مواجه می شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بعنوان مثال، در یک نظام متمرکز، تخصیص بودجه باید بر مبنای نیازهای راهبردی و در جهت رشد و توسعه یکسان، صورت پذیرد و نظام بر اساس مکانیزم های کنترل ِ از قبل پیش بینی شده، چگونگی مدیریت، هزینه، اجرا و بازدهی را، بصورت یک چرخه، به منبع اولیهء مدیریت، بازگرداند. حال اگر در مدیریت برنامه ریزی، و یا اجرا و مراحل بازدهی، اشکالی وجود داشته باشد، و بخشی از ساختار، در حوزهء وظائف تعریف شده عمل ننماید، طبیعتا، همان یک رکن بیمار، مجموعه ارکان را دچار مشکل می کند، ساختار دچار نارسائی شده، در جائی تضعیف و در جای دیگر، متورم می شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مهمترین بحث در مبحث حاکمیت متمرکز، توانائی و قدرت مدیریت است.&lt;/span&gt; هر چه مدیریت، از برنامه ریزی مدون تر و منطبق بر ضوابط و با انضباط بیشتری عمل نماید و اهرمهای کنترل قویتر باشند، حاصل کار دقیق تر و اجرائی تر و با بازده بیشتر خواهد بود.&lt;br /&gt;گروهی تصور می کنند که انضباط و ضوابط، همان اجبار و زور و خشونت است!!! در حالیکه درست بعکس، منظور نظر است! یعنی در یک نظام متمرکز، جامعه از سطح مهد کودک و کودکستان، وظیفه و مسئولیت را نهادینه می کند! و بر این اساس، فردی که به سطح مسئولیت اجتماعی، یعنی سن قانونی می رسد، می داند، فراگرفته و در او نهادینه شده است که خدمت، تعهد، مسئولیت و اجرای وظیفه و رعایت قانون، جزئی تفکیک ناپذیر از زندگی مدنی است! بر این اساس، نیاز به پلیس و حراست و جاسوس و چماق، برای اجرای قوانین و به حرکت در آوردن ساختار جامعه، وجود ندارد و هر مهره ای، در هر کجا که چیده می شود، به وظیفه خود عمل می کند! بمعنی دیگر، افراد و شهر وندان، در چنین نظامی، درهمان حدی از امکانات استفاده می برند که به مسئولیتهای اجتماعی خود عمل می کنند! در چنین صورتی است که عدالت اجتماعی نیز، بعنوان یک عامل سنجش سطح توسعه یافتگی مطرح می شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آیا جامعه ء توسعه یافته با نظام متمرکز،عادلانه نیز هست؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;لزومأ خیر! تمرکز و توسعه، شکل هدایت ساختار است، و عدالت، مربوط به بهره مندی جامعه از نتیجهء اجرائی آن نظام ِ متمرکز و ساختار توسعه یافته!&lt;br /&gt;بنابر این، &lt;span style="color:#009900;"&gt;هر نظام متمرکزی، لزومأ عادلانه نیز نیست، یک نظام متمرکز، تنها در صورتی، عادلانه نیز هست که مکانیسم هائی نیز برای تقسیم ثروت تولید شده و توسعهء نیروی انسانی و حقوق شهروندی، طراحی و اجرا شود!&lt;/span&gt; بر این اساس است که امروزه، دولتهای رفاه، در چهارچوب نظام متمرکز سرمایه ( دولتهای سوسیال دمکرات )، معتقد به کشمکش دائمی بین نیروی خواهان تورم سرمایه در بخشی از جامعه، با نیروی مدافع تخصیص امکانات عمومی بیشتر، به جهت جلوگیری از قطبی شدن جامعه، هستند!&lt;br /&gt;بر اساس آنچه گفته شد، &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;آنها که مبحث توزیع عادلانه ثروت را با مبحث شکل ساختار ومدیریت جامعه « که لزومأ باید متمرکز عمل کند!» د رهم می آمیزند، از درک درستی در مکانیزم شکل گیری جوامع مدرن برخوردار نیستند و &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;ساختار را، با محتوا و نتیجه عمل ساختار، در هم می آمیزند، &lt;/span&gt;درست مانند اینکه شما از نارسائی عمل قلب، به کتمان لزوم برخورداری از قلب، برسید!!!&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;گرایش گریز از مرکز یعنی چه؟&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گرایش گریز از مرکز، همان تفکری است که اعتقاد به نظام و ساختار غیر متمرکز دارد. &lt;span style="color:#990000;"&gt;نظام غیر متمرکز، نظامی است که پیشینه آن، به تفکر فئودالی در نظم دهی اجتماعی، اقتصادی بر می گردد. تفکری که اساس هدایت، مدیریت و تنظیم روابط انسانی را، نه حقوق شهروندی، بلکه تمایزات طبقاتی ، اقتصادی، زبانی و فرهنگی قرار می دهد.&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt; در چنین تفکری، انسانها، پیش از اینکه انسان باشند! متعلق به یک طبقه اجتماعی و یا گروه قومی و یا یک ملیت خاص و یک زبان و دین و فرهنگ بخصوص هستند که درست بر مبنای همین خاص بودن! حقوقی منحصر بفرد به ایشان تعلق می گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در چنین تفکری، من، من! هستم و من پیش از دیگران هستم و بیش از دیگران در محدودهء خویش ( از منظر طبقه اجتماعی، دین، زبان، نژاد و ... ) دارای حق هستم! &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مبنای قدرت و اختیار در چنین تفکری، سطح دارائی و امکانات، خلوص در اعتقاد و نژاد و زبان و قومیت ... است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;با چنین تفکری است که دوک نشین آلمانی، در تغییر صورتبندی اقتصادی، سیاسی از نظام زمینداری ( فئودالیسم) به سرمایه داری، تبدیل به جمهوری فدرال می شود!!!&lt;/span&gt; چرا که همزمان با اینکه خواهان برخورداری از مواهب یک زندگی مدنی پیشرفته تر از نظام قبلی ( زمینداری ) است، اما حاضر به تقسیم قدرت در حوزه های سیاسی و نژادی و قومی و زبانی، نیست!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگر دقت شود، اکثر نظامهای فدرال، در کشورهائی مطرح می باشد که تعصبات قومی و نژادی و زبانی و دینی، د رآنها ریشه دارتر است. سوئیس، آلمان، آمریکا، کانادا و ... نمونه هائی از این دست هستند. هم از اینجهت است که اکثر جوامع فوق الذکر، دچار نوعی تناقض در ساختار هستند و همواره بین گرایشات گریز از مرکز، و گرایش به مرکزیت واحد( که لازمهء نظام نوین است) در کشاکش هستند! همین امروز اگر حتی برای یک روز، قدرت مرکزی در اینگونه کشورها ضعیف عمل کند، به سه شماره، این کشورها فرو می پاشند ( نمونهء قدرت گیری تجزیه طلبان در بلژیک، در این اواخر، نمونه ای خوب برای تأئید نظر فوق است).&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به بحث اصلی باز می گردیم...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;همانگونه که ذکر شد، پیشینهء گرایش به نظام غیر متمرکز و مرکز گریز، به تفکرات باز مانده از صورتبندی اقتصادی، سیاسی پیشین ( زمینداری ) باز می گردد. این گرایشات اعتقاد دارند که مدیریت سیاسی باید غیر متمرکز عمل کند و هر واحد کشوری( بر مبنای اجتماع قومی و نژادی یا مذهبی و یا زبانی و فرهنگی ) باید از اختیارات کامل در حوزه های سیاست، اقتصاد و فرهنگ برخوردار باشد! و نظام مدیریت مرکزی، فقط در حوزهء تنظیم قوانین کلی و سیاست خارجی و ارتش، تصمیم گیرنده باشد و حق دخالت در امور محلی را نداشته باشد. &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;به زبان ساده و عامیانه؛ ایشان، معتقد به حکومت ملوک الطوایفی هستند ولی با نام جدید ( نظام فدرال و یا خود مختار؟!).&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;آنها معتقدند که در اینصورت، نیروهای محلی می توانند خود تصمیم بگیرند و بر این اساس از توسعه و دمکراسی بیشتری!!! برخوردار می شوند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;نقطهء ضعف اساسی چنین تفکری آنستکه، پاسخی برای مبنای حقوقی اِعمال حق در جامعه ندارد! و اما به زبان دیگر، از آنجا که مبنای برخورداری از حق را، نه انسان ِ برابر بودن و حقوق شهروندی، بلکه تمایز قومی و نژادی و مذهبی و زبانی قرار داده است،&lt;/span&gt; بر این اساس بسیار سریع، به سمت ایجاد یک جامعهء مخوف طبقاتی با تمایزات شدید، که هر قوم و قبیله برای خود خواهان حق ویژه هستند، حرکت خواهد کرد و فردگرائی و فرد محوری متعصبانه، اساس وجودی چنین جامعه ای را هماره تهدید می کند. اینچنین است که مدیران چنین نظامی، بر خلاف آنچه تصور می کنند، باید برای کنترل و هدایت وضعیت موجود، دست به ایجاد نظام پلیسی و ایجاد انواع و اقسام سیستم های کنترل بزنند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;در نظام غیر متمرکز، علاوه بر اینکه تبعیض و تمایز، برطرف نشده و از بین نمی رود، بلکه بعکس، تداوم یافته و بشکل مدرنی! نظام مند و تثبیت می شود!!&lt;/span&gt; چرا که اگر در نظام متمرکز، اعتقاد به حقوق شهروندی، صرفنظر از ویژگیهای متفاوت و متمایز است و این امید می رود که در پی مبارزات پارلمانی، حزبی و قانونی، بتوان به حقوق مدنی در حوزه های مختلف دست یافت،&lt;span style="color:#3333ff;"&gt; در نظام غیر متمرکز، نظر به اینکه اعتقادی به حقوق شهروندی بر مبنای آنچه ( بخصوص در زمینه ء طبقاتی! ) ذکر شد، وجود ندارد، و اصل، تمایزاست، نه نقاط اشتراک، جامعه بشدت موزائیکی شده، تفاوتها، بعنوان نقطهء قوت عمل کرده و جامعه به قهقرا می رود و برای ادامهء حیات مجبور به دادن باج به قدرتهای بزرگ می شود&lt;/span&gt; ( نمونهء اینگونه کشورها و دولتها در دههء اخیر، بسیار ایجاد شده اند و اکنون از مشکلات فراوان در رنج هستند! آذربایجان، گرجستان، ترکمنستان، بوسنی و هرزگوین، آلبانی، ... از جملهء چنین جوامعی هستند!). &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نکته ای که باید عمیقأ به آن توجه داشت اینستکه؛ بحث &lt;span style="color:#3333ff;"&gt;سازمان اداری جامعه و شکل تنظیمات ساختاری و مبانی قانونی و حقوقی آن را، بهیچوجه نباید با محتوای عادلانه و آزادانه آن، « اینهمان » پنداشت!&lt;/span&gt; بلکه آنچه تعیین کنندهء سمت و سوی عملکرد ساختار و اهداف عدالت طلبانه و یا دمکراتیک آن است، نوع و شیوهء تفکری است که از دل اندیشه ها و آرمانهای احزاب موجود در یک جامعه، که بنابر دمکراسی پارلمانی، قدرت را در دست می گیرند، بوجود می آید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به معنا ی دیگر،&lt;span style="color:#cc33cc;"&gt; ساختار یک حکومت و یک جامعه و نظام اداری آن، همچون ابزاری هستند که با توجه به اینکه در اختیار چه نیروها با چه تفکری، قرار گیرند، می توانند به محتوای این ساختار و شکل، معنای عادلانه و یا غیر عادلانه، دمکراتیک و یا ضد دمکراتیک، بدهند.&lt;/span&gt; اگر این امکان را در دو نظام متمرکز و غیر متمرکز، با هم مقایسه کنیم، ممکن است که نظام غیر متمرکز ملوک الطوایفی؛ قدرت طلبان بدنبال پست و مقام را ارضاء کند! اما توده های عادی مردم را از امکاناتی که در اشتراک و برابری حقوقی و شهر وندی با دیگر مردمان، بدست می آورند، محروم می کند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بعنوان مثال&lt;span style="color:#009900;"&gt; برای یک آذربایجانی و یا یک کرد، فرقی نمی کند که آن کسی که بعنوان شهردار انتخاب شده است، ترکی حرف می زند و شیعه است یا کردی حرف می زند و سنی است. آنچه برای او اهمیت دارد اینستکه کار و بهداشت و آموزش رایگان داشته باشد، بیمه باشد، آینده اش تامین و روشن باشد، مسکن داشته باشد، از احترام و حقوق مدنی برخوردار باشد و در نهایت، بعنوان یک شهروند برابر حقوق، یک انسان و یک آدم فرض شود!&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt; و چنین چیزهائی، تنها در یک نظام متمرکز با مدیریت و برنامه ریزی صحیح و قانونمند و همگانی و شکل دمکراتیک امکانپذیر است نه با ریاست جمهوری ارثی الهام علی افی و یا نظام ریاست جمهوری مادام العمری و قومی ترکمن باشی و ملوک الطوایفی مس
